قفسه های کتاب کتابخانه عطاملک شهر نقاب به روی همگان باز است!!!

آمار مطالب

کل مطالب : 994
کل نظرات : 3

آمار کاربران

افراد آنلاین : 0
تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 2
باردید دیروز : 53
بازدید هفته : 359
بازدید ماه : 1091
بازدید سال : 1328
بازدید کلی : 1328
نویسنده : ،سعید فیضی،
تاریخ : سه‌شنبه 28 آذر 1402
نظرات 0

یلدا و طلسم تاریکی  (نویسنده سعید فیضی)

 

یکی بود یکی نبود بزرگتر از خدای مهربان هیچ کسی و هیچ چیزی نبود.

در زمان های قدیم، در یک گوشه از این کهکشان بزرگ، کره ای به نام کره زمین  وجود داشت که اهریمن تاریکی بر آن حکمرانی می کرد. اهرمین تاریکی اینقدر قدرت داشت که با طلسم خود حرکت کره زمین را به دور خورشید متوقف کرده بود .روزهای اول که کم کم تاریکی داشت همه جار ا  فرا می گرفت مردم  کره زمین باور نکردن این طلسم باشد. یکی می گفت: اشکالی ندارد ما اینقدر چراغ داریم که نیازی به خورشید نیست. یکی می گفت: خورشید خیلی بد است من یکبار که در چشم های خورشید نگاه کردم چشمانم  تا چند روز هیج کجا را نمی دید.اصلا بهتر خورشید می خواهیم برای چه؟ یکی دیگرگفت: مجبور نیستم خودمان را در هوای گرم باد بزنیم، یکی دیگر می گفت: بهتر اینقدر دور خورشید چرخ می خوردیم که من چند بار خوردم زمین و پام شکست مگر چرخ و فلکه ،ولی مردم نمی دانستن این چند نفری که از خورشید بد می گفتن از نوکرهای همان اهریمن بدجنس هستند که زمین را طلسم کرده است که به دور خورشید نچرخد. سه ماه از زمانی که نور خورشید به زمین نرسیده بود گذشت، کم کم نفت چراغ ها و بخاری های مردم تمام شد. و از سرما نمی توانستند بخوابند تا اینکه یک روز تاریک پیرمردی لاغر اندام با موهای سیاهش که نصف صورتش را پوشانده بود وسط میدان شهر آمد و گفت: مردم اصلا نگران نباشید تا درخت ها و جنگل ها هست چه نیازی به نفت داریم تا خودمان را گرم کنیم و بعد تبرهای به سیاهی شب را بین مردم پخش کرد و بله مردم افتادن به قطع درختان جنگل تا بتوانند خودشان را گرم کنند. همینطور که درخت ها یکی یکی قطع می شد، شیطان بدجنس در کوهی که به کوه وحشت معروف بود در غارش قند توی دلش آب می شد و از اینکه همدستانی چنین حیله گر دارد به خودش می بالید. خلاصه بعد از یک سال که از طلسم شوم شیطان می گذشت، دیگر درختی روی کره زمین نبود و مردم داشتند یکی یکی از سرما و گرسنگی می مردند، چون فهمیده بودن وقتی نور خورشید نباشد نه گرمایی هست و نه غذای برای خوردن، تمام مزارع گندم خشک شده بود. و فقط آنهای زنده می ماندن که به کوهستان وحشت می رفتند و روحشان را به شیطان می فروختند و یوغ بردگی اهریمن را به گردن می انداختند و برده شیطان می شدند. آن وقت شیطان وردی جادویی می خواند و درون آن آدم بدبخت را پر از شعله های حسد و کینه و دشمنی می کرد و آن وقت انسان بیچاره از درون گرم می شد، آن هم با چه؟ با دشمنی ، حسودی ، کینه ، دشنام ، فحش دادن ، مسخره کردن و تحقیر بقیه انسان ها، یعنی یک آدم برای اینکه بتواند در طول روز گرم شود باید کلی حسودی می کرد، کلی فحش می داد و تا می توانست بقیه آدم های دور و برش را مسخره کند تا بتواند زنده بماند و برای غذا خوردن باید از لجنی بدبویی که انتهای غار تاریکی جایی که شیطان خانه داشت و از زمین می جوشید استفاده کند. روزها تاریک و سرد به همین منوال می گذشت و تنها در یک روستای دور افتاده چندین خانواده زندگی می کردند که حاضر نبودند روح شان را به شیطان بفروشند و با هر سختی بود با لباس های گرمی که از قدیم داشتند خودشان را گرم نگاه می داشتند، و از انبار قدیمی که مقداری آذوغه جمع کرده بودند روزگار می گذراندند. ولی روز به روز به سرمای هوا اضافه می شد و هیزم زیادی هم نداشتند و دیگر چیز زیادی از غذاهای که انبار کرده نمانده بود، که پیرمرد سفید موی با چهره نورانی در حالیکه که کتاب بزرگی در دست داشت وارد روستا شد. اهالی که در میدانگاه روستا جمع شده و مشغول دعا به درگاه خداوند برای از بین رفتن طلسم شیطانی بودند، همگی انگار نور امیدی را حس کرده باشند از پیرمرد با آخرین غذای های که برای آنها مانده بود پذیرایی کردند و پیرمرد بعد ازاینکه کمی چای داغ نوشید، دستی به سر پسرکی کوچک کشید که با چشمان قشنگش به پیرمرد نگاه می کرد. پیرمرد گفت نامت چیست پسرم؟ پسرک با لبخند گفت: کوروش  پیرمرد روی به اهالی روستا کرد و گفت : پدر این کودک کیست؟ مردی میانسال، چهارشانه با قدی متوسط و موهای جوگندمی با چشمان سیاه و براق جلو آمد، پیرمرد گفت: نامت چیست؟ مرد میانسال گفت:  کمبوجیه هستم نام شما چیست؟ و چرا نام من را می پرسید؟ پیرمرد لبخندی زد و گفت؟ نام من مهم نیست بنده ای هستم از بندگان یزدان پاک و سپس گفت: همسرت کجاست؟ کمبوجیه گفت: در خانه در حال استراحت است اگر کار مهمی است به اینجا بیاورمش .پیرمرد گفت: نه لازم نیست زن آبستنت را اذیت نکن ما به دیدارش می رویم . مرد با تعجب گفت: تو از کجا می دانی که همسر من  باردار است؟ پیرمرد گفت : در لوح محفوظ خداوند دیده بودم. برویم که وقت تنگ است، باید حقیقیتی شگرف را برایتان باز گو کنم. همه اهالی که در میدان جمع شده بودن به خانه کمبوجیه رفتند. پیرمرد با لخندی که اصلا زمینی نمی مانست گفت: نامت چیست ای بانوی پاکدامن؟ زن گفت: ماندانا  پیرمرد گفت: به زودی دختری به دنیا می آوری که دنیا را از تاریکی و پلیدی نجات خواهد بخشید.

کمبوجیه در مقابل همسرش زانو زد و گفت: شنیدی چه گفت. همسرش در حالیکه اشک می ریخت گفت: آری شنیدم

همه اهالی روستا یکصدا گفتند: چگونه نوزادی آن هم دختر می تواند دنیا را از این طلسم شوم تاریکی نجات دهد؟پیرمرد گفت :خوب گوش کنید، سه روز دیگر این زن فرزند دختری به دنیا می آورد که از همان بدو تولد موهایی به رنگ انوار طلایی خورشید دارد، موهایی به بلندی موهای یک دختر 20 ساله، به محض تولد باید موهای او را با این پارچه سفیدی که من به شما می دهم بپوشانید و به طوریکه کسی جز شما از این راز با خبر نشود، وقتی کودک 40 روز شد پدر و مادر نوزاد او را به غار تاریکی در کوهستان وحشت ببرند. و  بعد به کمبوجیه گفت: اینطور وانمود کنید که برای فروش روح خود به اهریمن آمدید و به محض اینکه شیطان خواست وردش را بخواند پارچه سفید را از سر کودک باز کنید و تلالو موهای دختر کاری خواهد کرد که طلسم شیطان نابود شود و زمین دوباره به گرد خورشید بچرخد و حیاتی تازه پیدا کند. ماندانا با نگرانی گفت : ولی ما چیز زیادی برای خوردن نداریم، نهایت بشود یکی دو هفته زنده ماند و من هم شیری ندارم که به کودکم بهم که تا 40 روز زنده بماند. پیرمرد نگاهی به آسمان کرد و گفت: نگران نباش به محض تولد کودک تمام خانه شما گرم می شود و شیر تو به قدری زیاد می شود که اگر در طول روز حتی یک قطره آب هم نخوری بتوانی چند کودک را شیر دهی، فقط باید به محض تولد موهایش را با همین پارچه ی که به تو دادم بپوشانی و تنها بعد از چهل روز آن هم در غار شیطان باز کنی. کمبوجیه با چشمانی اشکبار گفت: قول می دهیم. پیرمرد دستان پسر کوچک کمبوجیه که نامش کوروش بود را گرفت و گفت: نگران نباش خواهرت دنیا را از تاریکی نجات می دهد همانگونه که تو روزی دنیا را با مفهوم عدل و داد آشنا خواهی کرد و سپس همانگونه  که ناگهان آمده بود یکباره غیب شد  و اهالی روستا را در بیم و امید نگاه داشت. درست طبق پیش بینی پیرمرد سه روز بعد ماندانا دختری به دنیا آورد با موهای طلایی، و بلند که نامش را یلدا گذاشتند. طبق توصیه پیرمرد موهای نوزاد را پوشاندن. بعد از تولد نوزاد نه تنها خانه کمبوجیه بلکه کل روستا را گرمایی مطبوع فرا گرفت. روز موعود فرار رسید و یلدای چهل روزه همراه با پدر و مادرش راهی کوهستان وحشت شدن و وقتی قدم به غار شیطان یا همان غار تاریکی گذاشتن، همه جا بوی نای و منجلاب می داد. عده ای زیادی از آدم ها در حالیکه همدیگر را تحقیر می کردن ، فحش می دادن و مسخره می کردن، به کارهای مختلفی از جمله یاد گرفتن وردهای شیطانی مشغول می بودن و شیطان بر تخت سرخ رنگش تکیه داده بود و روی خودش را با پارچه سیاهی پوشانده و با صدای ترسناکی روی به پدر یلدا کرد و گفت: برای چه آمدید؟ کمبویجه گفت: دیگر تحمل سرما و گرسنگی را نداریم ، به اینجا آمدیم تا شاید بتوانیم زنده بمانیم. شیطان قهقهه بلندی زد و گفت: کار خوبی کرده اید. ولی نوزادات کوچک است و روح پاکی دارد به درد من نمی خورد،  مگر پیشکشی باشد برای چشمه مزاب جوشان ته غار. ماندانا از ترس تمام بندش یخ کرد و خواست چیزی بگوید. ولی همسرش مانع شد و با توکل به خدا یکتا گفت: ایرادی ندارد. این نوزاد پیشکش شما و بعد پارچه سفیدی که در سر یلدا بود را باز کرد و به آنی همه جا مثل روز روشن شد.  شیطان جیغ بلندی کشید و به یکباره ناپدید شد. تمام کوهستان شروع به لرزیدن کرد و کمبوجیه همراه با همسرش و نوزاد 40 روزه به سرعت از غار بیرون آمدن و خودشان را به دامنه کوه رساندن و کوهستان همچنان می لرزید و به ناگاه غار تاریکی فرو ریخت و متلاشی شد و کمی بعد هم اولین انوار طلایی خورشید از پشت کوه ها خودش را زمین رساند و نوید حیاتی دوباره را داد.

 

 

پایان


تعداد بازدید از این مطلب: 359
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : ،سعید فیضی،
تاریخ : سه‌شنبه 28 آذر 1402
نظرات 0

 به گزارش روابط عمومی اداره کتابخانه های عمومی جوین، ، برنامه های متنوع فرهنگی به مناسبت شب یلدا به همت کتابخانه عمومی عطاملک جوینی نقاب شهرستان جوین و با مشارکت مدرسه کلاته نانوا برگزار شد...

 سعید فیضی، مسئول کتابخانه عمومی عطاملک جوینی  نقاب شهرستان جوین ضمن گرامیداشت جشن زیبا و پر مفهوم یلدا، گفت: کتابخانه های عمومی به عنوان فرهنگسراهای اجتماعی در تلاش هستند تا بار دیگر جامعه و به ویژه کودکان را با توجه به روند رو به رشد استفاده از فضاهای مجازی از مطالعه تا بازی و سرگرمی، به سمت و سوی کتاب و کتابخوانی هدایت کنند.

وی افزود: برای رسیدن به این هدف ابتدا باید زمینه سازی های لازم انجام شد. یکی از راه های موثر برگزاری برنامه های فرهنگی همچون قصه گویی، معرفی کتاب و ... است.

 در همین راستا، علاوه بر معرفی بخش های مختلف کتابخانه ، نحوه عضویت، برنامه های فرهنگی همچون معرفی کتاب و قصه گویی از کتاب «نقطه» نوشته پیتر اچ. رینولدز از سری کتاب های کتابخوان ما آذر 1402 توسط سعید فیضی، مسئول کتابخانه عمومی عطاملک جوینی نقاب انجام  شد...


تعداد بازدید از این مطلب: 420
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : ،سعید فیضی،
تاریخ : چهارشنبه 08 آذر 1402
نظرات 0

به گزارش روابط عمومی اداره کتابخانه های عمومی شهرستان جوین،  مراسم تقدیر از برگزیدگان مسابقات کتابخوانی، فعالان فرهنگی و کتابخوان های برترکتابخانه عمومی عطاملک جوینی نقاب  با حضور ، حجت الاسلام و المسلمین حسین بوژمهرانی امام جمعه شهر نقاب ، محمد رشیدی فر معاون فرماندار جوین ، خانم زهره سردارآبادی رئیس اداره بهزیستی ، خانم عصمت غلامی رئیس اداره کتابخانه های عمومی شهرستان جوین و فعالان حوزه کتاب در محل سالن جلسات بهزیستی برگزار گردید.

 حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای بوژ مهرانی امام جمعه شهرستان نیز در این مراسم ضمن تقدیر از دست اندر کاران عرصه کتاب و کتابخوانی گفت : جایگاه کتاب در بین علماء یک جایگاه ویژه ای است که باعث رشد و شکوفایی انسان می شود

در ادامه آقای سعید فیضی مسئول کتابخانه عمومی عطاملک جوینی نقاب گزارشی از اقدامات فرهنگی انجام گرفته در هفته کتاب در قالب پاورپوینت برای حاضران ارائه داد.

 در پایان به آقایان : امیر صدیقی، علی عباس آبادی کتابخوانان برتر و  از خانم ها عاطفه کریمیان، رعنا علی آبادی، اعظم قنبرآبادی، حدیثه کلاته میمری ، معصومه پارسایی مهر، مهتا غلامررضا زاده، ساناز کلاته آقامحمدی و آقای طاها وحیدی برندگان مسابقات کتابخوانی هفته کتاب و خانم ها فاطمه سردارآبادی ، معصومه نقابی، خدیجه پارسایی مهر، و آقایان : علی آریا کیا و محمد بهرآبادی به عنوان فعالان فرهنگی و همیار کتابخانه تقدیر شد.


تعداد بازدید از این مطلب: 368
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : ،سعید فیضی،
تاریخ : یکشنبه 28 آبان 1402
نظرات 0

. به گزارش روابط عمومی اداره کتابخانه های عمومی جوین، ،. به مناسبت سی و یکمین دوره هفته کتاب برنامه نقالی از شاهنامه با مشارکت دانش آموزان مدرسه ریحانه النبی در محل مدرسه و به همت کتابخانه عمومی عطاملک جوینی نقاب برگزار شد...

سعید فیضی، مسئول کتابخانه عمومی عطاملک جوینی  نقاب شهرستان جوین ضمن گرامیداشت فرا رسیدن سی یکمین دوره  هفته کتاب و کتابخوانی، گفت: شیوه نقالی که امروزه ارائه می‌شود به دوران فردوسی باز می‌گردد. عده‌ای فردوسی و  همسرش را در زمره اولین نقالان می‌دانند که داستان‌های آن را برای دیگران نقل می‌کردند. مردم در چای‌خانه‌ها و قهوه‌خانه‌ها جمع می‌شدند تا داستان‌های جذاب را بشنوند. به‌جز شاهنامه آثار ادبی دیگر شاعران همچون رومی، نظامی، جامی، سعدی و سایرین، با کمک تلاش‌های بی‌وقفه نقال‌ها ابدی شدند. در این میان به شاهنامه توجه بیشتری شد و جایگاه بسیار چشمگیری را به‌دست آورد. از آنجا که شاهنامه‌خوانی نیاز به تبحر داشت معمولا شاهنامه‌خوانان شاعر یا ادیب بودند. نقال شاهنامه داستان‌های شعرگونه را به‌صورت نثر روایت می‌کرد؛.

در همین راستا، خانم عصمت غلامی رئیس اداره کتابخانه های عمومی شهرستان جوین به همراه سعید فیضی مسئول کتابخانه عمومی عطاملک جوینی نقاب با حضور در دبیرستان دخترانه ریحانه النبی در برنامه نقالی از شاهنامه توسط دانش آموزان توامند مدرسه  شرکت کردند. و به دانش آموزانی که در این برنامه شاهنامه خوانی و نقالی کردند هدیه از طرف کتابخانه اهدا شد


تعداد بازدید از این مطلب: 386
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : ،سعید فیضی،
تاریخ : یکشنبه 28 آبان 1402
نظرات 0


تعداد بازدید از این مطلب: 375
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : ،سعید فیضی،
تاریخ : شنبه 20 آبان 1402
نظرات 0

به گزارش روابط عمومی اداره کتابخانه های عمومی شهرستان جوین،به مناسبت سی و یکمین دوره هفته کتاب، نشست کتاب خوان مدرسه ای با مشارکت مدرسه  دخترانه ایمان عباس آباد جوین  و به همت کتابخانه عمومی عطاملک جوینی نقاب شهرستان جوین برگزار شد...

 

زهرا محمدی، کتابدار کتابخانه عمومی عطاملک جوینی نقاب شهرستان جوین با حضور در مدرسه ایما عباس آباد گفت: هدف اصلی کتابخانه های عمومی به عنوان فرهنگسراهای اجتماعی ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی و نهادینه کردن عادت مطالعه در جامعه به ویژه برای گروه سنی نوجوانان و جوانان است.

وی افزود: برای ایجاد ایرانی کتابخوان و آگاه نیاز است که آینده سازان این مرز و بوم را هر چه بیشتر با کتاب و کتابخوانی مانوس کنیم.

 

در همین راستا، نشست کتابخوان مدرسه ای با معرفی «مثل ها و قصه هایش از مصطفی رحماندوست ،توسط زهرا محمدی، کتابدار کتابخانه؛ «ضامن آهو» اثر زهره لطیفی توسط  لیلا توکلی نصب ، «ضرب المثل» اثر سمانه دلاوری توسط زهرا عباس آبادی و  «قصه های خوب برای بچه های خوب» اثر مهدی آذر یزدی  توسط مبینا عباس آباد عربی معرفی شد.


تعداد بازدید از این مطلب: 394
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : ،سعید فیضی،
تاریخ : چهارشنبه 17 آبان 1402
نظرات 0

 به گزارش روابط عمومی اداره کتابخانه های عمومی جوین، ، برنامه های متنوع فرهنگی به همت کتابخانه عمومی عطاملک جوینی نقاب شهرستان جوین و با مشارکت مدرسه  ابتدایی نهضت کلاته انداده برگزار شد...

سعید فیضی، مسئول کتابخانه عمومی عطاملک جوینی  نقاب شهرستان جوین ضمن گرامیداشت فرا رسیدن سو یکمین دوره  هفته کتاب و کتابخوانی، گفت: کتابخانه های عمومی به عنوان فرهنگسراهای اجتماعی در تلاش هستند تا بار دیگر جامعه و به ویژه کودکان را با توجه به روند رو به رشد استفاده از فضاهای مجازی از مطالعه تا بازی و سرگرمی، به سمت و سوی کتاب و کتابخوانی هدایت کنند.

وی افزود: برای رسیدن به این هدف ابتدا باید زمینه سازی های لازم انجام شد. یکی از راه های موثر برگزاری برنامه های فرهنگی همچون قصه گویی، معرفی کتاب و ... است.

در همین راستا، سعید فیضی مسئول کتابخانه عمومی عطاملک جوینی نقاب با حضور در مدرسه ابتدایی نهضت کلاته انداده کتاب «این پسر چه قدر کتاب می خورد» نوشته الیور جفرز از سری کتاب های کتابخوان ماه 1402 را برای دانش آموزان قصه گویی کرد . در ادامه به چند تن از دانش آموزانی که شاهنامه خوانی کردن جوایزی اهدا شد. و در پایان تعداد 40 نسخه کتاب کودک از طرف اداره کتابخانه های عمومی جوین به کتابخانه مدرسه اهدا شد..


تعداد بازدید از این مطلب: 368
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : ،سعید فیضی،
تاریخ : چهارشنبه 03 آبان 1402
نظرات 0

به مناسبت هفته کتاب
کتابخانه عمومی عطاملک جوینی شهر نقاب
برگزار می کند: مسابقه کتابخوانی از رمان زیبای بادبادک باز (علاوه بر لذت بردن از یک رمان عالی، کلی اطلاعات در مورد افغانستان؛ طالبان و .. به دست می آورید.)
جهت شرکت در مسابقه پیامکی جواب گزینه‌های درست را به ترتیب از چپ به راست به شماره 09337986911 پیامک کنید. (همراه با نام و نام خانوادگی) (فقط یک عدد ۵ رقمی مانند 12345)
مهلت شرکت در مسابقه تا 30 آبان ماه 1402
جوایز: 5 کارت هدیه 200 هزار تومانی
برای دریافت pdf کتاب به شماره 09337986911 در روبیکا پیام دهید.

لینک دانلود pdf کتاب بادبادک باز https://uplod.ir/41qt2jnjn0tj/Book.pdf.htm

08:38:332023-10-25


تعداد بازدید از این مطلب: 443
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : ،سعید فیضی،
تاریخ : سه‌شنبه 25 مهر 1402
نظرات 0

به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی، کتابخانه عطاملک جوینی مسابقه داستان نویسی و خاطره نویسی از کتاب و کتابخانه را برای گروه سنی کودک و نوجوان برگزار می کند. شرکت کنندگان می توانند تا 30 آبان داستان خود را به صورت حضوری به کتابخانه عطاملک جوینی نقاب تحویل نمایندیا از طریق روبیکا به شماره 09337986911 ارسال کنند.


تعداد بازدید از این مطلب: 397
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : ،سعید فیضی،
تاریخ : دوشنبه 17 مهر 1402
نظرات 0

به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی خراسان رضوی، ویژه برنامه حافظ خوانی به همت محفل ادبی عطاملک جوینی کتابخانه عمومی عطاملک جوینی نقاب شهرستان جوین  به مناسبت روز بزرگداشت حافظ در محل بوم گردی حمویه روستای بحرآباد جوین برگزار شد..

سعید فیضی، مسئول محفل ادبی عطاملک جوینی کتابخانه عمومی عطاملک جوینی نقاب شهرستان جوین ضمن گرامیداشت روز بزرگداشت حافظ، گفت: خواجه شمس الدین محمد شیرازی شاعر و حافظ قرآن، متخلص به حافظ و معروف به لسان الغیب از بزرگترین شاعران غزل سرای ایران و جهان به شمار می رود. خواجه شمس الدین محمدبن محمد حافظ شیرازی، از بزرگترین شاعران نغزگوی ادبیات فارسی است. حافظ در اوایل قرن هشتم ه‍.ق- حدود سال 727- در شیراز دیده به جهان گشود..
وی افزود: حافظ بیشتر عمر خود را در شیراز گذراند و بر خلاف سعدی به جز یک سفر کوتاه به یزد و یک مسافرت نیمه تمام به بندر هرمز همواره در شیراز بود. وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت. تفکر حافظ عمیق و زنده پویا و ریشه دار و در خروشی حماسی است. شعر حافظ بیت الغزل معرفت است..


فیضی ابراز کرد: به همین مناسبت اعضای محفل ادبی عطاملک جوینی ضمن بازدید از آرامگاه شیخ سعدالدین حمویه از عارفان قرن ششم که در روستای بحرآباد شهرستان جوین مدفون هستند با حضور در بوم گردی این روستا به خوانش غزل های ناب حافظ پرداختند.

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند

نه هر که آینه سازد سِکندری داند

نه هر که طَرْفِ کُلَه کج نهاد و تُند نشست

کلاه‌داری و آیینِ سروری داند

تو بندگی چو گدایان به شرطِ مزد مکن

که دوست خود روشِ بنده‌پروری داند

غلامِ همتِ آن رندِ عافیت‌سوزم

که در گداصفتی کیمیاگری داند

وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی

وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند

بباختم دلِ دیوانه و ندانستم

که آدمی‌بچه‌ای، شیوهٔ پری داند


تعداد بازدید از این مطلب: 345
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


کتابخانه عمومی عطاملک جوینی در سال 1388 تاسیس شد واز تابستان سال 1391در ساختمان جدید به مساحت زمین950مترمربع و مخزن به مساحت208متر مربع به فعالیت خود ادامه داد.در حال حاضر زیر نظر اداره کل کتابخانه های عمومی استان خراسان رضوی مشغول به فعالیت می باشد.این کتابخانه دارای 14000نسخه کتاب و تعداد اعضا 1000نفر می باشد. آدرس: شهرستان جوین -شهرنقاب- خ امام خمینی(ره)-خ شهیداوینی- کتابخانه عمومی عطاملک جوینی شماره تلفن:05145223155 نمابر: 05145223155 کتابخانه شامل بخش های:مرجع-نشریات ادواری-کافی نت-بخش کودک و نوجوان و همچنین نرم افزار نمایه نشریات و بخش سمعی وبصری می باشد.


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران