قفسه های کتاب کتابخانه عطاملک شهر نقاب به روی همگان باز است!!!

آمار مطالب

کل مطالب : 994
کل نظرات : 3

آمار کاربران

افراد آنلاین : 9
تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 44
باردید دیروز : 87
بازدید هفته : 777
بازدید ماه : 3557
بازدید سال : 7995
بازدید کلی : 7995
نویسنده : atamaleklib
تاریخ : یکشنبه 20 اسفند 1402
نظرات 0

به گزارش روابط عمومی اداره کتابخانه های عمومی شهرستان جوین،. ، به همت محفل ادبی «عطا ملک جوینی» نشست ادبی با محوریت بزرگداشت نظامی گنجوی شاعر پارسی گوی در محل بوم گردی روستای بحرآباد شهرستان جوین برگزار شد.

در این نشست ایتدا آقای عباسعلی رهگشای معلم ادبیات مختصری از زندگانی نظامی گنجوی را برای حاضران شرح داد((جمال‌الدین ابومحمّد الیاس بن یوسف بن زکی بن مؤیَّد (۵۳۵ هـ. ق[۴][۵]– ۶۰۷–۶۱۲ هـ. ق) متخلص به نظامی و نامور حکیم نظامی، شاعر و داستان‌سرای ایرانی پارسی‌گوی در سده ششم هجری (دوازدهم میلادی)، که به‌عنوان صاحب سبک و پیشوای داستان‌سرایی در ادبیات پارسی شناخته شده‌است.[۱۲]آرامگاه نظامی گنجوی، در حاشیه غربی شهر گنجه قرار دارد. نظامی در زمرهٔ گویندگان توانای شعر پارسی است، که نه‌تنها دارای روش و سبکی جداگانه است، بلکه تأثیر شیوهٔ او بر شعر پارسی نیز در شاعرانِ پس از او آشکارا پیداست. نظامی از دانش‌های رایج روزگار خویش (علوم ادبی، نجوم، فلسفه، علوم اسلامی، فقه، کلام و زبان عرب) آگاهی گسترده‌ای داشته و این ویژگی از شعر او به روشنی دانسته می‌شود. روز ۲۱ اسفند در تقویم رسمی ایران روز بزرگداشت نظامی گنجوی است)) و در ادامه کتابهای«لیلی و مجنون» اثر نظامی گنجوی توسط سعید فیضی،  مسئول کتابخانه؛ «صور خیال در خمسه نظامی» اثر برات زنجانی / علی آریا کیا استاد ادبیات برای حاضران معرفی شد.

 

در ادامه حسن زرقانی شاعر و معلم بازنشسته جوینی شعر مناظره خسرو وفرهاد را برای حاضران خوانش کرد:

 

مناظره خسرو با فرهاد

 

نخستین بار گفتش کز کجایی

بگفت از دار ملک آشنایی

 بگفت آنجا به صنعت در چه کوشند

بگفت انده خرند و جان فروشند

 بگفتا جان فروشی در ادب نیست

بگفت از عشقبازان این عجب نیست

 بگفت از دل شدی عاشق بدینسان؟

بگفت از دل تو می‌گویی من از جان

 بگفتا عشق شیرین بر تو چونست؟

بگفت از جان شیرینم فزونست

 بگفتا هر شبش بینی چو مهتاب

بگفت آری چو خواب آید کجا خواب

 را برای حاضران شعر خوانی کردند

 

  

تعداد بازدید از این مطلب: 277
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : atamaleklib
تاریخ : شنبه 19 اسفند 1402
نظرات 0

به گزارش روابط عمومی اداره کتابخانه های عمومی شهرستانجوین  :  همزمان با بیستمین سالروز تاسیس نهاد کتابخانه های عمومی کشور تور کتابخانه گردی با حضور محمد رشیدی فر معاون فرماندار جوین، مجید نقابی رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ، خانم زهره سردارآبادی ریاست بهزیستی شهرستان جوین، هاشم افرا عضو شورا اسلامی شهر نقاب و  جمعی از مسئولین شهرستان جوین در کتابخانه عمومی عطاملک جوینی نقاب اجرا شد..

.
در ابتدا  خانم عصمت غلامی، رئیس اداره کتابخانه های عمومی شهرستان جوین ضمن خوش آمدگویی به مسئولان گفت : 17 اسفند سالروز تاسیس نهاد کتابخانه های عمومی کشور یادآور اتفاق خوب است در مسیر تحقق آرمان تجمیع امور کتابخانه ها، پایگاه ها و منابع انسانی و مالی و امر کتابخوانی و امیدواریم روز به روز تاثیر گذاری این نهاد فرهنگی در جامعه بیشتر شود..

: در این طرح مسئولان و عموم مردم ضمن بازدید از کتابخانه‌های عمومی و عضویت رایگان در کتابخانه با فعالیت‌ها و برنامه‌های این نهاد عمومی و مردمی بیشتر آشنا می شوند..

تعداد بازدید از این مطلب: 298
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : atamaleklib
تاریخ : سه‌شنبه 15 اسفند 1402
نظرات 0

به گزارش روابط عمومی اداره کتابخانه های عمومی شهرستان جوین. بازدید و نشست جمع خوانی به مناسبت 17 اسفند سالروز تاسیس نهاد کتابخانه های عمومی کشور در کتابخانه عمومی عطاملک جوینی نقاب شهرستان جوین برگزار شد.

سعید فیضی مسئول کتابخانه عمومی عطاملک جوینی نقاب ضمن اعلام این خبر افزود: طی این بازدید اطلاعات کاملی از بخش های مختلف کتابخانه، نحوه عضویت در کتابخانه و نحوه جستجو در سایت سامان برای دانش آموزان بیان شد و همچنین کتاب باشگاه پنج صبحی ها از رابین شارما در این بازدید با کمک دانش آموزان جمع خوانی شد.

کتاب باشگاه پنج صبحی ها اثری از رابین شارما با ترجمه رضا اسکندری آذر در نشر نون به چاپ رسیده است. با خواندن این کتاب درمی‌یابیم که چگونه می‌توانیم با ایجاد یک تغییر در سبک زندگی خود، و سحرخیز شدن، خلاقیت و موفقیت را به زندگی خود دعوت کنیم. کتاب باشگاه پنج صبحی‌ ها داستانی خیالی اما الهام‌بخش است. در این داستان با زندگی یک هنرمند، یک کارآفرین و یک سرمایه‌دار آشنا می‌شویم. این افراد هم کدام در زندگی خود مشکلاتی دارند و در تلاش هستند تا با گفتگو با یکدیگر و یافتن راه حل، مشکلاتشان را به نوعی حل کنند. رابین شارما نویسنده و سخنران انگیزشی اهل کانادا است که کتاب پرفروشش راهبی که فِراری‌اش را فروخت به بیش از ۷۰ زبان ترجمه شده ‌است

تعداد بازدید از این مطلب: 278
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : atamaleklib
تاریخ : یکشنبه 15 بهمن 1402
نظرات 0

به گزارش روابط عمومی اداره کتابخانه های عمومی شهرستان جوین: در راستای برگزاری اقدامات فرهنگی در مدارس، و به مناسبت چهل و پنجمین بهار انقلاب نشست کتاب خوان مدرسه ای   توسط کتابخانه عمومی عطاملک جوینی نقاب  در محل مدرسه شهید منتظری جوین برگزار شد.

دهه فجر انقلاب اسلامی، گرامیداشت روز‌های سرنوشت‌ساز ملت ایران، از تاریخ ۱۲ تا ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ است. این ایام پاسداشت وقایعی همچون بازگشت امام خمینی (ره) به ایران اسلامی پس از ۱۵ سال تبعید و اعلام تشکیل دولت موقت، پیوستن بسیاری از ارتشیان به انقلاب و بیعت نیروی هوایی با امام بزرگوار، شکست حکومت نظامی‌ با حضور شکوهمند مردم در صحنه به فرمان امام خمینی (ره)، فتح مراکز مهمی همچون صدا و سیما و پادگان‌های نظامی است، که سرانجام پیروزی انقلاب اسلامی را در پی داشت

  سعید فیضی ضمن اعلام این خبر افزود:در این نشست کتاب بزرگ شدی ریزه میزه ازرفیع افتخاری از سری کتاب های کتاب ماه بهمن 1402 توسط سعید فیضی مسئول کتابخانه معرفی و خوانش شد دیگر کتاب های معرفی شده توسط دانش آموزان، کتاب خطری برای جمال نوشته: محمد حمزه زاده توسط صدرا لطفی، کتاب: سورنا سردار خستگی ناپذیر نوشته محمود برآبادی  توسط محمد پارسا پاقدم، کتاب ترکش های ولگرد نوشته: داوود امیریان توسط حسین نقابی برای دانش آموزان معرفی شد.

 در پایان این نشست جوایزی از طرف کتابخانه عمومی عطاملک جوینی نقاب به معرفی کننده گان کتاب  اهدا شد

تعداد بازدید از این مطلب: 302
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : atamaleklib
تاریخ : شنبه 14 بهمن 1402
نظرات 1

به گزارش روابط عمومی اداره کتابخانه های عمومی شهرستان جوین. در راستای برنامه های فرهنگی و به مناسبت دهه فجر سال 1402  کتاب حکایت نامه پیامبر از غلامرضا حیدری ابهری از سری کتاب های کتاب ماه بهمن 1402  در محل کتابخانه عمومی عطاملک جوینی نقاب و با حضور دانش آموزان دبیرستان صعود پویا و آقای فیضی مسئول کتابخانه و حضور جمع خوانی شد.

در بين آثار مربوط به سيره و سنت معصومين عليهم السلام، حكايات زندگي آن بزرگواران از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است. امتياز حكايت‌نامه‌ها بر ديگر آثار ديني، جذابيت فوق‌العاده اين مجموعه‌ها در تأثيرگذاري آن بر تغيير رفتار و سبك زندگي خوانندگان است. «حکایت نامه موضوعی پیامبر اعظم صلی‌الله‌عليه‌و‌آله ؛ بیش از 850 حکایت از زندگانی رسول خدا صلوات الله عليه در 162 موضوع مختلف» است كه از بین بیش از 200 جلد کتاب حدیثی و تاریخی گردآوری شده است.

دسته‌بندي موضوعي كتاب آن را بسيار كاربردي نموده است. كوتاه بودن حكايت‌ها و ترجمه روان نيز از ديگر مزيت‌هاي آن به شمار مي‌رود. در پايان برخي از حكايت‌ها بخشي به نام «در سايه‌سار سيره» وجود دارد كه حاوي چكيده‌اي از حكايت گفته شده است، اين چكيده فرآيند  مرور كتاب را آسان مي‌كند و پيام حكايت را به طور خلاصه براي مخاطب آشكار مي‌سازد. فهرست تفصيلي پايان كتاب نيز مخاطب را با موضوعات اصلي و فرعي آشنا مي‌كند؛ موضوعاتي نظير: آخرت، آراستگي، اسراف، امانت‌داري، رازداري، راست‌گويي و ... كه بر اساس ترتيب حروف الفبا به نظم درآمده است.

  سعید فیضی مسئول کتابخانه عمومی عطاملک جوینی نقاب ضمن اعلام این خبر افزود: تزیئن و فضای سازی کتابخانه متناسب با حال و هوای دهه فجر از دیگر اقدامات انجام گرفته است.

 

تعداد بازدید از این مطلب: 319
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : atamaleklib
تاریخ : شنبه 16 دی 1402
نظرات 0

 

تعداد بازدید از این مطلب: 369
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : atamaleklib
تاریخ : پنج‌شنبه 30 آذر 1402
نظرات 0

به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی خراسان رضوی، ویژه برنامه «حافظ خوانی، نقالی و شاهنامه خوانی» به مناسبت گرامیداشت طولانی ترین شب سال به همت کتابخانه عمومی عطاملک جوینی نقاب در بوم گردی روستای بحرآباد جوین برگزار شد.

سعید فیضی، مسئول کتابخانه عمومی عطاملک جوینی ضمن اعلام این خبر گفت: شب یَلدا یا شب چلّه یکی از کهن‌ترین جشن‌های ایرانی است. این جشن در ۹ آذر ۱۴۰۱ ثبت میراث جهانی شده‌است. در این جشن، طی شدن بلندترین شب سال و به دنبال آن بلندتر شدن طول روزها در نیم‌کرهٔ شمالی، که مصادف با انقلاب زمستانی است، گرامی داشته می‌شود و ایرانیان از زمان های دور این شب را دور هم جمع می شدن و بر این باور بودن که تاریکی نماد اهریمن است و عقیده داشتن شب هر چه قدر طولانی، خورشید دوباره نورش را به زمین هدیه می دهد.
وی افزود: شب یلدا در واقع انگيزه‌ای برای دورهمی اقوام دور و نزدیک، دور سفره‌ای پربرکت محسوب می شود؛ موضوعی كه زمينه ارتباط بيشتر و پیوند محكم‌تر خانواده‌ها را فراهم می‌کند..
از جمله برنامه های اجرا شده در این مراسم می توان به نقالی، حافظ خوانی، قصه گویی و نقل داستان رزم رستم و سهراب اشاره کرد..

تعداد بازدید از این مطلب: 347
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : atamaleklib
تاریخ : سه‌شنبه 28 آذر 1402
نظرات 0

یلدا و طلسم تاریکی  (نویسنده سعید فیضی)

 

یکی بود یکی نبود بزرگتر از خدای مهربان هیچ کسی و هیچ چیزی نبود.

در زمان های قدیم، در یک گوشه از این کهکشان بزرگ، کره ای به نام کره زمین  وجود داشت که اهریمن تاریکی بر آن حکمرانی می کرد. اهرمین تاریکی اینقدر قدرت داشت که با طلسم خود حرکت کره زمین را به دور خورشید متوقف کرده بود .روزهای اول که کم کم تاریکی داشت همه جار ا  فرا می گرفت مردم  کره زمین باور نکردن این طلسم باشد. یکی می گفت: اشکالی ندارد ما اینقدر چراغ داریم که نیازی به خورشید نیست. یکی می گفت: خورشید خیلی بد است من یکبار که در چشم های خورشید نگاه کردم چشمانم  تا چند روز هیج کجا را نمی دید.اصلا بهتر خورشید می خواهیم برای چه؟ یکی دیگرگفت: مجبور نیستم خودمان را در هوای گرم باد بزنیم، یکی دیگر می گفت: بهتر اینقدر دور خورشید چرخ می خوردیم که من چند بار خوردم زمین و پام شکست مگر چرخ و فلکه ،ولی مردم نمی دانستن این چند نفری که از خورشید بد می گفتن از نوکرهای همان اهریمن بدجنس هستند که زمین را طلسم کرده است که به دور خورشید نچرخد. سه ماه از زمانی که نور خورشید به زمین نرسیده بود گذشت، کم کم نفت چراغ ها و بخاری های مردم تمام شد. و از سرما نمی توانستند بخوابند تا اینکه یک روز تاریک پیرمردی لاغر اندام با موهای سیاهش که نصف صورتش را پوشانده بود وسط میدان شهر آمد و گفت: مردم اصلا نگران نباشید تا درخت ها و جنگل ها هست چه نیازی به نفت داریم تا خودمان را گرم کنیم و بعد تبرهای به سیاهی شب را بین مردم پخش کرد و بله مردم افتادن به قطع درختان جنگل تا بتوانند خودشان را گرم کنند. همینطور که درخت ها یکی یکی قطع می شد، شیطان بدجنس در کوهی که به کوه وحشت معروف بود در غارش قند توی دلش آب می شد و از اینکه همدستانی چنین حیله گر دارد به خودش می بالید. خلاصه بعد از یک سال که از طلسم شوم شیطان می گذشت، دیگر درختی روی کره زمین نبود و مردم داشتند یکی یکی از سرما و گرسنگی می مردند، چون فهمیده بودن وقتی نور خورشید نباشد نه گرمایی هست و نه غذای برای خوردن، تمام مزارع گندم خشک شده بود. و فقط آنهای زنده می ماندن که به کوهستان وحشت می رفتند و روحشان را به شیطان می فروختند و یوغ بردگی اهریمن را به گردن می انداختند و برده شیطان می شدند. آن وقت شیطان وردی جادویی می خواند و درون آن آدم بدبخت را پر از شعله های حسد و کینه و دشمنی می کرد و آن وقت انسان بیچاره از درون گرم می شد، آن هم با چه؟ با دشمنی ، حسودی ، کینه ، دشنام ، فحش دادن ، مسخره کردن و تحقیر بقیه انسان ها، یعنی یک آدم برای اینکه بتواند در طول روز گرم شود باید کلی حسودی می کرد، کلی فحش می داد و تا می توانست بقیه آدم های دور و برش را مسخره کند تا بتواند زنده بماند و برای غذا خوردن باید از لجنی بدبویی که انتهای غار تاریکی جایی که شیطان خانه داشت و از زمین می جوشید استفاده کند. روزها تاریک و سرد به همین منوال می گذشت و تنها در یک روستای دور افتاده چندین خانواده زندگی می کردند که حاضر نبودند روح شان را به شیطان بفروشند و با هر سختی بود با لباس های گرمی که از قدیم داشتند خودشان را گرم نگاه می داشتند، و از انبار قدیمی که مقداری آذوغه جمع کرده بودند روزگار می گذراندند. ولی روز به روز به سرمای هوا اضافه می شد و هیزم زیادی هم نداشتند و دیگر چیز زیادی از غذاهای که انبار کرده نمانده بود، که پیرمرد سفید موی با چهره نورانی در حالیکه که کتاب بزرگی در دست داشت وارد روستا شد. اهالی که در میدانگاه روستا جمع شده و مشغول دعا به درگاه خداوند برای از بین رفتن طلسم شیطانی بودند، همگی انگار نور امیدی را حس کرده باشند از پیرمرد با آخرین غذای های که برای آنها مانده بود پذیرایی کردند و پیرمرد بعد ازاینکه کمی چای داغ نوشید، دستی به سر پسرکی کوچک کشید که با چشمان قشنگش به پیرمرد نگاه می کرد. پیرمرد گفت نامت چیست پسرم؟ پسرک با لبخند گفت: کوروش  پیرمرد روی به اهالی روستا کرد و گفت : پدر این کودک کیست؟ مردی میانسال، چهارشانه با قدی متوسط و موهای جوگندمی با چشمان سیاه و براق جلو آمد، پیرمرد گفت: نامت چیست؟ مرد میانسال گفت:  کمبوجیه هستم نام شما چیست؟ و چرا نام من را می پرسید؟ پیرمرد لبخندی زد و گفت؟ نام من مهم نیست بنده ای هستم از بندگان یزدان پاک و سپس گفت: همسرت کجاست؟ کمبوجیه گفت: در خانه در حال استراحت است اگر کار مهمی است به اینجا بیاورمش .پیرمرد گفت: نه لازم نیست زن آبستنت را اذیت نکن ما به دیدارش می رویم . مرد با تعجب گفت: تو از کجا می دانی که همسر من  باردار است؟ پیرمرد گفت : در لوح محفوظ خداوند دیده بودم. برویم که وقت تنگ است، باید حقیقیتی شگرف را برایتان باز گو کنم. همه اهالی که در میدان جمع شده بودن به خانه کمبوجیه رفتند. پیرمرد با لخندی که اصلا زمینی نمی مانست گفت: نامت چیست ای بانوی پاکدامن؟ زن گفت: ماندانا  پیرمرد گفت: به زودی دختری به دنیا می آوری که دنیا را از تاریکی و پلیدی نجات خواهد بخشید.

کمبوجیه در مقابل همسرش زانو زد و گفت: شنیدی چه گفت. همسرش در حالیکه اشک می ریخت گفت: آری شنیدم

همه اهالی روستا یکصدا گفتند: چگونه نوزادی آن هم دختر می تواند دنیا را از این طلسم شوم تاریکی نجات دهد؟پیرمرد گفت :خوب گوش کنید، سه روز دیگر این زن فرزند دختری به دنیا می آورد که از همان بدو تولد موهایی به رنگ انوار طلایی خورشید دارد، موهایی به بلندی موهای یک دختر 20 ساله، به محض تولد باید موهای او را با این پارچه سفیدی که من به شما می دهم بپوشانید و به طوریکه کسی جز شما از این راز با خبر نشود، وقتی کودک 40 روز شد پدر و مادر نوزاد او را به غار تاریکی در کوهستان وحشت ببرند. و  بعد به کمبوجیه گفت: اینطور وانمود کنید که برای فروش روح خود به اهریمن آمدید و به محض اینکه شیطان خواست وردش را بخواند پارچه سفید را از سر کودک باز کنید و تلالو موهای دختر کاری خواهد کرد که طلسم شیطان نابود شود و زمین دوباره به گرد خورشید بچرخد و حیاتی تازه پیدا کند. ماندانا با نگرانی گفت : ولی ما چیز زیادی برای خوردن نداریم، نهایت بشود یکی دو هفته زنده ماند و من هم شیری ندارم که به کودکم بهم که تا 40 روز زنده بماند. پیرمرد نگاهی به آسمان کرد و گفت: نگران نباش به محض تولد کودک تمام خانه شما گرم می شود و شیر تو به قدری زیاد می شود که اگر در طول روز حتی یک قطره آب هم نخوری بتوانی چند کودک را شیر دهی، فقط باید به محض تولد موهایش را با همین پارچه ی که به تو دادم بپوشانی و تنها بعد از چهل روز آن هم در غار شیطان باز کنی. کمبوجیه با چشمانی اشکبار گفت: قول می دهیم. پیرمرد دستان پسر کوچک کمبوجیه که نامش کوروش بود را گرفت و گفت: نگران نباش خواهرت دنیا را از تاریکی نجات می دهد همانگونه که تو روزی دنیا را با مفهوم عدل و داد آشنا خواهی کرد و سپس همانگونه  که ناگهان آمده بود یکباره غیب شد  و اهالی روستا را در بیم و امید نگاه داشت. درست طبق پیش بینی پیرمرد سه روز بعد ماندانا دختری به دنیا آورد با موهای طلایی، و بلند که نامش را یلدا گذاشتند. طبق توصیه پیرمرد موهای نوزاد را پوشاندن. بعد از تولد نوزاد نه تنها خانه کمبوجیه بلکه کل روستا را گرمایی مطبوع فرا گرفت. روز موعود فرار رسید و یلدای چهل روزه همراه با پدر و مادرش راهی کوهستان وحشت شدن و وقتی قدم به غار شیطان یا همان غار تاریکی گذاشتن، همه جا بوی نای و منجلاب می داد. عده ای زیادی از آدم ها در حالیکه همدیگر را تحقیر می کردن ، فحش می دادن و مسخره می کردن، به کارهای مختلفی از جمله یاد گرفتن وردهای شیطانی مشغول می بودن و شیطان بر تخت سرخ رنگش تکیه داده بود و روی خودش را با پارچه سیاهی پوشانده و با صدای ترسناکی روی به پدر یلدا کرد و گفت: برای چه آمدید؟ کمبویجه گفت: دیگر تحمل سرما و گرسنگی را نداریم ، به اینجا آمدیم تا شاید بتوانیم زنده بمانیم. شیطان قهقهه بلندی زد و گفت: کار خوبی کرده اید. ولی نوزادات کوچک است و روح پاکی دارد به درد من نمی خورد،  مگر پیشکشی باشد برای چشمه مزاب جوشان ته غار. ماندانا از ترس تمام بندش یخ کرد و خواست چیزی بگوید. ولی همسرش مانع شد و با توکل به خدا یکتا گفت: ایرادی ندارد. این نوزاد پیشکش شما و بعد پارچه سفیدی که در سر یلدا بود را باز کرد و به آنی همه جا مثل روز روشن شد.  شیطان جیغ بلندی کشید و به یکباره ناپدید شد. تمام کوهستان شروع به لرزیدن کرد و کمبوجیه همراه با همسرش و نوزاد 40 روزه به سرعت از غار بیرون آمدن و خودشان را به دامنه کوه رساندن و کوهستان همچنان می لرزید و به ناگاه غار تاریکی فرو ریخت و متلاشی شد و کمی بعد هم اولین انوار طلایی خورشید از پشت کوه ها خودش را زمین رساند و نوید حیاتی دوباره را داد.

 

 

پایان

تعداد بازدید از این مطلب: 367
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : atamaleklib
تاریخ : سه‌شنبه 28 آذر 1402
نظرات 0

 به گزارش روابط عمومی اداره کتابخانه های عمومی جوین، ، برنامه های متنوع فرهنگی به مناسبت شب یلدا به همت کتابخانه عمومی عطاملک جوینی نقاب شهرستان جوین و با مشارکت مدرسه کلاته نانوا برگزار شد...

 سعید فیضی، مسئول کتابخانه عمومی عطاملک جوینی  نقاب شهرستان جوین ضمن گرامیداشت جشن زیبا و پر مفهوم یلدا، گفت: کتابخانه های عمومی به عنوان فرهنگسراهای اجتماعی در تلاش هستند تا بار دیگر جامعه و به ویژه کودکان را با توجه به روند رو به رشد استفاده از فضاهای مجازی از مطالعه تا بازی و سرگرمی، به سمت و سوی کتاب و کتابخوانی هدایت کنند.

وی افزود: برای رسیدن به این هدف ابتدا باید زمینه سازی های لازم انجام شد. یکی از راه های موثر برگزاری برنامه های فرهنگی همچون قصه گویی، معرفی کتاب و ... است.

 در همین راستا، علاوه بر معرفی بخش های مختلف کتابخانه ، نحوه عضویت، برنامه های فرهنگی همچون معرفی کتاب و قصه گویی از کتاب «نقطه» نوشته پیتر اچ. رینولدز از سری کتاب های کتابخوان ما آذر 1402 توسط سعید فیضی، مسئول کتابخانه عمومی عطاملک جوینی نقاب انجام  شد...

تعداد بازدید از این مطلب: 438
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : atamaleklib
تاریخ : چهارشنبه 08 آذر 1402
نظرات 0

به گزارش روابط عمومی اداره کتابخانه های عمومی شهرستان جوین،  مراسم تقدیر از برگزیدگان مسابقات کتابخوانی، فعالان فرهنگی و کتابخوان های برترکتابخانه عمومی عطاملک جوینی نقاب  با حضور ، حجت الاسلام و المسلمین حسین بوژمهرانی امام جمعه شهر نقاب ، محمد رشیدی فر معاون فرماندار جوین ، خانم زهره سردارآبادی رئیس اداره بهزیستی ، خانم عصمت غلامی رئیس اداره کتابخانه های عمومی شهرستان جوین و فعالان حوزه کتاب در محل سالن جلسات بهزیستی برگزار گردید.

 حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای بوژ مهرانی امام جمعه شهرستان نیز در این مراسم ضمن تقدیر از دست اندر کاران عرصه کتاب و کتابخوانی گفت : جایگاه کتاب در بین علماء یک جایگاه ویژه ای است که باعث رشد و شکوفایی انسان می شود

در ادامه آقای سعید فیضی مسئول کتابخانه عمومی عطاملک جوینی نقاب گزارشی از اقدامات فرهنگی انجام گرفته در هفته کتاب در قالب پاورپوینت برای حاضران ارائه داد.

 در پایان به آقایان : امیر صدیقی، علی عباس آبادی کتابخوانان برتر و  از خانم ها عاطفه کریمیان، رعنا علی آبادی، اعظم قنبرآبادی، حدیثه کلاته میمری ، معصومه پارسایی مهر، مهتا غلامررضا زاده، ساناز کلاته آقامحمدی و آقای طاها وحیدی برندگان مسابقات کتابخوانی هفته کتاب و خانم ها فاطمه سردارآبادی ، معصومه نقابی، خدیجه پارسایی مهر، و آقایان : علی آریا کیا و محمد بهرآبادی به عنوان فعالان فرهنگی و همیار کتابخانه تقدیر شد.

تعداد بازدید از این مطلب: 385
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


کتابخانه عمومی عطاملک جوینی در سال 1388 تاسیس شد واز تابستان سال 1391در ساختمان جدید به مساحت زمین950مترمربع و مخزن به مساحت208متر مربع به فعالیت خود ادامه داد.در حال حاضر زیر نظر اداره کل کتابخانه های عمومی استان خراسان رضوی مشغول به فعالیت می باشد.این کتابخانه دارای 14000نسخه کتاب و تعداد اعضا 1000نفر می باشد. آدرس: شهرستان جوین -شهرنقاب- خ امام خمینی(ره)-خ شهیداوینی- کتابخانه عمومی عطاملک جوینی شماره تلفن:05145223155 نمابر: 05145223155 کتابخانه شامل بخش های:مرجع-نشریات ادواری-کافی نت-بخش کودک و نوجوان و همچنین نرم افزار نمایه نشریات و بخش سمعی وبصری می باشد.


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران