کتابخانه عمومی عطاملک جوینی

قفسه های کتاب کتابخانه عطاملک شهر نقاب به روی همگان باز است!!!

و این چنین دختر معصوم به ...

"ماسلوا" دختر معصومی است تنها جرمش این است که بخاطر فقر خدمتکار خانواده ثروتمند می شود تا با حقوق خود خودکفا باشد و به زندگی خود سروسامان دهد.زندگی وفق مرادش بود تا اینکه "نخلدیف" برادرزاده زن صاحبخانه به آنجا می آید و عاشق ندیمه زیبا می شود بطوریکه به او تجاوز می کند و این پایانی است بر زندگی خوش ماسلوای معصوم و آغازی است بر زندگی سرشاز از فساد و تن فروشی وی.آری او ناخواسته به این راه کشیده شد و برای امرارمعاش تن فروشی می کرد.تا اینکه قتلی صورت می گیرد و ندیمه معصوم به عنوان متهم درجه اول در دادگاه حاضر می شود. جوان اصیل زاده که ده سال قبل دامن دختر جوان را لکه دار کرده است، جزو هیأت منصفه است. جوان اصیل زاده وقتی در دادگاه زن جوان را ملاقات کرده و از سرنوشت شوم و دردناک زن جوان آگاه می شود، می فهمد که به دلیل یک لحظه کامجویی او چگونه دختر بی گناهی به مغاک انحطاط و تیرگی سقوط کرده است و در همین لحظه روح او دچار تحول و تغییر ماهیت گشته و برای جبران گناه خود به پا می خیزد ولی آیا می تواند آب رفته را دوباره به جوی باز گرداند و سعادت از دست رفته دختر جوان و نگون بخت را به او بازگرداند.
خلاصه رستاخیز کتابی حقوقی و قشنگی است که در عمق داستان نخلدیف که یک اشراف زاده است به خاطر دختری که او را به انحراف کشیده است دست به اصلاح خود می زند تمام دارایی های خود را به فقرا می دهد و برای بیرون آوردن ماسولا دختر فریب خورده انجام می دهد. اشراف زاده از نازو نعمت دست می کشد و به کمک به مردم روی می آورد کارهای که قبلا با اشراف انجام می داده است برایش مثل دیگر هیچ ارزشی ندارد. دوستان اشراف زاده او به او می خندند و او را دیوانه قلمداد می کند.

 او تصمیم می گیرد که با ماسولوا ازدواج کند

. در این رمان تصویر غم انگیز از طبقات فقیر جامعه ارائه می دهد و از طرف دیگر از اشراف تصویر ارائه می دهد که آنها دارند به مردم فقیر ظلم می کند. و در آخر نتیجه گیری قشنگی از ماجرا می گیرد.

اعضای محترم رمان زیبای رستاخیز را ازکتابخانه عطاملک جوینی به امانت بگیرید!!!

 

[ دو شنبه 18 شهريور 1392برچسب:رستاخیز,تولستوی,معرفی رمان,

] [ 12:31 ] [ ،سعید فیضی، ]

[ ]

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 32 صفحه بعد