قفسه های کتاب کتابخانه عطاملک شهر نقاب به روی همگان باز است!!!

آمار مطالب

کل مطالب : 994
کل نظرات : 3

آمار کاربران

افراد آنلاین : 2
تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 52
باردید دیروز : 97
بازدید هفته : 768
بازدید ماه : 3676
بازدید سال : 8193
بازدید کلی : 8193
نویسنده : saeed
تاریخ : شنبه 21 دی 1392
نظرات 0

تصاویر زیباترین کتابخانه های جهان

 

کتابخانه کنگره در واشنگتون دی سی

 

زیبا ترین کتابخانه های دنیا (29 عکس)

کتابخانه ملی بلاروس در مینسک

زیبا ترین کتابخانه های دنیا (29 عکس)

زیبا ترین کتابخانه های دنیا (29 عکس)

کتابخانه صومعه سنت گال در سوئیس

زیبا ترین کتابخانه های دنیا (29 عکس)

زیبا ترین کتابخانه های دنیا (29 عکس)

کتابخانه Geisel دانشگاه کالیفرنیا

زیبا ترین کتابخانه های دنیا (29 عکس)

زیبا ترین کتابخانه های دنیا (29 عکس)

 

 

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 775
|
امتیاز مطلب : 41
|
تعداد امتیازدهندگان : 17
|
مجموع امتیاز : 17


نویسنده : saeed
تاریخ : شنبه 21 دی 1392
نظرات 0

بیایید با احداث کتابخانه و پرورش نسلی فرهیخته به فرهنگ این مرز و بوم کمک کنیم.

تعداد بازدید از این مطلب: 725
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : atamaleklib
تاریخ : شنبه 21 دی 1392
نظرات 0

دو روز مانده به پايان جهان ، تازه فهميد كه هيچ زندگي نكرده است . تقويمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقي مانده بود . پريشان شد و آشفته و عصباني ، نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد .
داد زد و بد و بيراه گفت ، خدا سكوت كرد . آسمان و زمين را به هم ريخت ، خدا سكوت كرد . جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت ، خدا سكوت كرد . به پر و پاي فرشته و انسان پيچيد ، خدا سكوت كرد . كفر گفت و سجاده دور انداخت ، خدا سكوت كرد .دلش گرفت و گريست و به سجاده افتاد . خدا سكوتش را شكست و گفت : «عزيزم اما يك روز ديگر هم رفت . تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست­دادي،تنها يك روز ديگر باقي­است. بيا و لااقل اين يك روز را زندگي كن . »

لا به لاي هق هقش گفت: « اما با يك روز ! با يك روز چه كار مي توان كرد !؟ »

خدا گفت : « آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند ، گويي كه هزار سال زيسته است و آنكه امروزش را درنمي يابد ، هزار سال هم به كارش نمي آيد .» و آنگاه سهم يك روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت : « حالا برو و زندگي كن .»

او مات و مبهوت، به زندگي نگاه كرد كه در گودي دستانش مي درخشيد . اما مي ترسيد حركت كند ، مي ترسيد راه برود، مي ترسيد زندگي از لاي انگشتانش بريزد . قدري ايستاد... بعد با خودش گفت :وقتي قردايي ندارم ، نگه داشتن اين زندگي چه فايده اي دارد . بگذار اين يك مشت زندگي را مصرف كنم .

آن وقت شروع به دويدن كرد زندگي را به سر و رويش پاشيد ،

 زندگي را نوشيد و

زندگي را بوييد و چنان به وجد آمد كه ديد مي تواند تا ته دنيا بدود ، مي تواند بال بزند ، مي تواند پا روي خورشيد بگذارد ، مي تواند...

او در آن يك روز آسمانخراشي بنا نكرد ، زميني را مالك نشد ، مقامي را به دست نياورد اما ...

اما در همان يك روز دست بر پوست درخت كشيد .

روي چمن خوابيد .

كفش دوزكي را تماشا كرد .

سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد

و به آنهايي كه نمي شناختندش سلام كرد

و براي آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد .

او در همان يك روز آشتي كرد

و خنديد

و سبك شد ،

لذت برد

و سرشار شد

و بخشيد ،

عاشق شد و عبور كرد و تمام شد .

او همان يك روز زندگي كرد اما فرشته ها در تقويم خدا نوشتند : « امروز او در گذشت ، كسي كه هزار سال زيسته بود !

تعداد بازدید از این مطلب: 937
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : atamaleklib
تاریخ : شنبه 21 دی 1392
نظرات 0

تعداد بازدید از این مطلب: 837
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : atamaleklib
تاریخ : شنبه 21 دی 1392
نظرات 0

به مرکز این تصویر 30 ثانیه نگاه کنید ، سپس به دست خودتان و یا هرچیزی که اطرافتان هست نگاه کنید .  جالبه نه ؟!


 

تعداد بازدید از این مطلب: 669
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : saeed
تاریخ : یکشنبه 15 دی 1392
نظرات 0

۱- از زمان تأسيس نخستين كتابخانه عمومي در مدرسه دارالفنون كه منجر به تصويب قانوني در زمينه تجهيز و ساخت كتابخانه هايي به شيوه مدرن حكايت داشت و پس از آن كه در سال ۱۳۰۵ نخستين كتابخانه عمومي به مفهوم جديد در بلديه تهران تأسيس شد تاكنون و در چند نوبت مصوباتي در مجلسين گذرانده شد كه تأملي در مصوبات و تبصره هاي آن، گوياي نوسان و فراز و نشيب هايي در مقوله نگاه به كتابخانه هاست. هرچند در اهداف ساخت كتابخانه هاي عمومي مواردي نظير كمك به ارتقاي سطح آگاهي هاي عمومي، تقويت سرمايه فكري و فرهنگي، ايجاد و تقويت عادت به مطالعه، نظام مند كردن اطلاعات و... آمده و در شرح وظايف هيأت امناي كتابخانه هاي عمومي كشور برنامه ريزي جهت ساخت، گسترش و تجهيز كتابخانه ها، ارائه خدمات كتابخانه اي، تعيين شاخص هاي بهره مندي و تأمين ابزار و استفاده از فناوري اطلاعات قيد شده اما از آنجا كه كتابخانه هاي عمومي را به عنوان نهادهاي عمومي مي شناسند كه در درجه نخست در خدمت توسعه فرهنگي و اجتماعي قرار گيرند مع الوصف هنوز مديريت دولتي كتابخانه ها، تحولات و چالش هايي را در اين عرصه سبب ساز شده كه از منظر ساختاري، جمعيتي و فني در قالب شاخص هايي نظير جمعيت، تقاضاي فرهنگي، افزايش جمعيت با سواد و ده ها مورد ديگر قابل تأمل است.
از جدي ترين چالش ها كاستي ها و ضعف هاي موجود؛ دستورالعمل هاي اجرايي، فضاهاي كتابخانه اي، تجهيزات رايانه اي، منابع كتابخانه اي، مخاطبان و مراجعان، اعتبارات وانتظارات خارج از توان متوليان كتابخانه ها را مي توان برشمرد. در عين حال قانون جديد (مصوب ۱۳۸۳) فرصت هايي را فراهم آورده است كه مي توان اميدوارتر از گذشته به مقوله كتابخانه نگريست.
فرصت هايي از قبيل ارتقاي جايگاه قانوني هيأت امنا، هويت سازماني، شخصيت حقوقي، استقلال مالي و اعتبار معنوي و اجتماعي كتابخانه، تعيين متولي و مقام مسئول مشخص براي نهاد كتابخانه ها، قانونمند شدن جايگاه ساماندهي كتابداران، تحولات فني و اطلاعاتي، توسعه كتابخانه هاي روستايي، گسترش و تجهيز كتابخانه هاي تفاهمنامه اي، مشاركتي و... و حركت به سوي طرح توسعه كاربري فناوري اطلاعات و ارتباطات در كتابخانه هاي عمومي از نكات قابل توجه است.
از سويي ديگر تأملي در سبد كالاي فرهنگي جامعه، كه طبيعتاً بايد انباشته از محصولات فرهنگي و هنري باشد، نمود و نموداري نگران كننده دارد.
به عنوان نمونه در يك آمار منتشره يونسكو آمده است هر فرد ايراني در سال فقط يك صفحه كتاب مطالعه مي كند و اگر فرض كنيم تعداد صفحات كتاب به طور متوسط دو هزار صفحه باشد، نتيجتاً هر ۱۲۰۰ ايراني در سال فقط يك جلد كتاب مي خواند. چنين شاخصي ما را به عمق يك فاجعه رهنمون مي سازد و يادآور مي شود كه به جاي معلول ها بايد به دنبال علت ها بود.
با اين اوصاف هرچند امروز يكهزار و ششصد باب كتابخانه عمومي در كشور داير است و حدود ۳۵۰۰ نفر نيروي انساني هم مشغول به فعاليت بوده و سرانه فضاي هر كتابخانه ۵۰۰ متر مربع است اما متأسفانه وضعيت پراكندگي كتابخانه ها، مشكل نيروي انساني ـ كمي و كيفي ـ و منابع اطلاعاتي از جمله كتاب و نشريات و ناكافي بودن منابع مالي موضوعاتي است كه بايد راهي براي برون رفت آن يافت. به عنوان نمونه از بازار نشر در سال ۸۳ تنها ۱‎/۵ درصد از منابع به كتابخانه هاي عمومي راه يافته. يعني از ۴۲ هزار عنوان كتابي كه در اين سال منتشر شده تنها شش هزار عنوان كتاب خريداري شده و از هر ۱۰۰۰ عنوان، ۱۵ كتاب سهم هر كتابخانه بوده است.
همانگونه كه اشاره شد با تغيير قانون نحوه تأسيس و اداره كتابخانه هاي عمومي كشور در سال ۸۳ و ابلاغ آن، روزنه هاي اميدي به سمت تقويت مديريت مشاركتي و بهره مندي از منابع درآمدي غيرمتمركز نظير نيم درصد درآمد شهرداري، كمك هاي خيرين و... به وجود آمده است.
اما از روي ضرورت تحقق آرمان هاي بلند نهاد كتابخانه هاي عمومي كشور در راستاي تدوين طرح جامع فناوري اطلاعات كتابخانه هاي عمومي (اعم از مكانيزاسيون فرآيندهاي كليدي عملياتي و اداري) تغيير نگاه به مفهوم كتابخانه و كتابدار و كتابخوان، ارائه خدمات الكترونيكي و پرداختن به زواياي پنهان و پيداي ساختار فيزيكي و معماري مطلوب سيستم كتابخانه ها، نيازمند تغيير نگاه مردم و مسئولان به بخش كتابخانه به عنوان پيشاني حوزه فرهنگ است.چهاردهمين دوره هفته كتاب جمهوري اسلامي ايران فرارسيده و زنگ جشن كتاب به عنوان بهانه و فرصتي براي تعظيم و بزرگداشت كتاب و منزلت كتابداران و خادمان حوزه فرهنگ در سراسر كشور نواخته شده اما همچنان دغدغه هاي اساسي در عرصه نهضت كتابخواني و رونق كتاب آفريني وجود دارد.
كتابخانه ها اعم از كتابخانه هاي روستايي، مدارس، دانشگاهي، حوزوي، عمومي، تخصصي و اختصاصي هر يك مجموعه اي ماندگار از ميراث فرهنگ جامعه است و عدم توجه به شاخص ها و تعاريف مربوطه، جريان عمومي مطالعه و رشد آگاهي هاي علمي را به شدت تحت تأثير قرار خواهد داد. تلاش براي تثبيت جايگاه و شأن كتاب در سبد كالاي فرهنگي خانوارها نخستين گام در رونق بخشي به اين حوزه مقدس است.
۲- آران و بيدگل نگين كوير است و خردمندان و فرهيختگان و هنرمندان فراواني از اين شهر برخاسته اند كه هم سهم ويژه اي در توليد كتاب داشته و دارند و هم در پاسداشت و حفظ گنجينه هاي كتاب از پيشگامان آن بوده اند. بي گمان اين ديار، نماد زنده كتاب و كتابت است و مردان بزرگي در حوزه شكوفايي فرهنگ كتاب و كتابخواني پايمردي كرده اند كه شايسته تجليل و تحسين مي باشند هرچند نبايد از تأخير و تأخر تاريخي در ايجاد فضاهاي كتابخانه اي اين منطقه غافل بود.
در يك نگاه ميزان توليد كتاب در منطقه بايد به فراخور حوزه هاي متعدد رشد پيدا كند و از سويي سهم مخاطبان از كتابخانه ها نيازمند افزايش است.
در مقوله اول فرهيختگاني بوده و هستند كه علي رغم كثرت تأليف و تحقيق، امكان نشر و توزيع آثارشان فراهم نيامده است و در مقوله دوم ضرورت تقويت كتابخانه هاي موجود و توسعه و ايجاد كتابخانه هاي موردنياز بايد در دستور كار مديريت شهري قرار گيرد.
درست پنج سال و نه ماه پيش يعني ۲۵ بهمن ماه سال ۱۳۷۹ بود كه نهال اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي آران و بيدگل در كوير روييد.
در آن زمان تنها يك باب كتابخانه عمومي در مركز شهرستان داير بود و لاغير و از بركت آن اداره تا به امروز مستأجر آن خانه كتاب است. از همان ايام مشكلات فراواني وجود داشت كه نه اعتباراتي در ميان بود و نه امكاناتي، و البته فتح بابي بود براي مطالعه و شناسايي مشكلات، احصاي برنامه ها و اولويت ها و تدوين راهكارهايي كه از رهگذر آن و در پرتو جانفرسايي ها امروز در بخش كتابخانه ها ششمين كتابخانه عمومي شهرستان نيز راه اندازي شده است.در اين فاصله تلاش شد تا در دل بخش كويرات ابوزيدآباد و در دامان نوش آباد و آران و بيدگل و دامنه سفيد شهر و يزدل بذري از دانه كتاب پراكنده شود و با افتخار نخستين كتابخانه تخصصي ادبيات فارسي استان اصفهان در اين شهرستان راه اندازي شد تا شايد روزي روزگاري از سايه سار بلند اين درخت معرفت خوشه ها برچيده شود.وجود كتابخانه هاي باشكوهي همچون كتابخانه هاي امامزاده ها با بيش از ده سال قدمت و سابقه و درخشندگي در زمينه فعاليت هاي علمي، فرهنگي و ادبي درخور توجه است.
نمونه هاي فراوان ديگري نيز در منطقه وجود دارد كه جوشش و كوشش علاقه مندان فرهنگ و كتاب را مي نماياند. كتابخانه كانون هاي فرهنگي، پايگاه هاي بسيج و مساجد جلوه هاي ديگري از اين حركت ارزنده است اما قدر مسلم آن است كه مديريت اين مجموعه ها بيش از هر چيز نيازمند حمايت و پشتيباني است تا اين مجموعه ها به بايگاني تاريخ تبديل نشود بلكه به عنوان كانون هاي فعال انديشه ورزي و انديشه پروري باشد. با اين وجود داستان تقويت و توسعه كتابخانه ها و گسترش فرهنگ مطالعه و ارتقاي كيفي كتاب و كتابخانه ها همچنان باقي است.

تعداد بازدید از این مطلب: 660
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : saeed
تاریخ : دوشنبه 09 دی 1392
نظرات 0

 

در سال یازدهم هجرت رسول اکرم (ص) در آخرین سفرحج (در عرفه)، در مکه و در غدیرخم، در مدینه قبل از بیمارى و بعد از آن در جمع یاران و یا در ضمن ‏سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هیچ ابهام، از رحلت ‏خود خبر داد. چنان که قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود که ‏پیامبر هم در نیاز به خوراک و پوشاک و ازدواج و وقوع بیمارى و پیرى مانند دیگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد. پیامبر اکرم (ص) یک ماه قبل از رحلت فرمود: «فراق نزدیک شده و بازگشت ‏به سوى خداوند است. نزدیک است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمایم و من دو چیز گران در میان شما مى ‌گذارم و مى‌‏روم: کتاب خدا و عترتم، و خداوند لطیف و آگاه به من خبر داد که این دو هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا کنار حوض کوثر برمن ‏وارد شوند. پس خوب بیندیشید چگونه با آن دو رفتار خواهید نمود».

در حجه‌‏الوداع در هنگام رمى‏ جمرات فرمود: «مناسک خود را از من ‏فرا گیرید، شاید بعد از امسال دیگر به حج نیایم و هرگز مرا دیگر در این جایگاه نخواهید دید».

روزى به آن حضرت خبر دادند که مردم از وقوع مرگ شما اندوهگین ‏و نگرانند. پیامبر در حالى که به فضل بن عباس و على بن‌ابى‏طالب (ع) تکیه داده بود به سوى مسجد رهسپار گردید و پس از درود و سپاس پروردگار، فرمود: «به من خبر داده‏ اند شما از مرگ ‏پیامبر خود در هراس هستید. آیا پیش از من، پیامبرى بوده است که‏ جاودان باشد؟! آگاه باشید، من به رحمت پروردگار خود خواهم ‏پیوست و شما نیز به رحمت پروردگار خود ملحق خواهید شد».

روزی دیگر پیامبر (ص) با کمک علی (ع) و جمعی از یاران خود به قبرستان بقیع رفت و برای مردگان طلب آمرزش کرد . سپس رو به علی (ع) کرد و فرمود:  «کلید گنجهای ابدی دنیا و زندگی ابدی در آن، در اختیار من گذارده شده و بین زندگی در دنیا و لقای خداوند مخیر شده‌ام، ولی من ملاقات با پروردگار و بهشت الهی را ترجیح داده ام».

در چند روز آخر از زندگى رسول اکرم (ص) آن بزرگوار در مسجد پس از انجام نماز صبح فرمود:

«اى مردم! آتش فتنه‏‌ها شعله ‏ور گردیده و فتنه‏‌ها همچون پاره‏هاى امواج تاریک شب روى آورده است. من در روز رستاخیز پیشاپیش شما هستم و شما در حوض کوثر بر من در می آئید. آگاه باشید که من درباره ثقلین از شما می پرسم، پس بنگرید چگونه پس از من درباره آن دو رفتار می‌کنید، زیرا که خدای لطیف و خبیر مرا آگاه ساخته که آن دو از هم جدا نمی شوند تا مرا دیدار کنند. آگاه باشید که من آن دو را در میان شما به جای نهادم ( کتاب خدا و اهل بیتم ). بر ایشان پیشی نگیرید که از هم پاشیده و پراکنده خواهید شد و درباره آنان کوتاهی نکنید که به هلاکت می‌رسید».

آنگاه پیامبر (ص) با زحمت به سوی خانه اش به راه افتاد. مردم با چشمانی اشک آلود آخرین فرستاده الهی را بدرقه می کردند. در آخرین روزها پیامبر به علی (ع) وصیت نمود که او را غسل و کفن کند و بر او نماز بگزارد. علی (ع) که جانش با جان پیامبر آمیخته بود، پاسخ داد:  «ای رسول خدا، می‌ترسم طاقت این کار را نداشته باشم».

پیامبر (ص) علی (ع) را به خود نزدیک کرد. آنگاه انگشترش را به او داد تا در دستش کند. سپس شمشیر، زره و سایر وسایل جنگی خود را خواست و همه آنها را به علی سپرد.

فردای آن روز بیماری پیامبر (ص) شدت یافت اما او در همین حال نیز اطرافیان خود را درباره حقوق مردم و توجه به مردم سفارش می کرد. سپس به حاضران فرمود:  «برادر و دوستم را بخواهید به اینجا بیاید».

ام سلمه، همسر پیامبر گفت: «علی را بگویید بیاید. زیرا منظور پیامبر جز او کس دیگری نیست».

هنگامی که علی (ع) آمد، پیامبر به او اشاره کرد که نزدیک شود. آنگاه علی (ع) را در آغوش گرفت و مدتی طولانی با او راز گفت تا آنکه از حال رفت و بیهوش شد. با مشاهده این وضع، نواده‌های پیامبر (ص) حسن و حسین (ع) به شدت گریستند و خود را روی بدن رسول خدا افکندند. علی (ع) خواست آن دو را از پیامبر (ص) جدا کند. پیامبر (ص) به هوش آمد و فرمود: «علی جان آن دو را واگذار تا ببویم و آنها نیز مرا ببویند، آن دو از من بهره گیرند و من از آنها بهره گیرم».

سرانجام پیامبر (ص) هنگامی که سرش بر دامان علی (ع) بود، جان به جان آفرین تسلیم کرد.

تعداد بازدید از این مطلب: 749
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : atamaleklib
تاریخ : شنبه 07 دی 1392
نظرات 0


زمانی تمام پولهای توجیبی ام را صرف خرید کتابهایی میکردم که روزی رویای خواندنشان را در سر میپروراندم.
وقتی میگویم تمام پولهای توجیبی یعنی دقیقا تمام پولهای توجیبی.

وقتی بدون توجه به قیمت روی جلد تا پای صندوق پایین پله ها پیش میرفتم، کافی نبودن پول توجیبی 

مرا میان برزخ انتخاب میگذاشت.

و حالا..

شاید آنقدر مجازی مطالعه میکنم که میترسم بوی کاغذ کتابهای قفسه کتابفروشی جزء نوستالژی ام شود.

 و من میخواهم دوباره تمام جیبم کتاب شود تا باز حس برزخ انتخاب را حس کنم.

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 891
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : saeed
تاریخ : پنج‌شنبه 05 دی 1392
نظرات 0

کتابخانه عطاملک جوینی واقع در شهر نقاب خیابان شهید آوینی آماده ارایه خدمات گوناگون به شهروندان عزیز می باشد  

1: ارایه کتاب های مختلف در موضوعات گوناگون

2: ارایه مقالات در تمام موضوعات در صورت نبود کتاب مورد نظر در کتابخانه

3: وجود منابع غنی کتاب کودک و نوجوان

4: سفارش کتاب مورد نظر در صورت نبود آن در کتابخانه 

و خدمات مختلف دیگر...

 

                                                                       برای ارتقای علمی خود حتما به کتابخانه مراجعه کنید.

تعداد بازدید از این مطلب: 653
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : saeed
تاریخ : پنج‌شنبه 05 دی 1392
نظرات 0
معلم عصبی دفتر رو روی میز کوبید و داد زد: سارا ...
 
دخترک خودش رو جمع و جور کرد،
سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم کشید
و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟

 
معلم که از عصبانیت شقیقه هاش می زد،
تو چشمای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد:
چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ هـــا؟!
فردا مادرت رو میاری مدرسه...
 
دخترک چونه ی لرزونش رو جمع کرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:
خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن...
اونوقت می شه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد...
اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تا صبح گریه نکنه...
اونوقت...
اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره
که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم...
اونوقت قول می دم مشقامو ...

معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ...
و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد.
می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت کنم!

تعداد بازدید از این مطلب: 911
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


کتابخانه عمومی عطاملک جوینی در سال 1388 تاسیس شد واز تابستان سال 1391در ساختمان جدید به مساحت زمین950مترمربع و مخزن به مساحت208متر مربع به فعالیت خود ادامه داد.در حال حاضر زیر نظر اداره کل کتابخانه های عمومی استان خراسان رضوی مشغول به فعالیت می باشد.این کتابخانه دارای 14000نسخه کتاب و تعداد اعضا 1000نفر می باشد. آدرس: شهرستان جوین -شهرنقاب- خ امام خمینی(ره)-خ شهیداوینی- کتابخانه عمومی عطاملک جوینی شماره تلفن:05145223155 نمابر: 05145223155 کتابخانه شامل بخش های:مرجع-نشریات ادواری-کافی نت-بخش کودک و نوجوان و همچنین نرم افزار نمایه نشریات و بخش سمعی وبصری می باشد.


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران