مدیرکل کتابخانه های عمومی استان در جمع خبرنگاران اعلام کرد متقاضیان عضویت در کتابخانه های عمومی استان می توانند با مراجعه به کتابخانه و درخواست عضویت و یا تغییر عضویت کتابخانه ای به عضویت سراسری از خدمات منابع و دریافت امانت کتابخانه های استان استفاده نمائید.
به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی خراسان رضوی، شمقدری در جمع خبرنگاران ضمن تبیین برنامه های دهه فجر کتابخانه های عمومی استان از اجرای طرح عضویت سراسری در کتابخانه های عمومی استان خراسان رضوی برای اولین بار در کشور خبر داد و گفت: "نرم افزار جامع مدیریت کتابخانه ها" توسط اداره کل فناوری اطلاعات و با همکاری اداره کل امور کتابخانه های نهاد کتابخانه های عمومی کشور، با هدف رفع مشکلات کتابخانه های نهاد در بهره گیری از نرم افزار کتابخانه ای و به منظور پیاده سازی یک سیستم جامع،تحت وب،یکپارچه و متمرکز مدیریت کتابخانه های عمومی کشور طرح ریزی و پیاده سازی شده است.
امیرالله شمقدری با بیان این مطلب گفت: این سامانه ، به عنوان شبکه جامع کتابخانه های عمومی کشور، امکان امانت، عضویت، و جستجو در کلیه کتابخانه های موجود در شبکه را برای کاربران خود به سهولت فراهم میکند؛ امکان اتصال و تجهیز کتابخانه های جدید در سامانه در کوتاهترین زمان، امکان جستجو در منابع کلیه کتابخانه های عمومی استان و همچنین امکان مدیریت کلیه امور کتابخانه ای (ثبت نام عضو، امانت، بازگشت، تمدید، رف خوانی، چاپ برچسب های عطف و بارکد، ثبت نسخه، ورود اطلاعات، ...) به صورت کاملا تحت وب از توانایی های این سامانه است و گزارش گیری از کلیه عملکردهای کتابخانه ها و همچنین امکان تمدید و رزرو کتاب توسط عضو از طریق اینترنت و ایجاد و پیاده سازی امانت بین کتابخانه ای در کلیه کتابخانه های عمومی نهاد در آینده نزدیک از امکانات این سامانه خواهد بود .
مدیرکل کتابخانه های عمومی استان همچنین خاطر نشان کرد: کتابخانه های عمومی استان خراسان رضوی در زمره اولین استانهای کشور می باشد که به این سامانه متصل و به مناسبت آغاز سی و پنجمین بهار انقلاب اسلامی فعال شده است.
گفتنی است با اجرای طرح عضویت سراسری ، با عضویت در یک کتابخانه می توان از سایر کتابخانه های سراسر استان خدمات دریافت کرد؛ متقاضیان با مراجعه به کتابخانه و درخواست عضویت و یا تغییر عضویت کتابخانه ای به عضویت سراسری می توانید از خدمات منابع و دریافت امانت کتابخانه های عمومی استان استفاده نمایند.
به مناسبت ایام خجسته دهه فجر نمایشگاه کتاب توسط اداره کتابخانه های عمومی شهرستان در ادراه ارشاد واقع در چهاراه کلانتری شهر نقاب از مورخه 13/11/1392 با حضور مقامات افتتاح گردید. از همشهریان و علاقمندان به کتاب دعوت به عمل می آید تا دراین نمایشگاه که هر روزه تا 22/11/1392 از ساعت 8 صبح تا ساعت 14 به روی علاقمندان باز می باشد، حضور به هم رسانند.
این نمایشگاه دارای کتاب های متنوع در موضوعات: آشپزی، روانشناسی، زناشویی، پزشکی،طنز،ادبیات، کتاب کودکان، تربیت کودکان و بسیاری از موضوعات مناسب دیگر می باشد که با 20٪ تخفیف عرضه می شود.
حضور شما باعث افتخار ماست: ادراه کتابخانه های عمومی شهرستان جوین
رئيس اداره امور كتابخانه هاي استان خراسان رضوي با اعلام راه اندازي سامانه مديريت جامع كتابخانه هاي عمومي در خراسان رضوي اظهار داشت: هدف از راه اندازي اين سامانه امكان دسترسي جامع مردم را به اطلاعات منابع كتابخانه اي در كتابخانه هاي عمومي مي دهد.
رئيس اداره امور كتابخانه هاي استان خراسان رضوي با اعلام راه اندازي سامانه مديريت جامع كتابخانه هاي عمومي در خراسان رضوي اظهار داشت: هدف از راه اندازي اين سامانه امكان دسترسي جامع مردم را به اطلاعات منابع كتابخانه اي در كتابخانه هاي عمومي مي دهد.
وي ادامه داد: در فاز اول نيمي از كتابخانه هاي استان به اين سامانه متصل شده اند و به مرور زمان ديگر كتابخانه هاي عمومي استان به اين سامانه متصل خواهند شد.
مهري عاقبتي گفت: اين نرم افزار جامع كتابخانه اي به منظور پياده سازي يك سيستم جامع،تحت وب،يكپارچه و متمركز مديريت كتابخانه هاي عمومي كشور طرح ريزي و پياده سازي شده است.
رئيس اداره امور كتابخانه هاي عمومي خراسان رضوي در خصوص ويژگي هاي اين نرم افزار تشريح كرد: با استفاده از سامانه سامان مي توان هر كتابخانه اي را در هر نقطه از كشور كه دسترسي به اينترنت مناسب دارند، در كوتاهترين زمان به نرم افزاري جامع و در عين حال متناسب با نيازهاي يك كتابخانه عمومي و كاربران آن مجهز كرد.
عاقبتي در پايان خاطر نشان كرد: اميدواريم گام به گام همه كتابخانه هاي استان از اين نرم افزار بهره مند گردند و بتوانيم در كمترين زمان، بهترين امكانات را به ساده ترين روش ها فرآهم آوريم.
با گسترش قیام مردم و خروج شاه از ایران، شاپور بختیار به عنوان تنها امید رژیم پهلوی، به عنوان نخست وزیر معرفی و باقی مانده بود.
این ایام که مصادف با اربعین امام حسین« علیه السلام» و گسترش راهپیمایی ها و اعتراضات مردمی بود، امام« قدس سره» طی پیامی، نکات تازه ای را برای هوشیاری مردم یادآور می شوند. همزمان با سایر شهرها، در تهران نیز راهپیمایی ها ادامه می یابد و فریاد الله اکبر جمعیت میلیونی لرزه بر اندام آخرین بقایای طاغوت می اندازد.
انسان های بپا خاسته و از جان گذشته با عزمی پولادین می روند تا سرنوشت مملکت خود را به دست بگیرند و همگی خواستار انحلال حکومت پهلوی و تشکیل حکومت اسلامی هستند و با شعار « استقلال، آزادی ، جمهوری اسلامی» خط مشی آینده را ترسیم می نمایند.
به دنبال گسترش قیام مردمی، امام قدس سره در پیامی عزم خود را مبنی بر بازگشت به ایران اعلام می دارد. بختیار که با حمایت امریکا و به عنوان یک چهره ی ملی قصد مهار انقلاب و خاموش کردن شعله های قیام را دارد، خود را در این امر ناتوان می یابد و می کوشد که با قانونی جلوه دادن دولت خود، قیام مردم را سرکوب نماید. مخالفت خود را با بازگشت امام قدس سره اعلام، و دستور بسته شدن فرودگاه های کشور را می دهد. در پی انتشار این دستور مردم خشمگین، به خیابان ها ریخته و با تحصن و شعارهای کوبنده دولت بختیار را مخاطب قرار می دهند. امام« قدس سره» در روز پنج شنبه پنجم بهمن که از بازگشت ایشان به ایران جلوگیری شد، ضمن مصاحبه ای فرمود:(1)
«
من از ایرانیانی که با من همراهی کرده اند متشکرم. من می خواستم فردا را در میان ملت باشم و هر رنجی که آنها می برند من هم با آنها باشم. لکن دولت خائن از این امر مانع شده و همه ی فرودگاه های ایران را بست. من پس از باز شدن فرودگاه ها، بلافاصله به ایران خواهم رفت به او خواهم فهماند که شما غاصب هستید و خائن به ملت ما، و ملت ما دیگر تحمل شما نوکرهای خارجی را نخواهد کرد. باری اینها باید بدانند که وقت آن که قلدری بکنند گذشت. من ملت ایران را به ادامه ی نضهت دعوت می کنم تا این قلدرها را بر جای خودشان بنشانند، لکن آرامش را از دست ندهند. من از همه ی ملت ایران تشکر می کنم و در اولین فرصت پیش مردمم به ایران خواهم رفت تا با آنها یا کشته شوم و یا حقوق ملت را بگیرم که به ملت برگردانم. خداوند همه ی شما را توفیق بدهد، ملت ایران باید بداند که این شخص که متکفل حکومت شده است، به ایل خودش خیانت می کند. آن ایلی که پشتوانه ی ایران بودند و رضاشاه آنها را از پای در آورد. این شخص به ایل خودش، به ملت خودش خیانت می کند. باید ایل بختیاری بداند که این اشخاص را که به آنها خیانت می کنند از جلو راه ملت بردارند. باید ارتش بداند که اینها خیانتکارند و به آنها کمک نکنند. باید همه ی ایران بدانند که توطئه ای در کار است. از این توطئه باید جلوگیری شود. این آخرین قدمی است که این خائنین بر می دارند و ما ان شاء الله این قدم را هم می شکنیم و پیش شما می آییم و آنها را به جای خودشان خواهیم نشاند.»
از امام« قدس سره» سؤال شد: چه وقت تصور می کنید که خواهید توانست به ایران بروید؟ فرمود:
«
هر وقت که منع برداشته شود و فرودگاه ها باز شود من به ایران خواهم رفت و اگر بنا باشد خون من بریزد، در پیش رفقای خودم و همراه جوان های ایران بریزد. ما از این هیچ باکی نداریم و سرافرازی اسلام و ایران را می خواهیم.»
از ایشان سؤال شد: آیا توصیه می کنید که مردم با برداشتن سلاح فرودگاه را برای بازگشت شما باز کنند؟ امام خمینی پاسخ دادند:
«
عجالتاً بنا ندارم که امر به برداشتن سلاح بکنم. هر وقت صلاح دیدم این امر را می کنم و به آنها می فهمانم که چه باید بکنند.»
از امام« قدس سره» سؤال شد: ممکن است به یک فرودگاه کشور نزدیک ایران بروید و از آنجا عازم ایران شوید؟ ایشان پاسخ دادند:
«
باید مطالعه شود.»
پرسیده شد: با توجه به این که بازگشت شما ممکن است باعث خونریزی های بیشتر شود، آیا باز هم اصرار به بازگشت خواهید داشت؟ امام خمینی فرمودند: «
من باید پیش برادرهایم باشم.»
و در پاسخ به این پرسش که آیا این آغاز یک جهاد جدید است؟ فرمود: «
ممکن است.»
بختیار مدعی می شود که به امام قدس سره نزدیک شده و قرار ملاقات با ایشان دارد. امام بلافاصله ادعای وی را تکذیب و عموم را از فریبکاری های او بر حذر داشتند. در همین زمان رییس شورای سلطنت در پاریس ضمن استعفا اعلام کرد که شورای سلطنت غیر قانونی است.
تحصن در دانشگاه تهران
بازماندگان رژیم، بازگشت امام قدس سره را به مصلحت خود نمی دانستند، و مسأله مراجعت رهبر در رأس همه مسایل قرار گرفت و اولین خواست اجتماعات و تظاهرات عظیم گردید. مسجد دانشگاه تهران به مرکز ثقل این تقاضا تبدیل شد. تحصن علما و روحانیون و مدرسین حوزه ها در دانشگاه تهران مبارزه را شدیدتر کرد.
سرانجام این تحصن و دیگر حوادث روزهای بعد، دولت غیر قانونی بختیار را مجبور به گشودن فرودگاه های کرد.
پر شکوه ترین استقبال تاریخ
پس از فرار شاه، ملت منتظر بازگشت امام خمینی« قدس سره» بودند. برای مردم آمدن امام قدس سره پیروزی بزرگی بود و برای تشکیل حکومت اسلامی حضور ایشان را الزامی می دانستند. قبلاً دولت بختیار سعی داشت این بازگشت را با تأخیر مواجه کند تا دولت سوسیال دمکرات بختیار فرصت پیدا کند و بر اوضاع مسلط گردد و به همین علت امام« قدس سره» می خواست هر چه زودتر در تهران باشد. کارکنان اعتصابی رادیو تلویزیون اعلام کردند برای ضبط و پخش مستقیم مراسم آماده اند. فرودگاه مهرآباد آماده ی استقبال از پرواز انقلاب بود.
سرانجام روزنامه های عصر 11 بهمن خبر دادند «
امام فردا در تهران است». اما قطعی نبود. از دیگر شهرها هم هزاران نفر به تهران آمده بودند.
روز بعد به ناگاه بلندگوها خبر دادند هواپیمای ایرفرانس حامل امام« قدس سره» به تهران نزدیک می شود. فرستنده تلویزیون آماده پخش مستقیم مراسم استقبال بود و لحظه ورود ایشان را به معرض نمایش گذاشت. که ناگهان با اشغال تلویزیون توسط گارد برنامه سیما قطع و سرود شاهنشاهی پخش شد که این امر خشم عمومی را برانگیخت.
امام قدس سره اولین سخنرانی خود را در فرودگاه مهرآباد با تشکر از ملت ایران ایراد کرد و در فرازهایی از آن فرمود:(2)
«
ما باید از همه طبقات ملت تشکر کنیم که این پیروزی تا اینجا به واسطه وحدت کلمه بوده است. وحدت کلمه مسلمین، همه، وحدت کلمه اقلیت های مذهبی با مسلمین، وحدت دانشگاه و مدرسه ی علمی، وحدت طبقه روحانی و جناح سیاسی. باید ما همه این رمز را بفهمیم که وحدت کلمه رمزی پیروزی است و این رمز پیروزی را از دست ندهیم و خدای نخواسته شیاطین بین صفوف شما تفرقه نیندازند. من از همه شما تشکر می کنم و از خدای تبارک و تعالی سلامت و عزت همه شما را طالب و از خدای تبارک و تعالی قطع دست اجانب و ایادی وابسته به آنها را خواهان هستم.»
امام« قدس سره »از فرودگاه مستقیماً به بهشت زهرا رفتند. دریایی از انسان ها همه جا موج می زد و اتومبیل با کندی می توانست حرکت کند. ساعت ها طول کشید تا این فاصله 33 کیلومتر طی شد. اتومبیل حامی امام را ده ها موتور سوار حفاظت می کرد. بر سقف آن جوانان عضو کمیته استقبال قرار داشتند و از مردم درخواست می کردند که راه را باز نمایند. صدها خبرنگار و عکاس در جلو، با اتومبیل های دیگر عکس می گرفتند تا هر چه زودتر این حادثه تاریخی را مخابره نمایند. جمیعت استقبال کننده در طول 33 کیلومتر از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا را بین 4 تا 8 میلیون نفر یعنی، بیش از جمعیت آن زمان تهران تخمین زدند. ده ها هزار نفر از شهرهای مختلف کشور به تهران آمده بودند تا از تهرانی ها در این استقبال عقب نمانند. ورود اتومبیل حامل امام« قدس سره» به بهشت زهرا امکان پذیر نبود لذا از هلیکوپتر استفاده شد. امام« قدس سره» در بهشت زهرا و در جایی که هزاران شهید خفته بودند به فریاد آمد و فرمود:
«من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می کنم، من تو دهن این دولت می زنم.»
فریاد الله اکبر به آسمان بلند شد... این فریاد میلیون ها مردمی بود که حق خود می دانستند که حکومت را خود برگزینند و اینک در مقام آن بودند تا با انقلاب قدرت سیاسی را به دست گیرند. ایشان در این سخنرانی، که یکی از پرجمیعت ترین اجتماعات تاریخ بود، غیرقانونی بودن رژیم سلطنت پهلوی را با استدلال مطرح کردند و مصایبی که مستقیماً ناشی از رژیم طاغوتی است بر شمردند و خطوط آینده انقلاب را ترسیم نمودند.
دهه فجر ، سرآغاز طلوع اسلام، خاستگاه ارزشهای اسلامی، مقطع رهایی ملت ایران و بخشی از تاریخ ماست که گذشته را از آینده جدا ساخته است. در دهه فجر اسلام تولدی دوباره یافت و این دهه در تاریخ ایران نقطه ای تعیین کننده و بی مانند بشمارمیرود. تا قبل از انقلاب اسلامی، در ایران نظام اسلامی وجودنداشت و رابطه پادشاهان با مردم رابطه ی «غالب و مغلوب» و« سلطان و رعیت » بود وپادشاهان احساس میکردند که فاتحینی هستند که بر مردم غلبه یافته اند و حضرت امام رضوان الله تعالی علیه این سلسله معیوب را قطع کردند و نقطه ی عطفی در تاریخ ایران بوجودآوردند و شمشیر اسلام مردم را علیه دشمنان اسلام، مردم و استعمارگران به کار گرفتند. دهه انقلاب از رشحات اسلام است و آئینه ای است که خورشید اسلام در او درخشید و این دهه باید با عظمت هرچه تمامتر برگزارشود. این مراسم را با هیجانهای عاطفی صحیح باید با طراوت و تازه کرد. در مذهب ما، احساسات، گریه و شادی، حب و بغض و عشق و نفرت جایگاه والایی دارد. از این رو جشنهای دهه فجر می بایستی همچون مراسم و اعیاد مذهبی گرامی داشته شود و مردمی باشد. باید کلیه مساجد فعال شوند و مردم با حضور در مساجد خاطره ی فراموش نشدنی حضرت امام و پیروزی انقلاب اسلامی را جشن بگیرند. صداوسیما باید فیلمها و سریالهای تلویزیونی و برنامه هایی بمناسبت دهه فجر تهیه کند که یادآور خاطره های خوش انقلاب باشد و حضور همه جانبه ی مردم و حل شدن آنان را در دوران انقلاب نشان دهد.
از پیام حضرت امام خمینی قدس سره به مناسبت 12 فروردین 1358
نهال انقلاب اسلامی که با نثار خون بهترین فرزندان ایران رشد کرده بود، سرانجام در 22 بهمن 1357 به بار نشست، و با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل دولت موقت از سوی امام خمینی« قدس سره» زمینه ی مهمترین همه پرسی تاریخ ایران زمین جهت تعیین نوع حکومت در ایران فراهم شد.
روز دوازده فروردین، روز ظهور شخصیت واقعی مردم ایران، روز پیروزی مستضعفین بر مستکبرین و روز تثبیت انقلاب اسلامی است که بی هیچ ریب و شکی زمینه ساز حکومت عدل اسلامی در سراسر جهان خواهد بود.
این روز مقدس، این یوم الله پر برکت سرآغاز حیات واقعی اسلام در عصر دنیامداران و دنیا پرستان است که از معنویت و روحانیت گسسته و سعادت خود را در پیروی از امیال و آرزوهای حیوانی خود می دانند.
در این روز عزیز ساختار جدید سیاسی اجتماعی ایران بر مبنای آرای اکثریت قریب به اتفاق مردم یعنی 2/98 درصد آرای ملت مسلمان ایران تثبیت شد.
در این روز پر برکت نظامی متولد شد که نور اسلام عزیز را پس از گذشت قرن های زیاد دیگرباره نه تنها در ایران اسلامی بلکه در سراسر جهان متجلی ساخت. در این روز مقدس حکومتی شکل گرفت که شعار اصلی آن استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بود.
این عبارت ملکوتی که به عنوان شعار اصلی انقلاب اسلامی و توسط میلیون ها ایرانی آزاده و مسلمان در طول مبارزات درخشان ملت با سلطنت پهلوی همه روزه در جای جای ایران اسلامی فریاد کشیده شده بود، حکومتی را پایه ریزی کرد که عدالت اسلامی یکی از اهداف عالیه ی آن بود. در این شعار مقدس کلمه ی استقلال به عنوان نخستین هدف مطرح شده بود که رساننده ی این پیام به جهان و جهانیان بود که امت مسلمان ایران می خواهد «اراده ی ملی» خود را حاکم بر مقدرات خویش سازد تا بتواند از نفوذ و دخالت های بیگانگان رهایی یابد و چه زیبا و متین امام خمینی قدس سره فرموده است:
«اگر استقلال کشور خودمان را تحصیل نکنیم سایر چیزها درست نخواهد شد.»
تشکیل جمهوری اسلامی نه تنها اراده ی ملی ایرانیان را بر سرنوشت خود تثبیت کرد و برای آنان استقلال و آزادی را به ارمغان آورد، بلکه این بارقه ی امید در دل محرومان و مستضعفان جهان درخشید که بعد از قرن ها رنج و درد، جلوه ای از وعده ی خداوند تبارک وتعالی را شاهد باشند.
امام خمینی قدس سره در تاریخ 12 فروردین 1358 پس از تثبیت نظام مقدس جمهوری اسلامی طی پیامی رادیو تلویزیونی فرمودند(1):
«خداوند تعالی وعده فرموده است که مستضعفین ارض را به امید و توفیق خودش، به مستکبرین غلبه دهد و آن ها را امام و پیشوا قرار دهد. وعده ی خداوند تعالی نزدیک است. من امیدوارم که ما شاهد این وعده باشیم و مستضعفین بر مستکبرین غلبه کنند چنان که تاکنون غلبه کردند... من از عموم ملت ایران تشکر می کنم که در این رفراندوم شرکت کردند و رأی قاطع خودشان را که باید گفت صددرصد پیروزی بوده است دادند و به جمهوری اسلامی هم رأی دادند... جمهوری اسلامی است که احکام مترقی او بر تمام احکامی که در سایر قشرها و سایر مکتب هاست تقدم دارد.»
رهبر کبیر انقلاب اسلامی قدس سره در قسمت دیگری از پیام خود فرمودند:
«صبح گاه 12 فروردین که روز نخستین حکومت الله است از بزرگ ترین اعیاد ملی و مذهبی ماست و ملت ما باید این روز بزرگ را عید بگیرند و زنده نگه دارند روزی که کنگره های قصر 2500 ساله حکومت طاغوتی فرو ریخت و سلطه ی شیطانی برای همیشه رخت بربست و حکومت مستضعفین جانشین آن گردید.
انتخاب واژه ی عید برای چنین روزی از سوی امام امت« قدس سره» یک انتخاب دقیق و صحیح است؛ زیرا عید به روزی اطلاق می شود که آن روز نو و شادی آفرین باشد و باعث سربلندی و مجد یک ملت شود. بنابر این دوازدهم فروردین از بزرگترین اعیاد انقلاب اسلامی ایران می باشد.
هدف دیگر شعار اصلی انقلاب، کلمه ی آزادی بود. در رابطه با آزادی نظرات مختلف و متعددی مطرح می شود؛ اما در اسلام، آزادی جامع ترین و مانع ترین معنا را در بر دارد و آن عبارت است از: شرایط سیاسی – اجتماعی لازم برای رشد و تعالی فرد و مردم که در آن موانع قانونی و فرهنگی مثل عرف و عادت، و موانع سیاسی، مانند سلطه ی طاغوت و استعمار و استبداد وجود نداشته باشد. یعنی انسان در انتخاب عقیده و بیان و نشر آن آزاد است. مگر آن که به دیگران آسیبی وارد بیاید و همچنین از خود سلب آزادی به شیوه غربی ننماید به طوری که مردم بتوانند هدایت و رشد و تعالی یابند.
هدف نهایی شعار اصلی، کلمه ی جمهوری اسلامی بود که از به هم پیوستن جمهوری و اسلامی به دست آمده است. کلمه جمهور به معنای توده یا انبوه مردم است و منظور از گنجاندن چنین کلمه ای برای نظامِ شکل گرفته ی بعد از انقلاب، اتکا داشتن و تعیین کننده بودن رأی مردم در سرنوشت خود و کلیه ی امور اجرایی کشور می باشد و به طور کلی حکومتی را تببین می کند که برای تأمین زندگی دنیایی توده مردم متکی به مردم باشد.
واژه ی اسلامی هم به سبب تمایز آن از دیگر نظام های جمهوری است که ویژگی های خاص خود را دارد که در آن ارزش های الهی و قرآنی بر تمامی شئون حاکمیت دارد و همچنین ولی فقیه که بر طبق نظام الهی، ولایت امر و امامت امت را بر عهده می گیرد، افزون بر تأمین زندگی مردم، مسؤولیت هدایت مردم و کمک به رشد و تعالی آنان را بر عهده دارد. برای تحقق این بخش حیاتی از شعار اصلیِ انقلاب پس از پیروزی آن، نیاز بود تا رسماً ناظم مشخصی حاکم بر ایران شود و در همین راستا بود که رهبر نهضت، امام خمینی« قدس سره» طی سخنانی فرمودند:
«... احتیاج به رفراندوم هم نیست؛ برای این که مردم آرای خودشان را در ایران اعلام کردند. با فریادها، با دادها اعلام کردند...»
و در ادامه علت اعلام همه پرسی را رسمی کردن آن، اتمام حجت برای دیگران و بسته شدن راه اگرها و مگرها عنوان کرده و فرمودند:
«... این جانب به جمهوری اسلامی رأی می دهم و از شما هم می خواهم که به آن رأی دهید...».
دقیقاً در همین زمان وسوسه های خناسان شروع شد. از جمله این که طرح کردند که حکومت بر اساس «جمهوری» بدون قید دیگری یا این که جمهوری دمکراتیک و ... باشد. لذا امام امت قدس سره با احساس خطر انحراف در صفوف متحد ملت و با آگاهی بی نظیر خود مردم را از این خطر آگاه کرده و فرمودند:
«رأی بدهید به جمهوری اسلامی، نه یک حرف زیادتر و نه یک حرف کمتر.»و مردم ایران در روزهای سرنوشت ساز، دهم و یازدهم فروردین 1358 با حضوری آگاهانه در پای صندوق های رأی، به یکی از بزرگترین اهداف انقلاب اسلامی جامه ی عمل پوشاندند و پیروزی نهایی انقلاب اسلامی را با آرای عظیم و باور نکردنی خود تحقق بخشیدند.
نتیجه ی درخشان 2/98 درصدی آرای مردم، مطرح شدن هر گونه بحث و جدلی را در شکل و نوع حکومت ایران پس از سقوط نظام شاهنشاهی 2500 ساله از میان برد و با رهبریت قاطع امام خمینی قدس سره و مجاهدت ها و کوشش های بی نظیر امت مسلمان ایران حکومت اسلامی در سرتاسر ایران استقرار یافت؛ تا به حول و قوه ی الهی ملت بزرگ ایران بتواند توانمند و امیدوار زمینه ی تشکیل حکومت عدل اسلامی را برای ظهور امام زمان «علیه السلام» فراهم آورد.
بدین ترتیب مبارزات مستمر و پیگیر امت مسلمان ایران در برپایی حکومت اسلامی تحقق یافت و عصر نوینی در تاریخ ایران و اسلام آغاز شد.
یعنی با کتاب ، زندگی کردن ،یعنی با روح و روان و همۀ وجود خود با یک اثر مواجه شدن .
ممکن است بگویید کتاب و اثری که شایستۀ چنین دلباختگی و ارج نهادنی باشد بسیار اندک است ، می پذیریم ؛ اما سؤال اینجا است که همین آثار به قول شما اندک ، چند ساعت از وقت گرانبهای ما را به خود اختصاص می دهد ؟!
تعارف را کنار بگذاریم ، واقعاً ما چه نسبتی با کتاب داریم ؟ کتاب چه نقشی در زندگی روزمرۀ ما و در تصمیم گیریها ، هدف گذاریها و صورت و محتوای اقدامات ما ایفا می کند ؟
در جهان بال و پر گشودن آموز که پریدن نتوان با پر و بال دگران
کتاب میراثی ماندگار، پدیده ای شکوهمند و با ارزش و عنصری رشد آفرین و روشنگر در پهنه زندگانی بشر است.افتخار ما نیز در این است که فرهنگ و باورهای دینی ما یعنی آیین مقدس اسلام مبتنی بر ارزش بینش و دانش و ارجمندی کتاب و نگارش است و خداوند منان معجزه ابدی و محبوبترین فرستاده اش را یک ‹‹کتاب›› قرار داده است؛ ‹‹قرآن کریم›› سرآمد همه کتابهای عظیم.
همچنین پیشینه فرهنگی ما و شما در عصر شکوفایی تمدن اسلامی و اهتمام دانشمندان ایرانی در پدید آوردن آثار ارزشمند و جهانی همه و همه ناظر بر اهمیت کتاب و کتاب خوانی است.اگر تنها از بعد ملی هم به مسئله بنگریم ،گرایش به کتاب و کتاب خوانی را تا حدود زیادی پیش از پذیرش اسلام و بسیار گسترده تر و پر دامنه تر پس از آن در میان مردم فهیم میهنمان به خوبی می بینیم.
نقش برجسته،والا ،حساس و سازنده کتاب در پویشهای تکامل آفرین فردی و اجتماعی،ناشی از گستردگی روح ارزش دانش و بینش و ابهت و اهمیت فرهنگ مکتوب در تاریخ بشری است و به راستی سزاوار نیست که چنین عنصرهایی را به دست فراموشی یا کم توجهی بسپاریم.باری که در هفته کتاب باید به نحوه والا از کتاب قدردانی شود و نقش آن را در زندگی و جامعه پر رنگ تر نماییم.بدون شک فرهیختگان جامعه از کندی رشد و نارساییها و کمبود ها در حوزه تحقیق و مطالعه و کتاب و کتابخانه و نیز با نگرش به عدم بهره گیری کامل از امکانات نوین،سخت غمناک و دل آزرده می شوند.اما مسئولان ،باید فکری کنند. تنها در هفته کتاب نمی توان مشکلات و پیاودهای ناگوار آیندة کتاب را حل کرد.ما همیشه عادت داریم یا بهتر بگویم عادت کرده ایم که با رسیدن هفته کتاب و کتاب خوانی تازه به فکر کتاب می افتیم و حتی در این روزها مسابقات کتاب خوانی،اهداء جوایز به نفرات برتر کتابخوان و... برگزار میکنیم، اما مهم و حائز اهمیت تر اینجاست که ما هیچ گاه سعی نکرده ایم مسائل کتاب را در سطح ملی و جهانی از بعد نهفته آن بنگریم.همیشه افرادی که از یک مسئله روحی رنج می برند سعی می کنند که خود را به یک پزشک متخصص نشان دهند یا به سفر بروند ،این دسته از افراد جامعه وجود کتاب را نادیده گرفته اندو چرایی و جواب آن این است که به مطالعه علاقه ندارند یا فرصت خواندن کتاب را ندارند.در ضمیر کتاب نیرویی نهفته شده است که اگر به آن لحظه ای خیره بشوی و ذهن خود را از زنگارها و خط خطی های زندگی روزمره پاک کنی چنان آرامشی به انسان می دهد که حاضر به جدا شدن از آن نیستی.
گاهی اوقات یک نما از کتاب و کتابخانه ها را در رسانه ها می بینیم ولی هرگز ندیدیم که یک شبکه ویژه رویدادهای کتاب افتتاح شود . چرا دربین شبکه های صداو سیما کتاب جایگاهی ندارد؟! نقش کتاب و اطلاع رسانی در این زمینه باید از طریق رسانه ملی برای مردم پر رنگ تر شود.
مشکلات نشر کتاب دلایل ویژه ای دارد که یکی از آنها را می توان پایین بودن شمارگان کتاب دانست و این خود ناشی از عدم جایگزینی فرهنگ مطالعه در اندیشه و افکار است. هرگاه سنت حسنه کتابخوانی در میان مردم رواج یابد اعتبارات زیادی به نشر کتاب اختصاص می یابد و بازده مطلوب خود که رشد فرهنگ فردی و اجتماعی است به نحو شایسته ای نشان خواهد داد.پس می توان گفت که نقش تبلیغ و اطلاع رسانی و رغبت انگیزی بی تردید نقشی مهم و برجسته است . جریان کتاب و کتابخوانی حرکت پیوسته و پویایی است که باید همچون جویباری همواره در تکاپو باشد و مانند رودی ره بسوی دریا سپارد .پس انسانها نیز باید از نو آموزی و نوخوانی باز نمانند و این پویش همواره باید رو به تزاید داشته باشد .حال آنکه متاسفانه شاهد و ناظر عکس این جریانیم یعنی برخی تنها با استفاده ار معلومات و محفوظات خود مبادرت می ورزند بی آنکه در افزایش دانش و بینش خود گامی بردارند یا بر دامنه مطالعات خود بیفزایند. ولی با وجود این دنیای کتاب و کتابخوانی اختصاص به گروه ویژه ای ندارد.همچنان که ماهی به آب زنده است انسان نیز باید با کتاب زندگی کند و کتابخوانی باید به عنوان یک نیاز و احساس دائمی لازم و روزانه ،در میان همگان رایج و مطرح باشد. پس از آنچه که گفتیم اولین گام جهت همگانی کردن کتاب توجه به سیاست و راهکار ملی کتاب است، یعنی: اهداف نشر کتاب به روشنی مطرح و بیان شود. روشهایی برای درست مطالعه کردن و شبکه های کتابخوانی و خدمات کتابخانه ای در سراسر مدارس آموزش داده شود. کودکانمان را در سنین پایین به مطالعه ترغیب کنیم. سعی شود برنامه های کتابخوانی گسترش یابد و انجمنهای صنفی کتابخوانی تشکیل شود. در این میان کتابداران هم در معرفی کتاب نقش بسزایی دارند.
در هفته کتاب می توانیم با برگزاری همایشها و تشکیل گروهها به معرفی و نقش کتاب در زندگی انسان بپردازیم.
جملات کوتاه راجع به اهمیت کتاب و مطالعه:
کتاب نردبان مطمئنی است که انسان را به قلل شامخ کمال و جبروت فضایل می رساند."محمد رضا حکیمی"
انسان در کتاب از چیز هایی باخبر می شود که دیدن آنها امکان پذیر نیست زیرا ،عین آن فرهنگ ها قرن ها و سالها با ما فاصله دارند ."سیدنی جی.هریس"
کسی که با کتاب زندگی میکند،همیشه زنده است."امرسون"
کتاب به تفاهم بین المللی وهمکاری های صلح آمیزخدمت میکند.
اگر میدانستید که درنتیجهء تحصیل علم به چه سعادت هایی می رسید،به دنبال آن می رفتید،ولو اینکه خون شما دراین راه ریخته شودیا مستلزم این باشد که به دریاها وارد شویدواقیانوس هارا بپیمایید.
اهمیت کتاب در آیینه ی رهنمودهای مقام معظم رهبری:
کتاب همچون خورشید ،فضای زندگی ما را روشن می کند و به همگان نور و شور و گرمای زندگی می بخشد. کتاب مثل باران بر سرزمین دلهای یاران می بارد و گل و میوه ی اندیشه ها و کردارها را رونق و زیبایی و طراوت می دهد . کتاب نقشی به مانند پرندگان به آدمی ارزانی می دارد و او را برای اوج و بال کشیدن و پرواز آماده می سازد .
برای یک ملت خسارتی بزرگ است که افراد آن با کتاب سروکار نداشته باشند و برای یک فرد توفیق عظیمی است که با کتاب مانوس و همواره در حال بهره گیری از آن -یعنی آموختن چیزهای تازه –باشد.
کتاب دروازه ای به سوی جهان گسترد ه ی دانش و معرفت است و کتاب خوب یکی از بهترین ابزارهای کمال بشری است .کسی که با این دنیا زیبا و زندگی بخش یعنی دنیا کتاب ارتباط ندارد بی شک از مهمترین دستاورد انسانی و نیز از بیشترین معارف الهی و بشری محروم است.
در اهمیت عنصر کتاب برای تکامل جامعه انسانی همین بس که تمامی ادیان آسمانی و رجال بزرگ تاریخ بشری از طریق کتاب جاودانه مانده اند و روابط فرهنگی جامعه ی بشری نیز از پوشش کتاب و مبادلات فرهنگی تقویت شده است.
خیلی چاق بود.پای تخته که می رفت ، کلاس پُر می شد از نجوا... تخته را که پاک می کرد ، بچه ها ریسه می رفتند و او با صورت گوشتالو و مهربانش فقط لبخند می زد...
... آن روز معلم با تأنّی وارد کلاس شد. کلاس غـُـلـغُـلـه بود.یکی گفت : «خانم اجازه!؟ گلابی بازم دیر کرده.» و شلیک خنده کلاس را پر کرد...معلم برگشت.چشمانش پر از اشک بود.آرام و بی صدا آگهی ترحیم را بر سینه ی سرد دیوار چسباند.لحظاتی بعد صدای گریه دسته جمعی بچه ها در فضا پیچید و جای خالی او را هیچ کس پُر نکرد...
داستان دوم:
نقّاشي دوره گرد براي يافتن چند نمونه کاري ، در يکي از روستاهاي بين راه توقّف مي کند. يکي ازنخستين مشتريانِ او مردی معتاد بود که با وجود صورت کثيف و نتراشيده و لباس هاي گل آلود ، با وقار و متانتي که در خود سراغ داشت ، مقابل نقّاش مي نشيند .
پس از آن که نقّاش بيشتر از حدّ معمول بر روي چهره ی او کار مي کند ،تابلو را از روي سه پايه بر مي دارد و به او نشان می دهد . مرد معتاد هاج و واج ،به مرد خوش لباس و خوش تیپِّ روي تابلو نگاه مي کند و مي گويد: « اين که من نيستم.»
نقّاش پاسخ مي دهد : «من شما را آن طور که مي توانيد باشيد ، کشيده ام.»
داستان سوم:
پادشاهی جایزهی بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل، آرامش را تصویر کند.نقّاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند. آن تابلوها، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب، رودهای آرام، کودکانی که در خاک میدویدند، رنگین کمان در آسمان و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.
پادشاه تمام تابلوها را بررسی کرد، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.
اوّلی، تصویرِ دریاچهی آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود.در جای جایش میشد ابرهای کوچک و سفید را دید و اگر دقیق نگاه میکردند، در گوشه چپ دریاچه، خانهی کوچکی قرار داشت، پنجرهاش باز بود، دود از دودکش آن بر میخاست، که نشان می داد شام گرم و لذیذی آماده است.
تصویر دوّم هم کوهها را نمایش میداد. امـّـا کوهها ناهموار بود، قلّـهها تیز و دندانهای بود. آسمانِ بالای کوهها ، بی رحمانه تاریک بود و ابرها ، آماده ی آذرخش، تگرگ و بارانِ سیلآسا بودند.
این تابلو با تابلوهای دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند، هیچ هماهنگی نداشت. امّا وقتی آدم با دقّت به تابلو نگاه میکرد ، در بریدگی صخرهای شوم، جوجهی پرندهای را میدید. آن جا، در میان غُـرّش وحشیانهی توفان، جوجه گنجشکی، آرام نشسته بود.
پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برندهی جایزهی بهترین تصویر آرامش، تابلوی دوّم است. و بعد توضیح داد: « آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا، بی مشکل، و راحت یافت شود، بلکه آن چیزی است که میگذارد در میان شرایط سخت، آرامش در قلب ما حفظ شود. این تنها معنای حقیقی آرامش است. »
منبع: کتاب:«تلنگر» به کوشش مهندس حمیده خزائی ، انتشارات گـل محمدی ، مشهد،1391 چاپ دوم صفحه ی 51 و 52 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
و ما معتقدیم که:«آرامش فقط در یاد خدا است و در مسایل و مشکلات زندگی ؛ باخدا بودن بهتر از ناخدا بودن است.»
دوازده نکته برای اینکه چرا والدین میبایست برای کودکشان کتاب بخوانند وجود دارد:
زیرا علاقه در کودکان ایجاد شده و کودکان در فرآیند خواندن فعالتر میشوند. کودکان این والدین سعی میکنند خوانندههای بهتری شده و عملکرد بهتری در مدرسه داشته باشند. خواندن به رشد زبان آموزی و صحبت کردن کودکان کمک میکند. دایره لغات کودکان بالا رفته و تلفظ لغات را بالا میبرد. کتاب خواندن والدین برای کودکان ، آنها را برای مدرسه آماده میکند و آمادگی شنیدن را در آنها بالا میبرد. خواندن برای کودکان پیش دبستانی کمک میکند تا گرامر و ساختار جمله را بهتر بفهمند. خانوادهها زمان خواندن را به عنوان زمان آموزش قلمداد کنند و از این طریق توجه کودک را بالا ببرند. خواندن برای کودکان دایره توجه کودکان را بالا برده و به آنها کمک میکند تا مهارتهایشان را بهتر انجام دهند. با خواندن داستان برای کودکان خلاقیت و تصویرسازی آنها رشد پیدا میکند. کتاب خواندن برای بچهها کمک میکند تا آنها کمک کردن به دیگران و اعتماد به نفس را یاد بگیرند. کودکان رفتار را فراگرفته و میتوانند خود را در موقعیتهای مختلف و تازه قرار داده و راهحلهای نوین کسب کنند. آنها ریتم و آهنگ زبان را بهتر درک میکنند.
کتابخانه عمومی عطاملک جوینی در سال 1388 تاسیس شد واز تابستان سال 1391در ساختمان جدید به مساحت زمین950مترمربع و مخزن به مساحت208متر مربع به فعالیت خود ادامه داد.در حال حاضر زیر نظر اداره کل کتابخانه های عمومی استان خراسان رضوی مشغول به فعالیت می باشد.این کتابخانه دارای 14000نسخه کتاب و تعداد اعضا 1000نفر می باشد.
آدرس: شهرستان جوین -شهرنقاب- خ امام خمینی(ره)-خ شهیداوینی- کتابخانه عمومی عطاملک جوینی
شماره تلفن:05145223155
نمابر: 05145223155
کتابخانه شامل بخش های:مرجع-نشریات ادواری-کافی نت-بخش کودک و نوجوان و همچنین نرم افزار نمایه نشریات و بخش سمعی وبصری می باشد.