
نام: آناکارنینا (Anna Karenina) – [دو جلد]
نویسنده (و مترجم): لئو تولستوی (Leon Tolstoi) – ترجمه منوچهر بیگدلی خمسه
ناشر: نگارستان کتاب
تاریخ نشر: سال ۱۳۸۷– چاپ اول
تعداد صفحات: جمعا ۱۲۸۱ صفحه
قیمت سال ۱۳۸۸: دورهی دو جلدی ۲۰۰۰۰ تومان
خلاصه رمان:
اوبلانسکی با زنش دالی دعوایش می شود . دالی نامه عاشقانه ابلانسکی به معلمه فرانسوی را پیدا کرده است .
آنا کارنینا ، خواهر اوبلانسکی از پترزبورگ به مسکو می آید و دالی را با اوبلانسکی آشتی می دهد .
کیتی ، خواهر دالی ، دو خواستگار دارد یکی ورانسکی و یکی له وین .
کیتی و دالی از خانواده شجرباتسکی ها هستند . دالی شش تا بچه دارد .
آنا کارنینا ، همسر کاره نین است و یک پسر بچه هشت ساله دارد که خیلی او را دوست دارد .
کل داستان در خانواده های اشرافی اتفاق می افتد . خانواده ها برای خودشان ، چند تا خدمتکار و آشپز و معلمه و دربان دارند . هر چند وقت یکبار مهمانی های بزرگ در تالار که همراه رقص است ترتیب می دهند . بچه هایشان را هم می دهند دایه شیر می دهد .
داستان بیشتر خانوادگی است و حول و حوش ازدواج دور می زند .
اعضای محترم می توانند رمان زیبای آناکارنینا را از کتابخانه عطاملک جوینی به امانت بگیرند .این رمان از سری کتابهای تازه ای است که توسط اعضا از طرح کتاب من درخواست شده است.شما هم می توانید کتاب مورد علاقه خود را از طریق طرح کتاب من سفارش دهید.
تولستوی ، نویسنده داستان ، با نثری غیر مبتذل ، زیبایی جادویی آنا کارنینا را به قدرتی تمام به خواننده القا می کند . کیتی پس از آنا ، دومین زن زیبا در داستان تولستوی است . لوانسکی هم مردی خوش قیافه و آداب دان است . له وین یک شخصیت بدوی و روستایی و غیر اجتماعی دارد . کاره نین مردی غیر ظریف و نا زیبا است .
آنا پیش عمه اش بزرگ می شود و عمه آنا که ثروتمند بوده ، کاره نین را با آنا آشنا می کند و طوری ترتیب کار را می دهد که کاره نین مجبور شود با آنا ازدواج کند . بعدها کاره نین تا حدی به آنا دلبسته می شود اما آنا هیچ وقت از کاره نین خوشش نمی آید .
کاره نین ، یک دولتمرد بزرگ است و بیست سال از آنا کارنینا بزرگتر است و شخصیت بی احساسی دارد .
له وین از روستا برای خواستگاری کیتی می آید اما کیتی به خاطر ورانسکی به لوین جواب رد می دهد و له وین به روستا برمی گردد .
له وین دو برادر دارد ، کازنی شف که روشنفکر و نویسنده است و نیکولا که خوشگذران است و سل می گیرد و می میرد و مرگ او باعث می شود که له وین بیشتر به موضوع مرگ و زندگی بیاندیشد .
ورانسکی ، در مجلس رقص مسکو ، به جای کیتی ، با آنا کارنینا می رقصد و کیتی ، نگاه عاشقانه آن دو به همدیگر را می بیند .
کیتی پس از خیانت ورانسکی ، سخت بیمار می شود .
روابط ورانسکی با آنا کارنینا در شهر پترزبورگ ، باعث رسوایی می شود .
آنا پیش کاره نین ، به عشق خود به ورانسکی اعتراف می کند .
آنا از ورانسکی صاحب دختری می شود و کاره نین اقدام به طلاق آنا می کند .
دربیماری سخت آنا سر زا ، کاره نین دلش به رحم می آید و آنا و ورانسکی را می بخشد .
آنا و ورانسکی با دخترشان ، پترزبورگ را ترک می کنند و کاره نین را با پسر هشت ساله ترک می کنند .
آنا یکبار مخفیانه می آید و پسر هشت ساله اش را می بیند و پس از آن پسرش سخت بیمار می شود و بعد سعی می کند که مادرش را فراموش کند .
کیتی با له وین ازوداج می کند و خوشبخت می شود .
آنا کارنینا کم کم می پندارد که عشق ورانسکی به او ، سرد شده و دایما با او مشاجره می کند .
بدنبال یک مشاجره ، آنا که بعلت طرد شدن در اجتماع و نیز دوری از پسر هشت ساله اش و خطر از دست دادن عشق ورانسکی دچار مشکل روحی شده خودش را به زیر قطار می اندازد و خود کشی می کند .
بدنبال خودکشی آنا ، لوانسکی سخت بیمار و روانی می شود و پس از چند ماه تصمیم می گیرد که به جنگ برود تا خودش را فدا کند .
له وین در پایان داستان ، فلسفه را رها می کند و با حرف یک دهاتی ، خداپرست می شود .















