قفسه های کتاب کتابخانه عطاملک شهر نقاب به روی همگان باز است!!!

آمار مطالب

کل مطالب : 994
کل نظرات : 3

آمار کاربران

افراد آنلاین : 0
تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 9
باردید دیروز : 172
بازدید هفته : 391
بازدید ماه : 1088
بازدید سال : 1282
بازدید کلی : 1282
نویسنده :
تاریخ :
نظرات 0

 

دهه فجر

با گسترش قیام مردم و خروج شاه از ایران، شاپور بختیار به عنوان تنها امید رژیم پهلوی، به عنوان نخست وزیر معرفی و باقی مانده بود.

این ایام که مصادف با اربعین امام حسین« علیه السلام» و گسترش راهپیمایی ها و اعتراضات مردمی بود، امام« قدس سره» طی پیامی، نکات تازه ای را برای هوشیاری مردم یادآور می شوند. همزمان با سایر شهرها، در تهران نیز راهپیمایی ها ادامه می یابد و فریاد الله اکبر جمعیت میلیونی لرزه بر اندام آخرین بقایای طاغوت می اندازد.

انسان های بپا خاسته و از جان گذشته با عزمی پولادین می روند تا سرنوشت مملکت خود را به دست بگیرند و همگی خواستار انحلال حکومت پهلوی و تشکیل حکومت اسلامی هستند و با شعار « استقلال، آزادی ، جمهوری اسلامی» خط مشی آینده را ترسیم می نمایند.

 

دهه فجر

به دنبال گسترش قیام مردمی، امام قدس سره در پیامی عزم خود را مبنی بر بازگشت به ایران اعلام می دارد. بختیار که با حمایت امریکا و به عنوان یک چهره ی ملی قصد مهار انقلاب و خاموش کردن شعله های قیام را دارد، خود را در این امر ناتوان می یابد و می کوشد که با قانونی جلوه دادن دولت خود، قیام مردم را سرکوب نماید. مخالفت خود را با بازگشت امام قدس سره اعلام، و دستور بسته شدن فرودگاه های کشور را می دهد. در پی انتشار این دستور مردم خشمگین، به خیابان ها ریخته  و با تحصن و شعارهای کوبنده دولت بختیار را مخاطب قرار می دهند. امام« قدس سره» در روز پنج شنبه پنجم بهمن که از بازگشت ایشان به ایران جلوگیری شد، ضمن مصاحبه ای فرمود:(1)

«

من از ایرانیانی که با من همراهی کرده اند متشکرم. من می خواستم فردا را در میان ملت باشم و هر رنجی که آنها می برند من هم با آنها باشم. لکن دولت خائن از این امر مانع شده و همه ی فرودگاه های ایران را بست. من پس از باز شدن فرودگاه ها، بلافاصله به ایران خواهم رفت  به او خواهم فهماند که شما غاصب هستید و خائن به ملت ما، و ملت ما دیگر تحمل شما نوکرهای خارجی را نخواهد کرد. باری اینها باید بدانند که وقت آن که قلدری بکنند گذشت. من ملت ایران را به ادامه ی نضهت دعوت می کنم تا این قلدرها را بر جای خودشان بنشانند، لکن آرامش را از دست ندهند. من از همه ی ملت ایران تشکر می کنم و در اولین فرصت پیش مردمم به ایران خواهم رفت تا با آنها یا کشته شوم و یا حقوق ملت را بگیرم که به ملت برگردانم. خداوند همه ی شما را توفیق بدهد، ملت ایران باید بداند که این شخص که متکفل حکومت شده است، به ایل خودش خیانت می کند. آن ایلی که پشتوانه ی ایران بودند و رضاشاه آنها را از پای در آورد. این شخص به ایل خودش، به ملت خودش خیانت می کند. باید ایل بختیاری بداند که این اشخاص را که به آنها خیانت می کنند از جلو راه ملت بردارند. باید ارتش بداند که اینها خیانتکارند و به آنها کمک نکنند. باید همه ی ایران بدانند که توطئه ای در کار است. از این توطئه باید جلوگیری شود. این آخرین قدمی است که این خائنین بر می دارند و ما ان شاء الله این قدم را هم می شکنیم و پیش شما می آییم و آنها را به جای خودشان خواهیم نشاند.»

از امام« قدس سره» سؤال شد: چه وقت تصور می کنید که خواهید توانست به ایران بروید؟ فرمود:

«

هر وقت که منع برداشته شود و فرودگاه ها باز شود من به ایران خواهم رفت و اگر بنا باشد خون من بریزد، در پیش رفقای خودم و همراه جوان های ایران بریزد. ما از این هیچ باکی نداریم و سرافرازی اسلام و ایران را می خواهیم

 

دهه فجر

از ایشان سؤال شد: آیا توصیه می کنید که مردم با برداشتن سلاح فرودگاه را برای بازگشت شما باز کنند؟ امام خمینی پاسخ دادند:

«

عجالتاً بنا ندارم که امر به برداشتن سلاح بکنم. هر وقت صلاح دیدم این امر را می کنم و به آنها می فهمانم که چه باید بکنند

از امام« قدس سره» سؤال شد: ممکن است به یک فرودگاه کشور نزدیک ایران بروید و از آنجا عازم ایران شوید؟ ایشان پاسخ دادند:

«

باید مطالعه شود

پرسیده شد: با توجه به این که بازگشت شما ممکن است باعث خونریزی های بیشتر شود، آیا باز هم اصرار به بازگشت خواهید داشت؟ امام خمینی فرمودند: «

من باید پیش برادرهایم باشم

و در پاسخ به این پرسش که آیا این آغاز یک جهاد جدید است؟ فرمود: «

ممکن است

بختیار مدعی می شود که به امام قدس سره نزدیک شده و قرار ملاقات با ایشان دارد. امام بلافاصله ادعای وی را تکذیب و عموم را از فریبکاری های او بر حذر داشتند. در همین زمان رییس شورای سلطنت در پاریس ضمن استعفا اعلام کرد که شورای سلطنت غیر قانونی است.

 

تحصن در دانشگاه تهران

بازماندگان رژیم، بازگشت امام قدس سره را به مصلحت خود نمی دانستند، و مسأله مراجعت رهبر در رأس همه مسایل قرار گرفت و اولین خواست اجتماعات و تظاهرات عظیم گردید. مسجد دانشگاه تهران به مرکز ثقل این تقاضا تبدیل شد. تحصن علما و روحانیون و مدرسین حوزه ها در دانشگاه تهران مبارزه را شدیدتر کرد.

سرانجام این تحصن و دیگر حوادث روزهای بعد، دولت غیر قانونی بختیار را مجبور به گشودن فرودگاه های کرد.

 

پر شکوه ترین استقبال تاریخ

دهه فجر

پس از فرار شاه، ملت منتظر بازگشت امام خمینی« قدس سره» بودند. برای مردم آمدن امام قدس سره پیروزی بزرگی بود و برای تشکیل حکومت اسلامی حضور ایشان را الزامی می دانستند. قبلاً دولت بختیار سعی داشت این بازگشت را با تأخیر مواجه کند تا دولت سوسیال دمکرات بختیار فرصت پیدا کند و بر اوضاع مسلط گردد و به همین علت امام« قدس سره» می خواست هر چه زودتر در تهران باشد. کارکنان اعتصابی رادیو تلویزیون اعلام کردند برای ضبط و پخش مستقیم مراسم آماده اند. فرودگاه مهرآباد آماده ی استقبال از پرواز انقلاب بود.

سرانجام روزنامه های عصر 11 بهمن خبر دادند «

امام فردا در تهران است». اما قطعی نبود. از دیگر شهرها هم هزاران نفر به تهران آمده بودند.

روز بعد به ناگاه بلندگوها خبر دادند هواپیمای ایرفرانس حامل امام« قدس سره» به تهران نزدیک می شود. فرستنده تلویزیون آماده پخش مستقیم مراسم استقبال بود و لحظه ورود ایشان را به معرض نمایش گذاشت. که ناگهان با اشغال تلویزیون توسط گارد برنامه سیما قطع و سرود شاهنشاهی پخش شد که این امر خشم عمومی را برانگیخت.

 

دهه فجر

امام قدس سره اولین سخنرانی خود را در فرودگاه مهرآباد با تشکر از ملت ایران ایراد کرد و در فرازهایی از آن فرمود:(2)

«

ما باید از همه طبقات ملت تشکر کنیم که این پیروزی تا اینجا به واسطه وحدت کلمه بوده است. وحدت کلمه مسلمین، همه، وحدت کلمه اقلیت های مذهبی با مسلمین، وحدت دانشگاه و مدرسه ی علمی، وحدت طبقه روحانی و جناح سیاسی. باید ما همه این رمز را بفهمیم که وحدت کلمه رمزی پیروزی است و این رمز پیروزی را از دست ندهیم و خدای نخواسته شیاطین بین صفوف شما تفرقه نیندازند. من از همه شما تشکر می کنم و از خدای تبارک و تعالی سلامت و عزت همه شما را طالب و از خدای تبارک و تعالی قطع دست اجانب و ایادی وابسته به آنها را خواهان هستم

امام« قدس سره »از فرودگاه مستقیماً به بهشت زهرا رفتند. دریایی از انسان ها همه جا موج می زد و اتومبیل با کندی می توانست حرکت کند. ساعت ها طول کشید تا این فاصله 33 کیلومتر طی شد. اتومبیل حامی امام را ده ها موتور سوار حفاظت می کرد. بر سقف آن جوانان عضو کمیته استقبال قرار داشتند و از مردم درخواست می کردند که راه را باز نمایند. صدها خبرنگار و عکاس در جلو، با اتومبیل های دیگر عکس می گرفتند تا هر چه زودتر این حادثه تاریخی را مخابره نمایند. جمیعت استقبال کننده در طول 33 کیلومتر از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا را بین 4 تا 8 میلیون نفر یعنی، بیش از جمعیت آن زمان تهران تخمین زدند. ده ها هزار نفر از شهرهای مختلف کشور به تهران آمده بودند تا از تهرانی ها در این استقبال عقب نمانند. ورود اتومبیل حامل امام« قدس سره» به بهشت زهرا امکان پذیر نبود لذا از هلیکوپتر استفاده شد. امام« قدس سره» در بهشت زهرا و در جایی که هزاران شهید خفته بودند به فریاد آمد و فرمود:

«من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می کنم، من تو دهن این دولت می زنم.»

 

دهه فجر

فریاد الله اکبر به آسمان بلند شد... این فریاد میلیون ها مردمی بود که حق خود می دانستند که حکومت را خود برگزینند و اینک در مقام آن بودند تا با انقلاب قدرت سیاسی را به دست گیرند. ایشان در این سخنرانی، که یکی از پرجمیعت ترین اجتماعات تاریخ بود، غیرقانونی بودن رژیم سلطنت پهلوی را با استدلال مطرح کردند و مصایبی که مستقیماً ناشی از رژیم طاغوتی است بر شمردند و خطوط آینده انقلاب را ترسیم نمودند.

روحش شاد وراهش پر رهرو باد

 

 


تعداد بازدید از این مطلب: 768
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : ،سعید فیضی،
تاریخ :
نظرات 0

اسامی برندگان مسابقه کتابخوانی آنلاین شهریور و مهر92

شهریور: سرکارخانم زینب کلاته میمری به شماره ملی 5730022077

 مهر : علی رامشینی به شماره ملی5730061404

برندگان دراسرع وقت با ارائه روگرفت کارت ملی خود جهت دریافت کارت هدیه 400000ریالی خود به کتابخانه عطاملک جوینی واقع در خیابان شهید آوینی مراجعه نمایند.

شما نیز می توانید شانس خود برای برنده شده را امتحان کنید!!!


تعداد بازدید از این مطلب: 941
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


نویسنده :
تاریخ :
نظرات 0

 

دهه فجر از دیدگاه مقام معظم رهبری

 

دهه فجر ،‌ سرآغاز طلوع اسلام،‌ خاستگاه ارزشهای اسلامی، مقطع رهایی ملت ایران و بخشی از تاریخ ماست که گذشته را از آینده جدا ساخته است. در دهه فجر اسلام تولدی دوباره یافت و این دهه در تاریخ ایران نقطه ای تعیین کننده و بی مانند بشمارمیرود. تا قبل از انقلاب اسلامی،‌ در ایران نظام اسلامی وجودنداشت و رابطه پادشاهان با مردم رابطه ی «غالب و مغلوب» و« سلطان و رعیت » بود وپادشاهان احساس می‌کردند که فاتحینی هستند که بر مردم غلبه یافته اند و حضرت امام رضوان الله تعالی علیه این سلسله معیوب را قطع کردند و نقطه ی عطفی در تاریخ ایران بوجودآوردند و شمشیر اسلام مردم را علیه دشمنان اسلام،‌ مردم و استعمارگران به کار گرفتند. دهه انقلاب از رشحات اسلام است و آئینه ای است که خورشید اسلام در او درخشید و این دهه باید با عظمت هرچه تمامتر برگزارشود. این مراسم را با هیجانهای عاطفی صحیح باید با طراوت و تازه کرد. در مذهب ما،‌ احساسات،‌ گریه و شادی، حب و بغض و عشق و نفرت جایگاه والایی دارد. از این رو جشنهای دهه فجر می بایستی همچون مراسم و اعیاد مذهبی گرامی داشته شود و مردمی باشد. باید کلیه مساجد فعال شوند و مردم با حضور در مساجد خاطره ی فراموش نشدنی حضرت امام و پیروزی انقلاب اسلامی را جشن بگیرند. صداوسیما باید فیلمها و سریالهای تلویزیونی و برنامه هایی بمناسبت دهه فجر تهیه کند که یادآور خاطره های خوش انقلاب باشد و حضور همه جانبه ی مردم و حل شدن آنان را در دوران انقلاب نشان دهد.

 

از پیام حضرت امام خمینی قدس سره به مناسبت 12 فروردین 1358   

نهال انقلاب اسلامی که با نثار خون بهترین فرزندان ایران رشد کرده بود، سرانجام در 22 بهمن 1357 به بار نشست، و با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل دولت موقت از سوی امام خمینی« قدس سره» زمینه ی مهمترین همه پرسی تاریخ ایران زمین جهت تعیین نوع حکومت در ایران فراهم شد.

روز دوازده فروردین، روز ظهور شخصیت واقعی مردم ایران، روز پیروزی مستضعفین بر مستکبرین و روز تثبیت انقلاب اسلامی است که بی هیچ ریب و شکی زمینه ساز حکومت عدل اسلامی در سراسر جهان خواهد بود.

این روز مقدس، این یوم الله پر برکت سرآغاز حیات واقعی اسلام در عصر دنیامداران و دنیا پرستان است که از معنویت و روحانیت گسسته و سعادت خود را در پیروی از امیال  و آرزوهای حیوانی خود می دانند.

در این روز عزیز ساختار جدید سیاسی اجتماعی ایران بر مبنای آرای اکثریت قریب به اتفاق مردم یعنی 2/98 درصد آرای ملت مسلمان ایران تثبیت شد.

در این روز پر برکت نظامی متولد شد که نور اسلام عزیز را پس از گذشت قرن های زیاد دیگرباره نه تنها در ایران اسلامی بلکه در سراسر جهان متجلی ساخت. در این روز مقدس حکومتی شکل گرفت که شعار اصلی آن استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بود.

این عبارت ملکوتی که به عنوان شعار اصلی انقلاب اسلامی و توسط میلیون ها ایرانی آزاده و مسلمان در طول مبارزات درخشان ملت با سلطنت پهلوی همه روزه در جای جای ایران اسلامی فریاد کشیده شده بود، حکومتی را پایه ریزی کرد که عدالت اسلامی یکی از اهداف عالیه ی آن بود. در این شعار مقدس کلمه ی استقلال به عنوان نخستین هدف مطرح شده بود که رساننده ی این پیام به جهان و جهانیان بود که امت مسلمان ایران می خواهد «اراده ی ملی» خود را حاکم بر مقدرات خویش سازد تا بتواند از نفوذ و دخالت های بیگانگان رهایی یابد و چه زیبا و متین امام خمینی قدس سره فرموده است:

«اگر استقلال کشور خودمان را تحصیل نکنیم سایر چیزها درست نخواهد شد.»

 تشکیل جمهوری اسلامی نه تنها اراده ی ملی ایرانیان را بر سرنوشت خود تثبیت کرد و برای آنان استقلال و آزادی را به ارمغان آورد، بلکه این بارقه ی امید در دل محرومان و مستضعفان جهان درخشید که بعد از قرن ها رنج و درد، جلوه ای از وعده ی خداوند تبارک وتعالی را شاهد باشند. 

 

امام خمینی قدس سره در تاریخ 12 فروردین 1358 پس از تثبیت نظام مقدس جمهوری اسلامی طی پیامی رادیو تلویزیونی فرمودند(1):

«خداوند تعالی وعده فرموده است که مستضعفین ارض را به امید و توفیق خودش، به مستکبرین غلبه دهد و آن ها را امام و پیشوا قرار دهد. وعده ی خداوند تعالی نزدیک است. من امیدوارم که ما شاهد این وعده باشیم و مستضعفین بر مستکبرین غلبه کنند چنان که تاکنون غلبه کردند... من از عموم ملت ایران تشکر می کنم که در این رفراندوم شرکت کردند و رأی قاطع خودشان را که باید گفت صددرصد پیروزی بوده است دادند و به جمهوری اسلامی هم رأی دادند... جمهوری اسلامی است که احکام مترقی او بر تمام احکامی که در سایر قشرها و سایر مکتب هاست تقدم دارد.»

رهبر کبیر انقلاب اسلامی قدس سره در قسمت دیگری از پیام خود فرمودند:

«صبح گاه 12 فروردین که روز نخستین حکومت الله است از بزرگ ترین اعیاد ملی و مذهبی ماست و ملت ما باید این روز بزرگ را عید بگیرند و زنده نگه دارند روزی که کنگره های قصر 2500 ساله حکومت طاغوتی فرو ریخت و سلطه ی شیطانی برای همیشه رخت بربست و حکومت مستضعفین جانشین آن گردید.

انتخاب واژه ی عید برای چنین روزی از سوی امام امت« قدس سره» یک انتخاب دقیق و صحیح است؛ زیرا عید به روزی اطلاق می شود که آن روز نو و شادی آفرین باشد و باعث سربلندی و مجد یک ملت شود. بنابر این دوازدهم فروردین از بزرگترین اعیاد انقلاب اسلامی ایران می باشد.

هدف دیگر شعار اصلی انقلاب، کلمه ی آزادی بود. در رابطه با آزادی نظرات مختلف و متعددی مطرح می شود؛ اما در اسلام، آزادی جامع ترین و مانع ترین معنا را در بر دارد و آن عبارت است از: شرایط سیاسی – اجتماعی لازم برای رشد و تعالی فرد و مردم که در آن موانع قانونی و فرهنگی مثل عرف و عادت، و موانع سیاسی، مانند سلطه ی طاغوت و استعمار و استبداد وجود نداشته باشد. یعنی انسان در انتخاب عقیده و بیان و نشر آن آزاد است. مگر آن که به دیگران آسیبی وارد بیاید و همچنین از خود سلب آزادی به شیوه غربی ننماید به طوری که مردم بتوانند هدایت و رشد و تعالی یابند.

هدف نهایی شعار اصلی، کلمه ی جمهوری اسلامی بود که از به هم پیوستن جمهوری و اسلامی به دست آمده است. کلمه جمهور به معنای توده یا انبوه مردم است و منظور از گنجاندن چنین کلمه ای برای نظامِ شکل گرفته ی بعد از انقلاب، اتکا داشتن و تعیین کننده بودن رأی مردم در سرنوشت خود و کلیه ی امور اجرایی کشور می باشد و به طور کلی حکومتی را تببین می کند که برای تأمین زندگی دنیایی توده مردم متکی به مردم باشد.

واژه ی اسلامی هم به سبب تمایز آن از دیگر نظام های جمهوری است که ویژگی های خاص خود را دارد که در آن ارزش های الهی و قرآنی بر تمامی شئون حاکمیت دارد و همچنین ولی فقیه که بر طبق نظام الهی، ولایت امر و امامت امت را بر عهده می گیرد، افزون بر تأمین زندگی مردم، مسؤولیت هدایت مردم و کمک به رشد و تعالی آنان را بر عهده دارد. برای تحقق این بخش حیاتی از شعار اصلیِ انقلاب پس از پیروزی آن، نیاز بود تا رسماً ناظم مشخصی حاکم بر ایران شود و در همین راستا بود که رهبر نهضت، امام خمینی« قدس سره» طی سخنانی فرمودند:

«... احتیاج به رفراندوم هم نیست؛ برای این که مردم آرای خودشان را در ایران اعلام کردند. با فریادها، با دادها اعلام کردند...»

و در ادامه علت اعلام همه پرسی را رسمی کردن آن، اتمام حجت برای دیگران و بسته شدن راه اگرها و مگرها عنوان کرده و فرمودند:

 

«... این جانب به جمهوری اسلامی رأی می دهم و از شما هم می خواهم که به آن رأی دهید...».

دقیقاً در همین زمان وسوسه های خناسان شروع شد. از جمله این که طرح کردند که حکومت بر اساس «جمهوری» بدون قید دیگری یا این که جمهوری دمکراتیک و ... باشد. لذا امام امت قدس سره با احساس خطر انحراف در صفوف متحد ملت و با آگاهی بی نظیر خود مردم را از این خطر آگاه کرده و فرمودند:

«رأی بدهید به جمهوری اسلامی، نه یک حرف زیادتر و نه یک حرف کمتر.»و مردم ایران در روزهای سرنوشت ساز، دهم و یازدهم فروردین 1358 با حضوری آگاهانه در پای صندوق های رأی، به یکی از بزرگترین اهداف انقلاب اسلامی جامه ی عمل پوشاندند و پیروزی نهایی انقلاب اسلامی را با آرای عظیم و باور نکردنی خود تحقق بخشیدند.

نتیجه ی درخشان 2/98 درصدی آرای مردم، مطرح شدن هر گونه بحث و جدلی را در شکل و نوع حکومت ایران پس از سقوط نظام شاهنشاهی 2500 ساله از میان برد و با رهبریت قاطع امام خمینی قدس سره و مجاهدت ها و کوشش های بی نظیر امت مسلمان ایران حکومت اسلامی در سرتاسر ایران استقرار یافت؛ تا به حول و قوه ی الهی ملت بزرگ ایران بتواند توانمند و امیدوار زمینه ی تشکیل حکومت عدل اسلامی را برای ظهور امام زمان «علیه السلام» فراهم آورد.

بدین ترتیب مبارزات مستمر و پیگیر امت مسلمان ایران در برپایی حکومت اسلامی تحقق یافت و عصر نوینی در تاریخ ایران و اسلام آغاز شد.


تعداد بازدید از این مطلب: 1219
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده :
تاریخ :
نظرات 0


 

کتاب میراثی ماندگار است

کتابخوانی یعنی با کتاب ، انس و الفت برقرار کردن  ،

یعنی با کتاب ، زندگی کردن ،یعنی با روح و روان و همۀ وجود خود با یک اثر مواجه شدن .

ممکن است بگویید کتاب و اثری که شایستۀ چنین دلباختگی و ارج نهادنی باشد بسیار اندک است ، می پذیریم ؛ اما سؤال اینجا است که همین آثار به قول شما اندک ، چند ساعت از وقت گرانبهای ما را به خود اختصاص می دهد ؟!

تعارف را کنار بگذاریم ، واقعاً ما چه نسبتی با کتاب داریم ؟ کتاب چه نقشی در زندگی روزمرۀ ما و در تصمیم گیریها ، هدف گذاریها و صورت و محتوای اقدامات ما ایفا می کند ؟  

 

در جهان بال و پر گشودن آموز        که پریدن نتوان با پر و بال دگران

کتاب میراثی ماندگار، پدیده ای شکوهمند و با ارزش و عنصری رشد آفرین و روشنگر در پهنه زندگانی بشر است.افتخار ما نیز در این است که فرهنگ و باورهای دینی ما یعنی آیین مقدس اسلام مبتنی بر ارزش بینش و دانش و ارجمندی کتاب و نگارش است و خداوند منان معجزه ابدی و محبوبترین فرستاده اش را یک ‹‹کتاب›› قرار داده است؛ ‹‹قرآن کریم›› سرآمد همه کتابهای عظیم.

همچنین پیشینه فرهنگی ما و شما در عصر شکوفایی تمدن اسلامی و اهتمام دانشمندان ایرانی در پدید آوردن آثار ارزشمند و جهانی همه و همه ناظر بر اهمیت کتاب و کتاب خوانی است.اگر تنها از بعد ملی هم به مسئله بنگریم ،گرایش به کتاب و کتاب خوانی را تا حدود زیادی پیش از پذیرش اسلام و بسیار گسترده تر و پر دامنه تر پس از آن در میان مردم فهیم میهنمان به خوبی می بینیم.

 

نقش برجسته،والا ،حساس و سازنده کتاب در پویشهای تکامل آفرین فردی و اجتماعی،ناشی از گستردگی روح ارزش دانش و بینش و ابهت و اهمیت فرهنگ مکتوب در تاریخ بشری است و به راستی سزاوار نیست که چنین عنصرهایی را به دست فراموشی یا کم توجهی بسپاریم.باری که در هفته کتاب باید به نحوه والا از کتاب قدردانی شود و نقش آن را در زندگی و جامعه پر رنگ تر نماییم.بدون شک فرهیختگان جامعه از کندی رشد و نارسایی‌ها و کمبود ها در حوزه تحقیق و مطالعه و کتاب و کتابخانه و نیز با نگرش به عدم بهره گیری کامل از امکانات نوین،سخت غمناک و دل آزرده می شوند.اما مسئولان ،باید فکری کنند. تنها در هفته کتاب نمی توان مشکلات و پیاودهای ناگوار آیندة کتاب را حل کرد.ما همیشه عادت داریم یا بهتر بگویم عادت کرده ایم که با رسیدن هفته کتاب  و کتاب خوانی تازه به فکر کتاب می افتیم و حتی در این روزها مسابقات کتاب خوانی،اهداء جوایز به نفرات برتر کتابخوان و... برگزار می‌کنیم، اما مهم و حائز اهمیت تر اینجاست که ما هیچ گاه سعی نکرده ایم مسائل کتاب را در سطح ملی و جهانی از بعد نهفته آن بنگریم.همیشه افرادی که از یک مسئله روحی رنج می برند سعی می کنند که خود را به یک پزشک متخصص نشان دهند یا به سفر بروند ،این دسته از افراد جامعه وجود کتاب را نادیده گرفته اندو چرایی و جواب آن این است که به مطالعه علاقه ندارند یا فرصت خواندن کتاب را ندارند.در ضمیر کتاب نیرویی نهفته شده است که اگر به آن لحظه ای خیره بشوی و ذهن خود را از زنگارها و خط خطی های زندگی روزمره پاک کنی چنان آرامشی به انسان می دهد که حاضر به جدا شدن از آن نیستی.

 

گاهی اوقات یک نما از کتاب و کتابخانه ها را در رسانه ها می بینیم ولی هرگز ندیدیم که یک شبکه ویژه رویدادهای کتاب افتتاح شود . چرا دربین شبکه های صداو سیما کتاب جایگاهی ندارد؟! نقش کتاب و اطلاع رسانی در این زمینه باید از طریق رسانه ملی برای مردم پر رنگ تر شود.

مشکلات نشر کتاب دلایل ویژه ای دارد که یکی از آنها را می توان پایین بودن شمارگان کتاب دانست و این خود ناشی از عدم جایگزینی فرهنگ مطالعه در اندیشه و افکار است. هرگاه سنت حسنه کتابخوانی در میان مردم رواج یابد اعتبارات زیادی به نشر کتاب اختصاص می یابد و بازده مطلوب خود که رشد فرهنگ فردی و اجتماعی است به نحو شایسته ای نشان  خواهد داد.پس می توان گفت که نقش تبلیغ و اطلاع رسانی و رغبت انگیزی بی تردید نقشی مهم و برجسته است . جریان کتاب و کتابخوانی حرکت پیوسته و پویایی است که باید همچون جویباری همواره در تکاپو باشد و مانند رودی ره بسوی دریا سپارد .پس انسانها نیز باید از نو آموزی و نوخوانی باز نمانند و این پویش همواره باید رو به تزاید داشته باشد .حال آنکه متاسفانه شاهد و ناظر عکس این جریانیم یعنی برخی تنها با استفاده ار معلومات و محفوظات خود مبادرت می ورزند بی آنکه در افزایش دانش و بینش خود گامی بردارند یا بر دامنه مطالعات خود بیفزایند. ولی با وجود این دنیای کتاب و کتابخوانی اختصاص به گروه ویژه ای ندارد.همچنان که ماهی به آب زنده است انسان نیز باید با کتاب زندگی کند و کتابخوانی باید به عنوان یک نیاز و احساس دائمی لازم و روزانه ،در میان همگان رایج و مطرح باشد. پس از آنچه که گفتیم اولین گام جهت همگانی کردن کتاب توجه به سیاست و راهکار ملی کتاب است، یعنی: اهداف نشر کتاب به روشنی مطرح و بیان شود. روش‌هایی برای درست مطالعه کردن و شبکه های کتابخوانی و خدمات کتابخانه ای در سراسر مدارس آموزش داده شود. کودکانمان را در سنین پایین به مطالعه ترغیب کنیم. سعی شود برنامه های کتابخوانی گسترش یابد و انجمنهای صنفی کتابخوانی تشکیل شود. در این میان کتابداران هم در معرفی کتاب نقش بسزایی دارند.

در هفته کتاب می توانیم با برگزاری همایشها و تشکیل گروهها به معرفی و نقش کتاب در زندگی انسان بپردازیم.

 

             جملات کوتاه راجع به اهمیت کتاب و مطالعه:

 کتاب نردبان مطمئنی است که انسان را به قلل شامخ کمال و جبروت فضایل می رساند."محمد رضا حکیمی"

انسان در کتاب از چیز هایی باخبر می شود که دیدن آنها امکان پذیر نیست زیرا ،عین آن فرهنگ ها قرن ها و سالها با ما فاصله دارند ."سیدنی جی.هریس"

 کتاب یعنی زندگی و روح ادوار گذشته      "تامس کارلایل"

 حکمت گمشده مومنان است،حکمت رافراگیرهرچند ازمنافقان باشد."حضرت علی"

 کسی که با کتاب زندگی میکند،همیشه زنده است."امرسون"

 کتاب به تفاهم بین المللی وهمکاری های صلح آمیزخدمت میکند.

 اگر میدانستید که درنتیجهء تحصیل علم به چه سعادت هایی می رسید،به دنبال آن می رفتید،ولو اینکه خون شما دراین راه ریخته شودیا مستلزم این باشد که به دریاها وارد شویدواقیانوس هارا بپیمایید.

 

 اهمیت کتاب در آیینه ی رهنمودهای مقام معظم رهبری:

 کتاب همچون خورشید ،فضای زندگی ما را روشن می کند و به همگان نور و شور و گرمای زندگی می بخشد. کتاب مثل باران بر سرزمین دلهای یاران می بارد و گل و میوه ی اندیشه ها و کردارها را رونق و زیبایی و طراوت می دهد . کتاب نقشی به مانند پرندگان به آدمی ارزانی می دارد و او را برای اوج و بال کشیدن و پرواز آماده می سازد .

 برای یک ملت خسارتی بزرگ است که افراد آن با کتاب سروکار نداشته باشند و برای یک فرد توفیق عظیمی است که با کتاب مانوس و همواره در حال بهره گیری از آن -یعنی آموختن چیزهای تازه –باشد.

 کتاب دروازه ای به سوی جهان گسترد ه ی دانش و معرفت است و کتاب خوب یکی از بهترین ابزارهای کمال بشری است .کسی که با این دنیا زیبا و زندگی بخش یعنی دنیا کتاب ارتباط ندارد بی شک از مهمترین دستاورد انسانی و نیز از بیشترین معارف الهی و بشری محروم است.

 در اهمیت عنصر کتاب برای تکامل جامعه انسانی همین بس که تمامی ادیان آسمانی و رجال بزرگ تاریخ بشری از طریق کتاب جاودانه مانده اند و روابط فرهنگی جامعه ی بشری نیز از پوشش کتاب و مبادلات فرهنگی تقویت شده است.

 

 


تعداد بازدید از این مطلب: 9788
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده :
تاریخ :
نظرات 0

 داستان اول :

خیلی چاق بود.پای تخته که می رفت ، کلاس پُر می شد از نجوا... تخته را که پاک می کرد ، بچه ها ریسه می رفتند و او با صورت گوشتالو و مهربانش فقط لبخند می زد...

... آن روز معلم با تأنّی وارد کلاس شد. کلاس غـُـلـغُـلـه بود.یکی گفت : «خانم اجازه!؟ گلابی بازم دیر کرده.»  و شلیک خنده کلاس را پر کرد...معلم برگشت.چشمانش پر از اشک بود.آرام و بی صدا آگهی ترحیم را بر سینه ی سرد دیوار چسباند.لحظاتی بعد صدای گریه دسته جمعی بچه ها در فضا پیچید و جای خالی او را هیچ کس پُر نکرد...

داستان دوم:

 نقّاشي دوره گرد براي يافتن چند نمونه کاري ، در يکي از روستاهاي بين راه توقّف مي کند. يکي ازنخستين مشتريانِ  او مردی معتاد بود که با وجود صورت کثيف و نتراشيده و لباس هاي گل آلود ، با وقار و متانتي که در خود سراغ داشت ، مقابل نقّاش مي نشيند .

پس از آن که نقّاش بيشتر از حدّ معمول بر روي چهره ی او کار مي کند ،تابلو را از روي سه پايه بر مي دارد و به  او نشان می دهد . مرد معتاد هاج و واج ،به مرد خوش لباس و خوش تیپِّ روي تابلو نگاه مي کند و مي گويد:  « اين که من نيستم.»

نقّاش پاسخ مي دهد : «من شما را آن طور که مي توانيد باشيد ، کشيده ام.»

داستان سوم:

  پادشاهی جایزه‌ی بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل، آرامش را تصویر کند.نقّاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند. آن تابلوها، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب، رودهای آرام، کودکانی که در خاک می‌دویدند، رنگین کمان در آسمان  و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.

پادشاه تمام تابلوها را بررسی کرد، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.

اوّلی، تصویرِ دریاچه‌ی آرامی بود که کوه‌های عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود.در جای جایش می‌شد ابرهای کوچک و سفید را دید و اگر دقیق نگاه می‌کردند، در گوشه چپ دریاچه، خانه‌ی کوچکی قرار داشت، پنجره‌اش باز بود، دود از دودکش آن بر می‌خاست، که نشان می داد شام گرم و لذیذی آماده است.

تصویر دوّم هم کوه‌ها را نمایش می‌داد. امـّـا کوه‌ها ناهموار بود، قلّـه‌ها تیز و دندانه‌ای بود. آسمانِ بالای کوه‌ها ، بی رحمانه‌ تاریک بود و ابرها ، آماده ی آذرخش، تگرگ و بارانِ سیل‌آسا بودند.

       این تابلو با تابلوهای دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند، هیچ هماهنگی نداشت. امّا وقتی آدم با دقّت به تابلو نگاه می‌کرد ، در بریدگی صخره‌ای شوم، جوجه‌ی پرنده‌ای را می‌دید. آن جا، در میان غُـرّش وحشیانه‌ی توفان، جوجه گنجشکی، آرام نشسته بود.

پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده‌ی جایزه‌ی بهترین تصویر آرامش، تابلوی دوّم است. و بعد توضیح داد: « آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا، بی مشکل، و راحت یافت شود، بلکه آن چیزی است که می‌گذارد در میان شرایط سخت، آرامش در قلب ما حفظ شود. این تنها معنای حقیقی آرامش است. »

منبع: کتاب:«تلنگر» به کوشش مهندس حمیده خزائی ، انتشارات گـل محمدی ، مشهد،1391 چاپ دوم صفحه ی 51 و 52              ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

و ما معتقدیم که:«آرامش فقط در یاد خدا است و در مسایل و مشکلات زندگی ؛ باخدا بودن بهتر از ناخدا بودن است.»

 

 

 

 

 

 


تعداد بازدید از این مطلب: 820
|
امتیاز مطلب : 304
|
تعداد امتیازدهندگان : 70
|
مجموع امتیاز : 70


نویسنده :
تاریخ :
نظرات 0

دوازده  نکته برای این‌که چرا والدین می‌بایست برای کودکشان کتاب بخوانند وجود دارد:

 

زیرا علاقه در کودکان ایجاد شده و کودکان در فرآیند خواندن فعال‌تر می‌شوند.
کودکان این والدین سعی می‌کنند خواننده‌های بهتری شده و عملکرد بهتری در مدرسه داشته باشند.
خواندن به رشد زبان آموزی و  صحبت کردن کودکان کمک می‌کند.
دایره لغات کودکان بالا رفته و تلفظ لغات را بالا می‌برد.
کتاب خواندن والدین برای کودکان ، آنها را برای مدرسه آماده می‌کند و آمادگی شنیدن را در آنها بالا می‌برد.
خواندن برای کودکان پیش دبستانی کمک می‌کند تا گرامر و ساختار جمله را بهتر بفهمند.
خانواده‌ها زمان خواندن را به عنوان زمان آموزش قلمداد کنند و از این طریق توجه کودک را بالا ببرند.
خواندن برای کودکان دایره توجه کودکان را بالا برده و به آنها کمک می‌کند تا مهارت‌هایشان را بهتر انجام دهند.
با خواندن داستان برای کودکان خلاقیت و تصویرسازی آنها رشد پیدا می‌کند.
کتاب خواندن برای بچه‌ها کمک می‌کند تا آنها کمک کردن به دیگران و اعتماد به نفس را یاد بگیرند.
کودکان رفتار را فراگرفته و می‌توانند خود را در موقعیت‌‌های مختلف و تازه قرار داده و راه‌حل‌های نوین کسب کنند.
آنها ریتم و آهنگ زبان را بهتر درک می‌کنند.


تعداد بازدید از این مطلب: 862
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : ،سعید فیضی،
تاریخ :
نظرات 0

 

من می توانم مثل سخنرانان بزرگ سخنرانی کنم . چون هر وقت مسئولیتی را به عهده می گیرم ، پی آمد های آن را نیز از آغاز تا پایان می پذیرم و با این مهارت ، عملا توانائی و خود باوری را به خودم و اطرافیانم تأکید می کنم . در فرهنگ واژه هائی که برای خودم نوشته ام ، شکست در هر سخنرانی را تجربه معنا کرده ام و از شکست های بیشتر که همان تجربه های بیشتر است ، هرگز هراسی ندارم . تکرار و تلقین را همیشه جدّی گرفته ام و فهمیده ام که هیچ چیز به اندازه تکرار و تلقین هر مفهوم مثبت ؛ و عبارت ها و جمله های تأکیدی مؤثّر ، نمی تواند ضمیر ناخودآگاه مرا و مخاطبانم را تحت تأثیر قرار دهند .

من می توانم سخنرانی کنم چون همه را همیشه بخشوده ام و می دانم همه آن ها که به گذشت از دیگران ایمان دارند ، سرشار از توان خود اتّکائی و خود باوری اند . همان ها که روحی بزرگ ، پربار  و آزاد دارند . و فهمیده ام ضمناً که کاری زیباتر از دوست داشتن مخاطبانم نیست که البته پس از عشق ورزیدن به خودم ، دومین عامل بنیادی و مهم اعتماد به نفس من در سخنرانی هاست .

من می توانم سخنرانی کنم چون برای عزت و کرامت انسانی خودم ارزش و احترام بسیار قائلم . خودرا " ما "  خطاب نمی کنم و می گویم " من "  و عقاید خودم را فقط از جانب خودم می گویم . و سعی نمی کنم همه مخاطبان را راضی نگه دارم چون مجبور می شوم ارزش ها ، باورها و سلیقه های گوناگونی را همزمان بپذیرم . و می دانم نباید با مخاطبان هر سخنرانی ام  مقابله کنم چرا که همیشه دست کم نیمی از مخاطبانم ، با اندیشه هایم مخالفند و باید آن را معمولی و عادی تلقّی کنم .

من می توانم سخنرانی کنم چون آموخته ام که با دیگران مشورت کنم اما خودرا به دیگران وابسته نکنم و دانسته ام اعتماد به نفس با هر نوع وابستگی منافات دارد و همیشه به هنگام سخنرانی ، هیئت و حالت آن هارا به خود می گیرم که موفق ، مصمّم ، پرتلاش و برخوردار از توان بالای اعتماد به نفس هستند . و در همه کارهایم ، از عظیم ترین نیروی هستی ، یاری می طلبم و این مدد جوئی به هنگام هرسخنرانی ضمن ایجاد ارتباط نزدیک تر با خدایم و توکل به او ، بیش تر می شود . و گفته اند و من دیده ام همه آن ها که افسرده و کم ظرفیت و کم روحیه هستند ، بدون استثناء ، تنفس سطحی دارند و میزان تبادل هوا در هردم و باز دمشان بسیار کم است و این ها نمی توانند از احساس اعتماد به نفس برخوردار باشند . من از این دسته نیستم . تنفس عمیق را همیشه تمرین می کنم تا با صدائی دلپذیر ، پر حجم و رسا ، سخنرانی کنم .

من می توانم سخنرانی کنم چون همیشه بر لب ، تبسم دارم و هنگام هر سخنرانی در هر مکان و زمان ، می بینم مخاطب به مخاطب ، حس می کند که تبسم و لبخندم ، نشان از آن دارد که دوستش دارم و دوستم خواهد داشت و سخنم را خواهد شنید و از حضورش در آن سخنرانی ، لذت خواهد برد و با خاطره ای خوش ، خواهد رفت . من در سخنرانی ها ، در جستجوی کامیابی مخاطبان و موفقیت  خود هستم هر چند کوچک . هدف ها و موضوعاتی انتخاب می کنم که قابل فهم و دسترسی همگان باشند . از درک سخنانم لذت ببرند و برای فهم حرف هایم ، به رنج نیفتند . از هر گمان و اندیشه منفی ، از هر بیان و حرف منفی و از توجه به خرده گیری ها و انتقادهای نا روای مخاطبانم پرهیز می کنم .

من می توانم سخنرانی کنم چون هر اشتباهی که انجام دهم ، به خود می گویم آن را به هر شکلی جبران خواهم کرد به جز با سرزنش خود . احساس گناه و خطا نمی کنم . این احساس ، یعنی تأیید نکردن خود و شاید یعنی سرزنش خود . برای خود و مخاطبانم ، همراه  با هم ، ارزش قائلم . هم فرصتی را برای خود در نظر می گیرم تا آن گونه شوم و آن گونه بگویم که باید آن گونه باشد و هم فرصتی را برای مخاطبانم که از من چه می خواهند ؟ و چه باید بگویم تا بر دل آن ها اثر کند ؟ گرچه الزام به انجام وظیفه ، مقدم بر الزام به نتیجه است .

من می توانم سخنرانی کنم چون از خود انتقاد شدید نمی کنم و می دانم این کار ، زمینه بهتر سخن گفتن مرا فراهم نمی کند . از ستایش خود و از تواضع بی جا و بسیار در برابر مخاطبان پرهیز می کنم و فقط در خلوت خود ، از خود به خوبی یاد می کنم و ضمن این یاد ، جنبه های مثبت و منفی خودرا حتما در نظر می گیرم . فقط با خود که هستم ، خودرا ستایش و تشویق می کنم بخاطر حتی کوچک ترین کار خوبی که انجام داده ام . به خودم عشق می ورزم ، خود شیفته می شوم ، عاشق جسم و روحم می شوم تا اعتماد به نفس داشته باشم و برای رسیدن به خود شیفتگی ، سعی می کنم شناخت و درک درستی از خویشتن خویش داشته باشم . نا رساها را رسا کنم ، نا شیواهارا شیوا کنم و نا توانائی هارا توانایی  و قدرت .

من می توانم سخنرانی کنم چون با جسم خود به خوبی رفتار می کنم . می دانم حنجره و صدایم ، ابزار و سرمایه من برای سخن گفتن است و باید مراقب سلامت و قدرت آن ها باشم و همیشه هستم . من واقعا خودم و حرفه ام و مخاطبانم را دوست دارم و می کوشم از هرچه به روح و جسم و تن و حنجره و صدایم آزار می رساند و به سلامت و نشاطم آسیب می زند ، دوری کنم . مثلا هرگز پرگویی نمی کنم ، پرخوری نمی کنم و بیش از اندازه نیاز و مجاز نمی خوابم .

من می توانم سخنرانی کنم . همیشه ، همه جا و برای همه هم نوعانم و همه مخاطبانم که دوستشان دارم و دوستم دارند . من اشرف مخلوقاتم . جاندار ناطق . از نسل خلیفه خدا در زمین . از تبار آدم . موحودی مختار و متفکر . اجتماعی و اهل انس و الفت و گفت و گو با موجودی به نام انسان . انسانم و از سخن گفتن با انسان های دیگر ، وحشتی ندارم .


تعداد بازدید از این مطلب: 904
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده :
تاریخ :
نظرات 0

در آستانه فرا رسيدن سي و ششمين بهار انقلاب اسلامي؛ برنامه هاي گراميداشت دهه فجر اداره كل كتابخانه هاي عمومي خراسان رضوي اعلام شد مديركل كتابخانه هاي عمومي در جلسه مديران ستادي اداره كل كتابخانه هاي عمومي استان، برنامه گراميداشت دهه فجر سال جاري كتابخانه هاي عمومي استان را اعلام كرد.

  به گزارش روابط عمومي اداره كل كتابخانه هاي عمومي استان خراسان رضوي، شمقدري اعلام كرد: دهه فجر،‌ سرآغاز طلوع و نقطه عطف احياي اسلام و ارزشهاي اسلامي، مقطع رهايي ملت ايران از ظلمت طاغوت به نور ايمان و بخشي مهم از تاريخ ماست كه گذشته را از آينده جدا ساخته اس. وي همچنين ادامه داد : دهه فجر انقلاب اسلامي، آئينه اي است كه خورشيد اسلام در او درخشيد و اين دهه فجر بايد با عظمت هرچه تمامتر برگزارشود

مديركل كتابخانه هاي عمومي استان ضمن اشاره به اجراي برنامه هاي گراميداشت ايام‌الله دهه فجر  سال  جاري اعلام كرد: فضاسازي مناسب در سطح كتابخانه هاي عمومي، تجديد ميثاق با شهداء و ديدار با خانواده معظم شهدا ،   جانبازان معزز و  سركشي به خانواده هاي  محروم و  مستضعف  از اهم فعاليت هاي اين نهاد 100 درصد فرهنگي مي باشد.

شمقدري همچنين از برگزاري مسابقات كتابخواني مكتوب و آنلاين ويژه اقشار مختلف از جمله دانش آموزان ،  اصناف ، مادران و زنان خانه دار ازطريق شبكه كتابخوانان حرفه اي در اين ايام خبر داد و اعلام كرد:برگزاري نمايشگاههاي كتاب با موضوع انقلاب اسلامي و بازديد گروهي دانش آموزان از كتابخانه ها، از ديگر  برنامه‌هاي دهه فجر  در كتابخانه هاي عمومي  استان مي باشد.

مديركل كتابخانه هاي عمومي استان ضمن اعلام خبر ويژه اهداي بسته هاي فرهنگي به مادراني كه در اين ايام صاحب اولين فرزند مي شوند بيان كرد: درادامه برگزاري جشن هاي انقلاب اسلامي جلسه بررسي و تحليل كتاب تقويم خراسان از مشروطيت تا انقلاب اسلامي در كتابخانه شهيد باهنر شهرستان مشهد برگزار مي شود.

وي همچنين در ادامه به موضوع تقدير از پايان‌نامه‌ها، تحقيقات وپژوهش‌هاي مرتبط با انقلاب اسلامي،امام و رهبري و ايثارگران، به عنوان  برنامه‌هاي دهه فجر اشاره كرد.


تعداد بازدید از این مطلب: 817
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده :
تاریخ :
نظرات 0

حکایت اول :

شهسواری به دوستش گفت: بیا به کوهی که خدا آنجا زندگی می کند برویم.میخواهم ثابت کنم که اوفقط بلد است به ما دستور بدهد، وهیچ کاری برای خلاص کردن ما از زیر بار مشقات نمی کند.

دیگری گفت: موافقم .اما من برای ثابت کردن ایمانم می آیم .

وقتی به قله رسید ند ،شب شده بود. در تاریکی صدایی شنیدند:سنگهای اطرافتان را بار اسبانتان کنید وآنها را پایین ببرید

شهسوار اولی گفت:می بینی؟بعداز چنین صعودی ،از ما می خواهد که بار سنگین تری را حمل کنیم.محال است که اطاعت کنم !

دیگری به دستور عمل کرد. وقتی به دامنه کوه رسید،هنگام طلوع بود و انوار خورشید، سنگهایی را که شهسوار مومن با خود آورده بود،روشن کرد. آنها خالص ترین الماس ها بودند...

مرشد می گوید: تصمیمات خدا مرموزند،اما همواره به نفع ما هستند .

 حکایت دوم :

رام کنندگان حیوانات سیرک برای مطیع کردن فیلها از ترفند ساده ای استفاده می کنند.زمانی که حیوان هنوز بچه است، یکی از پاهای او را به تنه درختی می بندند. حیوان جوان هر چه تلاش می کند نمی تواند خود را از بند خلاص کند اندک اندک ای عقیده که تنه درخت خیلی قوی تر از اوست در فکرش شکل می گیرد.وقتی حیوان بالغ و نیرومند شد ،کافی است شخصی نخی را به دور پای فیل ببندد و سر دیگرش را به شاخه ای گره بزند. فیل برای رها کردن خود تلاشی نخواهد کرد .پای ما نیز ، همچون فیلها،اغلب با رشته های ضعیف و شکننده ای بسته شده است ، اما از آنجا که از بچگی قدرت تنه درخت را باور کرده ایم، به خود جرات تلاش کردن نمی دهیم، غافل از اینکه : برای به دست آوردن آزادی ، یک عمل جسورانه کافیست .

 حکایت سوم :

مردی زیر باران از دهکده کوچکی می گذشت . خانه ای دید که داشت می سوخت و مردی را دید که وسط شعله ها در اتاق نشیمن نشسته بود .مسافر فریاد زد : هی،خانه ات آتش گرفته است! مرد جواب داد : میدانم .

مسافر گفت:پس چرا بیرون نمی آیی؟

مرد گفت:آخر بیرون باران می آید . مادرم همیشه می گفت اگر زیر باران بروی ، سینه پهلو میکنی

زائوچی در مورد این داستان می گوید : خردمند کسی است که وقتی مجبور شود بتواند موقعیتش را ترک کند .

 حکایت چهارم :

مردی در نمایشگاهی گلدان می فروخت . زنی نزدیک شد و اجناس او را بررسی کرد . بعضی ها بدون تزیین بودند، اما بعضی ها هم طرحهای ظریفی داشتند .زن قیمت گلدانها را پرسید و شگفت زده دریافت که قیمت همه آنها یکی است .او پرسید:چرا گلدانهای نقش دار و گلدانهای ساده یک قیمت هستند ؟چرا برای گلدانی که وقت و زحمت بیشتری برده است همان پول گلدان ساده را می گیری؟

فروشنده گفت: من هنرمندم . قیمت گلدانی را که ساخته ام می گیرم. زیبایی رایگان است .

 حکایت پنجم :

در روم باستان، عده ای غیبگو با عنوان سیبیل ها جمع شدند و آینده امپراتوری روم را در نه کتاب نوشتند.سپس کتابها را به تیبریوی عرضه کردند . امپراطور رومی پرسید : بهایشان چقدر است؟

سیبیل ها گفتند: یکصد سکه طلا

تیبریوس آنها را با خشم از خود راند سیبیل ها سه جلد از کتابها را سوزاندند و بازگشتند و گفتند: قیمت همان صد سکه است !

تیبریوس خندید و گفت:چرا باید برای چیزی که شش تا و نه تایش یک قیمت دارد بهایی بپردازم؟

سیبیل ها سه جلد دیگر را نیز سوزاندند و با سه کتاب باقی مانده برگشتند و گفتند:قیمت هنوز همان صد سکه است .

تیبریوس با کنجکاوی تسلیم شد و تصمیم گرفت که صد سکه را بپردازد . اما اکنون او می توانست فقط قسمتی از آینده امپراطوریش را بخواند .

مرشد می گوید: قسمت مهمی از درس زندگی این است که با موقعیتها چانه نزنیم


 


تعداد بازدید از این مطلب: 853
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : ،سعید فیضی،
تاریخ :
نظرات 0
1rsC.jpg
 
27qWD.jpg
 
4PIRC.jpg
 
85eEI.jpg
 
8Unh.jpg
 
950AS.jpg
 
9dtsD.jpg
 
BGjAh.jpg
 
IGCk5.jpg
 
IX2Q1.jpg
 
Js27r.jpg
 
Lx1Z.jpg
 
OgSYa.jpg
 
RVEAN.jpg
 
TnmSC.jpg
 
VJvK5.jpg
 
VwgKv.jpg
 
Wspyz.jpg
 
XSsOl.jpg
 
Ync6E.jpg
 
ZETG.jpg
 
iMLPE.jpg
 
jZPe7.jpg
 
ld4cP.jpg
 
n7gH9.jpg
 
sbBlI.jpg
 
tBVQ3.jpg
 
tZPpG.jpg
 
tlgF7.jpg
 
wuoGj.jpg
 
xl4ZP.jpg
 
z9dq3.jpg

تعداد بازدید از این مطلب: 932
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


کتابخانه عمومی عطاملک جوینی در سال 1388 تاسیس شد واز تابستان سال 1391در ساختمان جدید به مساحت زمین950مترمربع و مخزن به مساحت208متر مربع به فعالیت خود ادامه داد.در حال حاضر زیر نظر اداره کل کتابخانه های عمومی استان خراسان رضوی مشغول به فعالیت می باشد.این کتابخانه دارای 14000نسخه کتاب و تعداد اعضا 1000نفر می باشد. آدرس: شهرستان جوین -شهرنقاب- خ امام خمینی(ره)-خ شهیداوینی- کتابخانه عمومی عطاملک جوینی شماره تلفن:05145223155 نمابر: 05145223155 کتابخانه شامل بخش های:مرجع-نشریات ادواری-کافی نت-بخش کودک و نوجوان و همچنین نرم افزار نمایه نشریات و بخش سمعی وبصری می باشد.


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران