قفسه های کتاب کتابخانه عطاملک شهر نقاب به روی همگان باز است!!!

آمار مطالب

کل مطالب : 994
کل نظرات : 3

آمار کاربران

افراد آنلاین : 0
تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 9
باردید دیروز : 172
بازدید هفته : 391
بازدید ماه : 1088
بازدید سال : 1282
بازدید کلی : 1282
نویسنده :
تاریخ :
نظرات 0

 

در سال یازدهم هجرت رسول اکرم (ص) در آخرین سفرحج (در عرفه)، در مکه و در غدیرخم، در مدینه قبل از بیمارى و بعد از آن در جمع یاران و یا در ضمن ‏سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هیچ ابهام، از رحلت ‏خود خبر داد. چنان که قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود که ‏پیامبر هم در نیاز به خوراک و پوشاک و ازدواج و وقوع بیمارى و پیرى مانند دیگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد. پیامبر اکرم (ص) یک ماه قبل از رحلت فرمود: «فراق نزدیک شده و بازگشت ‏به سوى خداوند است. نزدیک است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمایم و من دو چیز گران در میان شما مى ‌گذارم و مى‌‏روم: کتاب خدا و عترتم، و خداوند لطیف و آگاه به من خبر داد که این دو هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا کنار حوض کوثر برمن ‏وارد شوند. پس خوب بیندیشید چگونه با آن دو رفتار خواهید نمود».

در حجه‌‏الوداع در هنگام رمى‏ جمرات فرمود: «مناسک خود را از من ‏فرا گیرید، شاید بعد از امسال دیگر به حج نیایم و هرگز مرا دیگر در این جایگاه نخواهید دید».

روزى به آن حضرت خبر دادند که مردم از وقوع مرگ شما اندوهگین ‏و نگرانند. پیامبر در حالى که به فضل بن عباس و على بن‌ابى‏طالب (ع) تکیه داده بود به سوى مسجد رهسپار گردید و پس از درود و سپاس پروردگار، فرمود: «به من خبر داده‏ اند شما از مرگ ‏پیامبر خود در هراس هستید. آیا پیش از من، پیامبرى بوده است که‏ جاودان باشد؟! آگاه باشید، من به رحمت پروردگار خود خواهم ‏پیوست و شما نیز به رحمت پروردگار خود ملحق خواهید شد».

روزی دیگر پیامبر (ص) با کمک علی (ع) و جمعی از یاران خود به قبرستان بقیع رفت و برای مردگان طلب آمرزش کرد . سپس رو به علی (ع) کرد و فرمود:  «کلید گنجهای ابدی دنیا و زندگی ابدی در آن، در اختیار من گذارده شده و بین زندگی در دنیا و لقای خداوند مخیر شده‌ام، ولی من ملاقات با پروردگار و بهشت الهی را ترجیح داده ام».

در چند روز آخر از زندگى رسول اکرم (ص) آن بزرگوار در مسجد پس از انجام نماز صبح فرمود:

«اى مردم! آتش فتنه‏‌ها شعله ‏ور گردیده و فتنه‏‌ها همچون پاره‏هاى امواج تاریک شب روى آورده است. من در روز رستاخیز پیشاپیش شما هستم و شما در حوض کوثر بر من در می آئید. آگاه باشید که من درباره ثقلین از شما می پرسم، پس بنگرید چگونه پس از من درباره آن دو رفتار می‌کنید، زیرا که خدای لطیف و خبیر مرا آگاه ساخته که آن دو از هم جدا نمی شوند تا مرا دیدار کنند. آگاه باشید که من آن دو را در میان شما به جای نهادم ( کتاب خدا و اهل بیتم ). بر ایشان پیشی نگیرید که از هم پاشیده و پراکنده خواهید شد و درباره آنان کوتاهی نکنید که به هلاکت می‌رسید».

آنگاه پیامبر (ص) با زحمت به سوی خانه اش به راه افتاد. مردم با چشمانی اشک آلود آخرین فرستاده الهی را بدرقه می کردند. در آخرین روزها پیامبر به علی (ع) وصیت نمود که او را غسل و کفن کند و بر او نماز بگزارد. علی (ع) که جانش با جان پیامبر آمیخته بود، پاسخ داد:  «ای رسول خدا، می‌ترسم طاقت این کار را نداشته باشم».

پیامبر (ص) علی (ع) را به خود نزدیک کرد. آنگاه انگشترش را به او داد تا در دستش کند. سپس شمشیر، زره و سایر وسایل جنگی خود را خواست و همه آنها را به علی سپرد.

فردای آن روز بیماری پیامبر (ص) شدت یافت اما او در همین حال نیز اطرافیان خود را درباره حقوق مردم و توجه به مردم سفارش می کرد. سپس به حاضران فرمود:  «برادر و دوستم را بخواهید به اینجا بیاید».

ام سلمه، همسر پیامبر گفت: «علی را بگویید بیاید. زیرا منظور پیامبر جز او کس دیگری نیست».

هنگامی که علی (ع) آمد، پیامبر به او اشاره کرد که نزدیک شود. آنگاه علی (ع) را در آغوش گرفت و مدتی طولانی با او راز گفت تا آنکه از حال رفت و بیهوش شد. با مشاهده این وضع، نواده‌های پیامبر (ص) حسن و حسین (ع) به شدت گریستند و خود را روی بدن رسول خدا افکندند. علی (ع) خواست آن دو را از پیامبر (ص) جدا کند. پیامبر (ص) به هوش آمد و فرمود: «علی جان آن دو را واگذار تا ببویم و آنها نیز مرا ببویند، آن دو از من بهره گیرند و من از آنها بهره گیرم».

سرانجام پیامبر (ص) هنگامی که سرش بر دامان علی (ع) بود، جان به جان آفرین تسلیم کرد.


تعداد بازدید از این مطلب: 740
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : ،سعید فیضی،
تاریخ :
نظرات 0


زمانی تمام پولهای توجیبی ام را صرف خرید کتابهایی میکردم که روزی رویای خواندنشان را در سر میپروراندم.
وقتی میگویم تمام پولهای توجیبی یعنی دقیقا تمام پولهای توجیبی.

وقتی بدون توجه به قیمت روی جلد تا پای صندوق پایین پله ها پیش میرفتم، کافی نبودن پول توجیبی 

مرا میان برزخ انتخاب میگذاشت.

و حالا..

شاید آنقدر مجازی مطالعه میکنم که میترسم بوی کاغذ کتابهای قفسه کتابفروشی جزء نوستالژی ام شود.

 و من میخواهم دوباره تمام جیبم کتاب شود تا باز حس برزخ انتخاب را حس کنم.

 

 


تعداد بازدید از این مطلب: 874
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده :
تاریخ :
نظرات 0

کتابخانه عطاملک جوینی واقع در شهر نقاب خیابان شهید آوینی آماده ارایه خدمات گوناگون به شهروندان عزیز می باشد  

1: ارایه کتاب های مختلف در موضوعات گوناگون

2: ارایه مقالات در تمام موضوعات در صورت نبود کتاب مورد نظر در کتابخانه

3: وجود منابع غنی کتاب کودک و نوجوان

4: سفارش کتاب مورد نظر در صورت نبود آن در کتابخانه 

و خدمات مختلف دیگر...

 

                                                                       برای ارتقای علمی خود حتما به کتابخانه مراجعه کنید.


تعداد بازدید از این مطلب: 644
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده :
تاریخ :
نظرات 0
معلم عصبی دفتر رو روی میز کوبید و داد زد: سارا ...
 
دخترک خودش رو جمع و جور کرد،
سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم کشید
و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟

 
معلم که از عصبانیت شقیقه هاش می زد،
تو چشمای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد:
چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ هـــا؟!
فردا مادرت رو میاری مدرسه...
 
دخترک چونه ی لرزونش رو جمع کرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:
خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن...
اونوقت می شه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد...
اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تا صبح گریه نکنه...
اونوقت...
اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره
که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم...
اونوقت قول می دم مشقامو ...

معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ...
و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد.
می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت کنم!


تعداد بازدید از این مطلب: 898
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده :
تاریخ :
نظرات 0

خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، دكتر يزدان منصوريان، عضو هيات علمي دانشگاه تربيت معلم تهران: اساساً، ورزش و مطالعه از چند جهت به هم شبيه هستند. البته وجود اين شباهت‌ها کاملاً طبيعي است، چرا که ورزش زمينه ساز «سلامت جسمي» و مطالعه زمينه ساز «سلامت فکري» است. هرگاه اين دو در کنار يکديگر قرا گيرند، شرايط لازم براي ايجاد سلامت «روح و روان» آدمي مهيا مي‌شود. در نهايت جامعه اي که در آن ورزش و مطالعه فراگير شده باشد، مي‌تواند به سوي سلامت و سعادت گام بر دارد.

براي تشريح پيوند ميان اين دو مقوله مهم اجتماعي و فرهنگي مي‌توان فهرستي از شباهت‌هاي آن‌ها را در 20 بند برشمرد:

1. ورزش و مطالعه هر دو براي انسان مفيدند و براي گسترش هر دو به بهانه هاي مختلف تبليغ مي شود. هيچ کس نيز در سودمندي اين دو ترديد ندارد، اما متاسفانه هنوز کم نيستند کساني که در برنامه روزانه خود نه فرصتي به ورزش اختصاص مي دهند و نه فرصتي به مطالعه.

2. هميشه براي ورزش نکردن و کتاب نخواندن بهانه وجود دارد. اما اين بهانه‌هاي به ظاهر موجه فقط انسان را از مزاياي اين دو محروم مي‌کنند.

3. معمولاً شروع ورزش و شروع مطالعه، براي کساني که به انجام آن عادت ندارند، دشوار است. اما پس از مدتي تبديل به فعاليتي لذت بخش مي شود. با اين حال چه بسيارند کساني که در آرزوي روزي طلايي هستند که حال و حوصله لازم براي پرداختن به اين دو را پيدا کنند. در حالي که آن روز همين امروز است!

4. ورزش و مطالعه هر دو مهارتند که با تمرين و ممارست در آن‌ها پيشرفت مي‌کنيم. بدون تمرين در ورزش و بدون استمرار در مطالعه انجام آن‌ها دشوار و سخت است.

5. عادت به ورزش و مطالعه بيش از آنکه ذاتي باشد، اکتسابي است. بر اين اساس، مي توان علاقه به اين دو فعاليت را در افراد به تدريج پرورش داد. معمولاً در اين زمينه گام‌هاي کوتاه ولي مستمر هميشه بهتر از گام‌هاي بلند ولي منقطع است

6. نقش خانه و مدرسه در پرورش عادت به ورزش و مطالعه نقشي اساسي است. چرا که نهادينه شدن علاقه مندي به ورزش و توسعه فرهنگ مطالعه در افراد از دوران کودکي آغاز مي شود.

7. توجه به فرصت‌هاي کوتاه براي پرداختن به ورزش و مطالعه کاملاً ضروري است. در واقع به‌جاي انتظار رسيدن فرصتي طلايي که در آن بتوان ساعت‌ها به ورزش يا مطالعه پرداخت، بايد از فرصت‌هاي کوتاه در اين دو زمينه استفاده کرد.

8. نهادهاي آموزشي و پرورشي به يک اندازه در توسعه فرهنگ ورزش و مطالعه در جامعه سهيم هستند. سرمايه‌گذاري‌هاي ملي و کلان براي توسعه زير ساخت‌هاي لازم در گسترش اين دو عرصه ضروري و اجتناب ناپذير است.

9. همواره بين توسعه اقتصادي يک کشور با توسعه بخش‌هاي ورزشي و انتشاراتي آن رابطه مستقيم و دوسويه وجود دارد. چرا که توسعه ورزش و مطالعه به گردش چرخ‌هاي اقتصادي کمک مي‌کنند و برعكس. از سويي ديگر، توسعه مشاغل مرتبط به اين دو عرصه از بهترين زمينه هاي اشتغال زايي است.

10. ورزش و مطالعه از بهترين فعاليت‌ها براي پر کردن اوقات فراغت جوانان و ساير اقشار جامعه محسوب مي‌شوند.

11. نگاه افراد اهل ورزش و مطالعه معمولاً به زندگي مثبت است. در نتيجه، جامعه اي که در آن ورزش و مطالعه گسترش يابد، پوياتر، شاداب‌تر و امن‌تر خواهد بود.

12. براي بهبود شاخص‌هاي سلامت و ارتقاي شاخص‌هاي فرهنگي جامعه، توجه به «ورزش همگاني»و توسعه «مطالعه عمومي» نسبت به گسترش «ورزش قهرماني» و «مطالعه تخصصي» اولويت دارد.

13. تناسب نوع ورزش و نوع مطالعه با ويژگي‌ها و مهارت‌هاي افراد شباهت ديگر اين دو مقوله است. هر فرد با توجه به توانايي جسمي خود بايد ورزشي مناسب انتخاب کند و با توجه به دانش و نيازهايي که دارد در جست‌وجوي کتابي مفيد باشد. البته نبايد نقش مشاوران ورزشي و کتابداران را در اين انتخاب ناديده گرفت.

14. ورزش و مطالعه هردو هدف تربيتي دارند. ورزش براي «تربيت تن» و مطالعه براي «تربيت روان» آدمي ضروري است.

15. بازدهي و سودمندي ورزش و مطالعه در زمان‌ها و مکان‌هاي مشخصي بيشتر است. با اين حال بسته به ويژگي‌هاي گوناگون جسمي و فکري هر فرد، زمان مناسب براي پرداختن به اين دو در مورد افراد مختلف متفاوت است.

16. ساخت اماکن عمومي براي فعاليت‌هاي ورزشي و مطالعه به گسترش فرهنگ ورزش و مطالعه کمک مي‌کند. سالن‌ها و زمين‌هاي ورزشي از يک سو و کتابخانه‌ها از سويي ديگر نهادهاي اجتماعي مربوط به اين دو عرصه هستند.

17. نقش مربي و توانايي او در آموزش مهارت‌هاي ورزشي و مهارت‌هاي مطالعه بسيار مهم است. مربيان توانمند افراد علاقه‌مند به ورزش را تربيت مي‌کنند و معلمان آگاه و با تجربه دانش آموزان علاقه‌مند به مطالعه.

18. گسترش فرهنگ ورزش و مطالعه واکسني مطمئن براي پيشگيري از عادت‌هاي زيانباري همچون اعتياد به مواد مخدر و ساير آسيب‌هاي اجتماعي است.

19. کساني که اهل ورزش هستند به حال آن‌هايي كه اين موهبت را به راحتي از دست مي‌دهند افسوس مي‌خورند  و کساني که اهل مطالعه هستند نيز چنين احساسي نسبت به آن‌هايي که مطالعه نمي‌کنند دارند. از اين رو، معمولاٌ ورزشکاران ديگران را به ورزش و کتابخوانان ديگران را به مطالعه توصيه مي‌کنند.
 
20. سرمايه گذاري در حوزه ورزش و مطالعه از صرف هزينه‌هاي فراوان در بخش‌هاي ديگر مي‌کاهد. به عنوان نمونه گسترش ورزش همگاني ارتقاي سلامت عمومي را به دنبال دارد و به صرفه جويي در هزينه‌هاي درماني کمک مي‌کند. همچنين، سرمايه گذاري در زمينه توسعه مطالعه در دراز مدت صرفه جويي در هزينه‌هاي انتظامي و قضايي را در پي خواهد داشت.
 
سخن پاياني اينکه، ورزش و مطالعه مکمل يکديگرند و توسعه يکي بدون ديگري به نتيجه مطلوب نخواهد رسيد. از اين رو، خوشا به حال همه افرادي که اين دو را با هم دارند و خوشا به حال جامعه اي که زمينه ساز گسترش همزمان ورزش و مطالعه است.


تعداد بازدید از این مطلب: 695
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : ،سعید فیضی،
تاریخ :
نظرات 0

اتومبیل مردی که به تنهایی سفر می کرد در نزدیکی صومعه ای خراب شد.
مرد به سمت صومعه حرکت کرد و به رئیس صومعه گفت : «ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟ »
رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت کرد. شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر کردند.
شب هنگام وقتی مرد می خواست بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای که تا قبل از آن هرگز نشنیده بود .
صبح فردا از راهبان صومعه پرسید که صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یک راهب نیستی»
مرد با نا امیدی از آنها تشکر کرد و آنجا را ترک کرد.
چند سال بعد ماشین همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد.
راهبان صومعه بازهم وی را به صومعه دعوت کردند ، از وی پذیرایی کردند و ماشینش را تعمیر کردند.
آن شب بازهم او آن صدای مبهوت کننده عجیب را که چند سال قبل شنیده بود ، شنید.
صبح فردا پرسید که آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یک راهب نیستی»
این بار مرد گفت «بسیار خوب ، بسیار خوب ، من حاضرم حتی زندگی ام را برای دانستن فدا کنم.
اگر تنها راهی که من می توانم پاسخ این سوال را بدانم این است که راهب باشم ، من حاضرم . بگوئید چگونه می توانم راهب بشوم؟»
راهبان پاسخ دادند « تو باید به تمام نقاط کره زمین سفر کنی و به ما بگویی چه تعدادی برگ گیاه روی زمین وجود دارد و همینطور باید تعداد دقیق سنگ های روی زمین را به ما بگویی. وقتی توانستی پاسخ این دو سوال را بدهی تو یک راهب خواهی شد.»
مرد تصمیمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.
مرد گفت :‌« من به تمام نقاط کرده زمین سفر کردم و عمر خودم را وقف کاری که از من خواسته بودید کردم .
تعداد برگ های گیاه دنیا 371,145,236,284,232 عدد است. و 231,281,219,999,129,382 سنگ روی زمین وجود دارد»
راهبان پاسخ دادند :« تبریک می گوییم . پاسخ های تو کاملا صحیح است . اکنون تو یک راهب هستی . ما اکنون می توانیم منبع آن صدا را به تو نشان بدهیم.»
رئیس راهب های صومعه مرد را به سمت یک در چوبی راهنمایی کرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در بود»


تعداد بازدید از این مطلب: 978
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : ،سعید فیضی،
تاریخ :
نظرات 0

نام: آناکارنینا (Anna Karenina) – [دو جلد]

نویسنده (و مترجم): لئو تولستوی (Leon Tolstoi) – ترجمه منوچهر بیگدلی خمسه

ناشر: نگارستان کتاب

تاریخ نشر: سال ۱۳۸۷– چاپ اول

تعداد صفحات: جمعا ۱۲۸۱ صفحه

قیمت سال ۱۳۸۸: دوره‌ی دو جلدی ۲۰۰۰۰ تومان

خلاصه رمان:

اوبلانسکی با زنش دالی دعوایش می شود . دالی نامه عاشقانه ابلانسکی به معلمه فرانسوی را پیدا کرده است .

آنا کارنینا ، خواهر اوبلانسکی از پترزبورگ به مسکو می آید و دالی را با اوبلانسکی آشتی می دهد .

کیتی ، خواهر دالی ، دو خواستگار دارد یکی ورانسکی و یکی له وین .

کیتی و دالی از خانواده شجرباتسکی ها هستند . دالی شش تا بچه دارد .

آنا کارنینا ، همسر کاره نین است و یک پسر بچه هشت ساله دارد که خیلی او را دوست دارد .

کل داستان در خانواده های اشرافی اتفاق می افتد . خانواده ها برای خودشان ، چند تا خدمتکار و آشپز و معلمه و دربان دارند . هر چند وقت یکبار مهمانی های بزرگ در تالار که همراه رقص است ترتیب می دهند . بچه هایشان را هم می دهند دایه شیر می دهد .

داستان بیشتر خانوادگی است و حول و حوش ازدواج دور می زند .

اعضای محترم می توانند رمان زیبای آناکارنینا را از کتابخانه عطاملک جوینی به امانت بگیرند .این رمان از سری کتابهای تازه ای است که توسط اعضا از طرح کتاب من درخواست شده است.شما هم می توانید کتاب مورد علاقه خود را از طریق طرح کتاب من سفارش دهید.

 


تعداد بازدید از این مطلب: 1314
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : ،سعید فیضی،
تاریخ :
نظرات 0


منبع:طلایه دار دولت یار


تعداد بازدید از این مطلب: 905
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده :
تاریخ :
نظرات 0

 حجت الاسلام و المسلمین وكیلی، مدیر آموزش نهاد كتابخانه های عمومی كشور با اعلام این خبر گفت: این دوره آموزشی، دومین دوره ای است كه در سال جاری با حضور 170 نفر از كاركنان كتابخانه های عمومی كشور ویژه برادران در قم برگزار می شود.

به گزارش روابط عمومی اداره كل كتابخانه های عمومی استان قم، حجت الاسلام وكیلی گفت: دوره آموزش بدو استخدام، برای همه سازمان و نهاد ها الزامی است و بر اساس آن، هر كارمند باید حدود 70 ساعت آموزش ببیند.

مدیر آموزش نهاد اظهار كرد: در دوره بدو استخدام كتابداران، دو بخش آموزشی شامل بصیرت افزایی و مهارت افزایی و آشنایی با مدیركل های نهاد در نظر گرفته شده است.
وكیلی با اشاره به برخی از سرفصل های تخصصی دوره آموزش بدو استخدام گفت: تبیین جایگاه و ویژگی های مشاوره امین، آشنایی با كتاب های ضاله، ولایت فقیه، منشور اخلاق حرفه ای كتابداری و كارگاه برنامه ریزی یك كتابخانه از مباحثی است كه در دوره بدو استخدام توسط اساتید حوزه های مختلف مطرح خواهد شد.
حجت الاسلام و المسلمین وكیلی برگزاری دوره های آموزشی بدو استخدام را مثبت ارزیابی كرد و افزود: 12دوره آموزشی برگزار شده، مورد ارزیابی قرار گرفته است كه طبق نظرسنجی های قبلی، شركت كنندگان حدود 80 درصد از برگزاری دوره رضایت داشته اند.
وی با اشاره به تدوین نظام جامع آموزش كاركنان گفت: به تازگی، یك نظام جامع آموزش برای كاركنان كتابخانه های عمومی كشور طراحی شده كه در آن، آموزش های ضمن خدمت برای كلیه كارمندان در نظر گرفته شده است.
وكیلی افزود: آموزش های رسته ای، مهارت های هفت گانه، آموزش های مورد نیاز استانی، آموزش مدیران كل، آموزش های بصیرت افزایی از جمله آموزش هایی است كه در این نظام جامع پیش بینی شده است.
مدیر آموزش نهاد در پایان گفت: در نظام جامع ساعت های آموزشی لازم برای هر فرد مشخص شده و به ازای هر یك ساعت آموزش، نیم امتیاز در حكم كارگزینی لحاظ خواهد شد.

تعداد بازدید از این مطلب: 1151
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده :
تاریخ :
نظرات 0

 

پيام دبيركل

 

 
 

"بسم الله الرحمن الرحيم"

 

 به‌راستي، عظمت اعظم اربعين در فرهنگ شيعي، حاصل حُصولِ حماسه‌اي است كه از عاشورا آغاز و به بلوغ دَردي جانكاه ختم مي‌شود كه دُردِ وجود تابناك اهل بيت حسين (ع) را در غم فراق جانانشان صيقل داده و در اثناي تاريخ جهان درخشان مي‌كند درخششي كه از يك‌سو در چله‌نشيني تبدار كربلا در سجاده‌ي مناجات زين‌العابدين (ع) به بار مي‌نشيند و در صوت با صلابت و مقتدر عقيله‌ي بني هاشم زينب (س) انعكاس يافته، فرياد خشم زني از خاندان رسول (ص) را بر سر ناخلفان «اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ» طنين افكن مي‌كند؛ فريادي كه خاندان ملعون ابا سفيان را به رسوايي ابدي در تاريخ بشريت محكوم مي‌سازد.

اربعين، تجديد بيعت با ياران باوفاي سفر كرده، در مسير الي‌الله عاشورا است؛ آنان كه «... بذل مهجته فيك ليستنقذ عبادك من الجهاله و حيره الضّلاله» را به شوق نجات بندگان خدا از گمراهي تباهي حاكمان جور روزگار به انجام سرانجام رساندند و در روز چهلم، حاصل دسترنج بذل جان عزيزشان به بار نشسته، بَري شيرين، به شيريني تجديدِ ابديِ حياتِ اسلام ناب محمدي (ص) در طول تاريخ، حاصل آورد.

پيامبر اكرم (ص) فرموده‌اند: «ما من عبدٍ يخلصُ لله العَمل اربعين يوماً الا ظهرت يتابيع الحكمه من قلبه علي لسانه؛ هيچ بنده‌اي نيست كه به مدت چهل روز، رفتاري خدا پسندانه پيشه كند مگر آن كه چشمه‌هاي حكمت از قلب بر زبانش جاري خواهد بود» و كاروان مظلومان قدير كربلا كه چهل شب و روز را به اميد و عشق حقيقي حق تعالي، بر چنان مصيبتي اليم كه داغي حك بر قلبشان بود، خاشعانه صبوري كردند؛ به پاس اجر اين صبر، چه زلال چشمه‌هاي كلام حكيمانه‌اي كه چون لولو مرجان، از جان پاكشان بر زبانشان جاري شد و چه بركت‌ها كه به رغم مدعيان مانع از ترويج راه حسين (ع) با روايت عالمانه و مدبرانه‌ي اين گواهان حاضر از شكوه حماسه‌ي جاودان كربلا عايد اسلام ناب محمدي (ص) گشت؛ بني‌اميه مي‌خواست با كشتن امام حسين (ع) و يارانش نور حق حضرت را خاموش كند و اسلام ناب محمدي (ص) را براي هميشه به دست فراموشي در محاق گمراهي بسپارد؛ اما اربعين نشان داد؛ اين نور، مششع‌تر از پيش و آن مكتب، تابنده‌تر از هميشه پرتو افشاني فراگير دارد.

امروز به لطف خدا ما ايرانيان مسلمان عاشورايي كه در ذيل سايه‌ي متبرك زندگي در كشوري عزتمند مسلمان و شيعي به حاكميت رهبري فرزانه و فقيه (مد ظله‌العالي) با داغ نينوا تا قيامت پيماني‏ ناگسستني داريم و پيام منيع اربعين حسيني را دريافته‌ايم واثقانه معتقديم كه همواره كاخ ظالم، با طنين باشكوه نداي حق طلبي و ظلم ستيزي لرزان شده و از بنيان بركنده مي‌شود و به راستي اربعين، نماد بارز سرنوشت ظلمت‌بار ظلم است با تيغ صبر و توكل و سخن حق كه حقايق عاشورا را به روشني به تصوير مي‌كشد تا ديگر هرگز كسي، تن به خواري و ذلت ندهد و نداي حق طلبي و آزاد انديشي را در هر زمان و هر شرايطي محكم و پر صلابت لبيك گويد و به اين يقين متقن معتقد باشد كه: «إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا.»

اينجانب به نوبه‌ ي خويش، فرا رسيدن اربعين سالار شهيدان حضرت امام حسين (ع) و 72 تن از ياران وفادار ايشان را به خاتم آخرين معصوم خاندان رسول (ص)- حجت حق (عج)، مقام معظم رهبري (مد‌ظله‌العالي) و مردم همواره بيدار و شهيد پرور و حماسه آفرين ايران اسلامي، به ويژه همكاران گراميم تسليت عرض مي‌كنم و آرزومندم خداوند منان، توفيق رهروي راه ايشان را نصيب هميشگي‌مان فرمايد و نام زيبا و غرور آفرين ايران عزيز و عزتمند، همواره بلند و با شكوه، در همه‌ي عرصه‌ها، بر تارك جهان به روشني بدرخشد؛ آمين!

التماس دعا

منصور واعظي


تعداد بازدید از این مطلب: 801
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


کتابخانه عمومی عطاملک جوینی در سال 1388 تاسیس شد واز تابستان سال 1391در ساختمان جدید به مساحت زمین950مترمربع و مخزن به مساحت208متر مربع به فعالیت خود ادامه داد.در حال حاضر زیر نظر اداره کل کتابخانه های عمومی استان خراسان رضوی مشغول به فعالیت می باشد.این کتابخانه دارای 14000نسخه کتاب و تعداد اعضا 1000نفر می باشد. آدرس: شهرستان جوین -شهرنقاب- خ امام خمینی(ره)-خ شهیداوینی- کتابخانه عمومی عطاملک جوینی شماره تلفن:05145223155 نمابر: 05145223155 کتابخانه شامل بخش های:مرجع-نشریات ادواری-کافی نت-بخش کودک و نوجوان و همچنین نرم افزار نمایه نشریات و بخش سمعی وبصری می باشد.


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران