قفسه های کتاب کتابخانه عطاملک شهر نقاب به روی همگان باز است!!!

آمار مطالب

کل مطالب : 994
کل نظرات : 3

آمار کاربران

افراد آنلاین : 3
تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 76
باردید دیروز : 97
بازدید هفته : 792
بازدید ماه : 3700
بازدید سال : 8217
بازدید کلی : 8217
نویسنده : atamaleklib
تاریخ : شنبه 05 بهمن 1392
نظرات 0

 

من می توانم مثل سخنرانان بزرگ سخنرانی کنم . چون هر وقت مسئولیتی را به عهده می گیرم ، پی آمد های آن را نیز از آغاز تا پایان می پذیرم و با این مهارت ، عملا توانائی و خود باوری را به خودم و اطرافیانم تأکید می کنم . در فرهنگ واژه هائی که برای خودم نوشته ام ، شکست در هر سخنرانی را تجربه معنا کرده ام و از شکست های بیشتر که همان تجربه های بیشتر است ، هرگز هراسی ندارم . تکرار و تلقین را همیشه جدّی گرفته ام و فهمیده ام که هیچ چیز به اندازه تکرار و تلقین هر مفهوم مثبت ؛ و عبارت ها و جمله های تأکیدی مؤثّر ، نمی تواند ضمیر ناخودآگاه مرا و مخاطبانم را تحت تأثیر قرار دهند .

من می توانم سخنرانی کنم چون همه را همیشه بخشوده ام و می دانم همه آن ها که به گذشت از دیگران ایمان دارند ، سرشار از توان خود اتّکائی و خود باوری اند . همان ها که روحی بزرگ ، پربار  و آزاد دارند . و فهمیده ام ضمناً که کاری زیباتر از دوست داشتن مخاطبانم نیست که البته پس از عشق ورزیدن به خودم ، دومین عامل بنیادی و مهم اعتماد به نفس من در سخنرانی هاست .

من می توانم سخنرانی کنم چون برای عزت و کرامت انسانی خودم ارزش و احترام بسیار قائلم . خودرا " ما "  خطاب نمی کنم و می گویم " من "  و عقاید خودم را فقط از جانب خودم می گویم . و سعی نمی کنم همه مخاطبان را راضی نگه دارم چون مجبور می شوم ارزش ها ، باورها و سلیقه های گوناگونی را همزمان بپذیرم . و می دانم نباید با مخاطبان هر سخنرانی ام  مقابله کنم چرا که همیشه دست کم نیمی از مخاطبانم ، با اندیشه هایم مخالفند و باید آن را معمولی و عادی تلقّی کنم .

من می توانم سخنرانی کنم چون آموخته ام که با دیگران مشورت کنم اما خودرا به دیگران وابسته نکنم و دانسته ام اعتماد به نفس با هر نوع وابستگی منافات دارد و همیشه به هنگام سخنرانی ، هیئت و حالت آن هارا به خود می گیرم که موفق ، مصمّم ، پرتلاش و برخوردار از توان بالای اعتماد به نفس هستند . و در همه کارهایم ، از عظیم ترین نیروی هستی ، یاری می طلبم و این مدد جوئی به هنگام هرسخنرانی ضمن ایجاد ارتباط نزدیک تر با خدایم و توکل به او ، بیش تر می شود . و گفته اند و من دیده ام همه آن ها که افسرده و کم ظرفیت و کم روحیه هستند ، بدون استثناء ، تنفس سطحی دارند و میزان تبادل هوا در هردم و باز دمشان بسیار کم است و این ها نمی توانند از احساس اعتماد به نفس برخوردار باشند . من از این دسته نیستم . تنفس عمیق را همیشه تمرین می کنم تا با صدائی دلپذیر ، پر حجم و رسا ، سخنرانی کنم .

من می توانم سخنرانی کنم چون همیشه بر لب ، تبسم دارم و هنگام هر سخنرانی در هر مکان و زمان ، می بینم مخاطب به مخاطب ، حس می کند که تبسم و لبخندم ، نشان از آن دارد که دوستش دارم و دوستم خواهد داشت و سخنم را خواهد شنید و از حضورش در آن سخنرانی ، لذت خواهد برد و با خاطره ای خوش ، خواهد رفت . من در سخنرانی ها ، در جستجوی کامیابی مخاطبان و موفقیت  خود هستم هر چند کوچک . هدف ها و موضوعاتی انتخاب می کنم که قابل فهم و دسترسی همگان باشند . از درک سخنانم لذت ببرند و برای فهم حرف هایم ، به رنج نیفتند . از هر گمان و اندیشه منفی ، از هر بیان و حرف منفی و از توجه به خرده گیری ها و انتقادهای نا روای مخاطبانم پرهیز می کنم .

من می توانم سخنرانی کنم چون هر اشتباهی که انجام دهم ، به خود می گویم آن را به هر شکلی جبران خواهم کرد به جز با سرزنش خود . احساس گناه و خطا نمی کنم . این احساس ، یعنی تأیید نکردن خود و شاید یعنی سرزنش خود . برای خود و مخاطبانم ، همراه  با هم ، ارزش قائلم . هم فرصتی را برای خود در نظر می گیرم تا آن گونه شوم و آن گونه بگویم که باید آن گونه باشد و هم فرصتی را برای مخاطبانم که از من چه می خواهند ؟ و چه باید بگویم تا بر دل آن ها اثر کند ؟ گرچه الزام به انجام وظیفه ، مقدم بر الزام به نتیجه است .

من می توانم سخنرانی کنم چون از خود انتقاد شدید نمی کنم و می دانم این کار ، زمینه بهتر سخن گفتن مرا فراهم نمی کند . از ستایش خود و از تواضع بی جا و بسیار در برابر مخاطبان پرهیز می کنم و فقط در خلوت خود ، از خود به خوبی یاد می کنم و ضمن این یاد ، جنبه های مثبت و منفی خودرا حتما در نظر می گیرم . فقط با خود که هستم ، خودرا ستایش و تشویق می کنم بخاطر حتی کوچک ترین کار خوبی که انجام داده ام . به خودم عشق می ورزم ، خود شیفته می شوم ، عاشق جسم و روحم می شوم تا اعتماد به نفس داشته باشم و برای رسیدن به خود شیفتگی ، سعی می کنم شناخت و درک درستی از خویشتن خویش داشته باشم . نا رساها را رسا کنم ، نا شیواهارا شیوا کنم و نا توانائی هارا توانایی  و قدرت .

من می توانم سخنرانی کنم چون با جسم خود به خوبی رفتار می کنم . می دانم حنجره و صدایم ، ابزار و سرمایه من برای سخن گفتن است و باید مراقب سلامت و قدرت آن ها باشم و همیشه هستم . من واقعا خودم و حرفه ام و مخاطبانم را دوست دارم و می کوشم از هرچه به روح و جسم و تن و حنجره و صدایم آزار می رساند و به سلامت و نشاطم آسیب می زند ، دوری کنم . مثلا هرگز پرگویی نمی کنم ، پرخوری نمی کنم و بیش از اندازه نیاز و مجاز نمی خوابم .

من می توانم سخنرانی کنم . همیشه ، همه جا و برای همه هم نوعانم و همه مخاطبانم که دوستشان دارم و دوستم دارند . من اشرف مخلوقاتم . جاندار ناطق . از نسل خلیفه خدا در زمین . از تبار آدم . موحودی مختار و متفکر . اجتماعی و اهل انس و الفت و گفت و گو با موجودی به نام انسان . انسانم و از سخن گفتن با انسان های دیگر ، وحشتی ندارم .

تعداد بازدید از این مطلب: 918
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : saeed
تاریخ : پنج‌شنبه 03 بهمن 1392
نظرات 0

در آستانه فرا رسيدن سي و ششمين بهار انقلاب اسلامي؛ برنامه هاي گراميداشت دهه فجر اداره كل كتابخانه هاي عمومي خراسان رضوي اعلام شد مديركل كتابخانه هاي عمومي در جلسه مديران ستادي اداره كل كتابخانه هاي عمومي استان، برنامه گراميداشت دهه فجر سال جاري كتابخانه هاي عمومي استان را اعلام كرد.

  به گزارش روابط عمومي اداره كل كتابخانه هاي عمومي استان خراسان رضوي، شمقدري اعلام كرد: دهه فجر،‌ سرآغاز طلوع و نقطه عطف احياي اسلام و ارزشهاي اسلامي، مقطع رهايي ملت ايران از ظلمت طاغوت به نور ايمان و بخشي مهم از تاريخ ماست كه گذشته را از آينده جدا ساخته اس. وي همچنين ادامه داد : دهه فجر انقلاب اسلامي، آئينه اي است كه خورشيد اسلام در او درخشيد و اين دهه فجر بايد با عظمت هرچه تمامتر برگزارشود

مديركل كتابخانه هاي عمومي استان ضمن اشاره به اجراي برنامه هاي گراميداشت ايام‌الله دهه فجر  سال  جاري اعلام كرد: فضاسازي مناسب در سطح كتابخانه هاي عمومي، تجديد ميثاق با شهداء و ديدار با خانواده معظم شهدا ،   جانبازان معزز و  سركشي به خانواده هاي  محروم و  مستضعف  از اهم فعاليت هاي اين نهاد 100 درصد فرهنگي مي باشد.

شمقدري همچنين از برگزاري مسابقات كتابخواني مكتوب و آنلاين ويژه اقشار مختلف از جمله دانش آموزان ،  اصناف ، مادران و زنان خانه دار ازطريق شبكه كتابخوانان حرفه اي در اين ايام خبر داد و اعلام كرد:برگزاري نمايشگاههاي كتاب با موضوع انقلاب اسلامي و بازديد گروهي دانش آموزان از كتابخانه ها، از ديگر  برنامه‌هاي دهه فجر  در كتابخانه هاي عمومي  استان مي باشد.

مديركل كتابخانه هاي عمومي استان ضمن اعلام خبر ويژه اهداي بسته هاي فرهنگي به مادراني كه در اين ايام صاحب اولين فرزند مي شوند بيان كرد: درادامه برگزاري جشن هاي انقلاب اسلامي جلسه بررسي و تحليل كتاب تقويم خراسان از مشروطيت تا انقلاب اسلامي در كتابخانه شهيد باهنر شهرستان مشهد برگزار مي شود.

وي همچنين در ادامه به موضوع تقدير از پايان‌نامه‌ها، تحقيقات وپژوهش‌هاي مرتبط با انقلاب اسلامي،امام و رهبري و ايثارگران، به عنوان  برنامه‌هاي دهه فجر اشاره كرد.

تعداد بازدید از این مطلب: 832
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : saeed
تاریخ : چهارشنبه 02 بهمن 1392
نظرات 0

حکایت اول :

شهسواری به دوستش گفت: بیا به کوهی که خدا آنجا زندگی می کند برویم.میخواهم ثابت کنم که اوفقط بلد است به ما دستور بدهد، وهیچ کاری برای خلاص کردن ما از زیر بار مشقات نمی کند.

دیگری گفت: موافقم .اما من برای ثابت کردن ایمانم می آیم .

وقتی به قله رسید ند ،شب شده بود. در تاریکی صدایی شنیدند:سنگهای اطرافتان را بار اسبانتان کنید وآنها را پایین ببرید

شهسوار اولی گفت:می بینی؟بعداز چنین صعودی ،از ما می خواهد که بار سنگین تری را حمل کنیم.محال است که اطاعت کنم !

دیگری به دستور عمل کرد. وقتی به دامنه کوه رسید،هنگام طلوع بود و انوار خورشید، سنگهایی را که شهسوار مومن با خود آورده بود،روشن کرد. آنها خالص ترین الماس ها بودند...

مرشد می گوید: تصمیمات خدا مرموزند،اما همواره به نفع ما هستند .

 حکایت دوم :

رام کنندگان حیوانات سیرک برای مطیع کردن فیلها از ترفند ساده ای استفاده می کنند.زمانی که حیوان هنوز بچه است، یکی از پاهای او را به تنه درختی می بندند. حیوان جوان هر چه تلاش می کند نمی تواند خود را از بند خلاص کند اندک اندک ای عقیده که تنه درخت خیلی قوی تر از اوست در فکرش شکل می گیرد.وقتی حیوان بالغ و نیرومند شد ،کافی است شخصی نخی را به دور پای فیل ببندد و سر دیگرش را به شاخه ای گره بزند. فیل برای رها کردن خود تلاشی نخواهد کرد .پای ما نیز ، همچون فیلها،اغلب با رشته های ضعیف و شکننده ای بسته شده است ، اما از آنجا که از بچگی قدرت تنه درخت را باور کرده ایم، به خود جرات تلاش کردن نمی دهیم، غافل از اینکه : برای به دست آوردن آزادی ، یک عمل جسورانه کافیست .

 حکایت سوم :

مردی زیر باران از دهکده کوچکی می گذشت . خانه ای دید که داشت می سوخت و مردی را دید که وسط شعله ها در اتاق نشیمن نشسته بود .مسافر فریاد زد : هی،خانه ات آتش گرفته است! مرد جواب داد : میدانم .

مسافر گفت:پس چرا بیرون نمی آیی؟

مرد گفت:آخر بیرون باران می آید . مادرم همیشه می گفت اگر زیر باران بروی ، سینه پهلو میکنی

زائوچی در مورد این داستان می گوید : خردمند کسی است که وقتی مجبور شود بتواند موقعیتش را ترک کند .

 حکایت چهارم :

مردی در نمایشگاهی گلدان می فروخت . زنی نزدیک شد و اجناس او را بررسی کرد . بعضی ها بدون تزیین بودند، اما بعضی ها هم طرحهای ظریفی داشتند .زن قیمت گلدانها را پرسید و شگفت زده دریافت که قیمت همه آنها یکی است .او پرسید:چرا گلدانهای نقش دار و گلدانهای ساده یک قیمت هستند ؟چرا برای گلدانی که وقت و زحمت بیشتری برده است همان پول گلدان ساده را می گیری؟

فروشنده گفت: من هنرمندم . قیمت گلدانی را که ساخته ام می گیرم. زیبایی رایگان است .

 حکایت پنجم :

در روم باستان، عده ای غیبگو با عنوان سیبیل ها جمع شدند و آینده امپراتوری روم را در نه کتاب نوشتند.سپس کتابها را به تیبریوی عرضه کردند . امپراطور رومی پرسید : بهایشان چقدر است؟

سیبیل ها گفتند: یکصد سکه طلا

تیبریوس آنها را با خشم از خود راند سیبیل ها سه جلد از کتابها را سوزاندند و بازگشتند و گفتند: قیمت همان صد سکه است !

تیبریوس خندید و گفت:چرا باید برای چیزی که شش تا و نه تایش یک قیمت دارد بهایی بپردازم؟

سیبیل ها سه جلد دیگر را نیز سوزاندند و با سه کتاب باقی مانده برگشتند و گفتند:قیمت هنوز همان صد سکه است .

تیبریوس با کنجکاوی تسلیم شد و تصمیم گرفت که صد سکه را بپردازد . اما اکنون او می توانست فقط قسمتی از آینده امپراطوریش را بخواند .

مرشد می گوید: قسمت مهمی از درس زندگی این است که با موقعیتها چانه نزنیم


 

تعداد بازدید از این مطلب: 867
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : atamaleklib
تاریخ : دوشنبه 30 دی 1392
نظرات 0
1rsC.jpg
 
27qWD.jpg
 
4PIRC.jpg
 
85eEI.jpg
 
8Unh.jpg
 
950AS.jpg
 
9dtsD.jpg
 
BGjAh.jpg
 
IGCk5.jpg
 
IX2Q1.jpg
 
Js27r.jpg
 
Lx1Z.jpg
 
OgSYa.jpg
 
RVEAN.jpg
 
TnmSC.jpg
 
VJvK5.jpg
 
VwgKv.jpg
 
Wspyz.jpg
 
XSsOl.jpg
 
Ync6E.jpg
 
ZETG.jpg
 
iMLPE.jpg
 
jZPe7.jpg
 
ld4cP.jpg
 
n7gH9.jpg
 
sbBlI.jpg
 
tBVQ3.jpg
 
tZPpG.jpg
 
tlgF7.jpg
 
wuoGj.jpg
 
xl4ZP.jpg
 
z9dq3.jpg
تعداد بازدید از این مطلب: 941
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : saeed
تاریخ : شنبه 28 دی 1392
نظرات 0

زندگی نامه حضرت محمد,زندگینامه حضرت محمد,بیوگرافی حضرت محمد,حضرت محمد

نام: محمد بن عبد الله

 


حضرت محمد (ص) در تورات و برخى كتب آسمانى «احمد» ناميده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد (ص) پيش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را «احمد» ناميده بود.

  
كنيه حضرت محمد (ص): ابوالقاسم و ابوابراهيم.

 القاب حضرت محمد (ص): رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امين، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذير، بشير، مبين، كريم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذكّر، يس، طه‏ و...

  
منصب حضرت محمد (ص): آخرين پيامبر الهى، بنيان‏گذار حكومت اسلامى و نخستين معصوم در دين مبين اسلام.

 تاريخ ولادت حضرت محمد (ص): روز جمعه، هفدهم ربيع الاول عام الفيل برابر با سال 570 ميلادى (به روايت شيعه). بيشتر علماى اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاول آن سال دانسته‏اند.

  عام الفيل، همان سالى است كه ابرهه، با چندين هزار مرد جنگى از يمن به مكه يورش آورد تا خانه خدا (كعبه) را ويران سازد و همگان را به مذهب مسيحيت وادار سازد؛ اما او و سپاهيانش در مكه با تهاجم پرندگانى به نام ابابيل مواجه شده، به هلاكت رسيدند و به اهداف شوم خويش نايل نيامدند. آنان چون سوار بر فيل بودند، آن سال به سال فيل (عام الفيل) معروف گشت.

 

محل تولد حضرت محمد (ص): مكه معظمه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى).

 نسب پدرى حضرت محمد (ص): عبدالله بن عبدالمطلب (شيبة الحمد) بن هاشم (عمرو) بن عبدمناف بن قصّى بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لوىّ بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر (قريش) بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان.

  
حضرت محمد (ص) روايت شده است كه هرگاه نسب من به عدنان رسيد، همان جا نگاه داريد و از آن بالاتر نرويد. اما در كتاب‏هاى تاريخى، نسب آن حضرت تا حضرت آدم(ع) ثبت و ضبط شده است كه فاصله بين عدنان تا حضرت اسماعيل، فرزند ابراهيم خليل الرحمن(ع) به هفت پشت مى‏رسد.

 

مادر حضرت محمد (ص): آمنه، دختر وهب بن عبد مناف.

 
اين بانوى جليل القدر، در طهارت و تقوا در ميان بانوان قريشى، كم‏ نظير و سرآمد همگان بود. وى پس از تولد حضرت محمّد(ص) دو سال و چهارماه و به روايتى شش سال زندگى كرد و سرانجام، در راه بازگشت از سفرى كه به همراه تنها فرزندش، حضرت محمّد(ص) و خادمه‏اش، ام ايمن جهت ديدار با اقوام خويش عازم يثرب (مدينه) شده بود، در مكانى به نام «ابواء» بدرود حيات گفت و در همان جا مدفون گشت.

  و چون عبدالله، پدر حضرت محمد(ص) دو ماه (و به روايتى هفت ماه) پيش از ولادت فرزندش از دنيا رفته بود، كفالت آن حضرت را جدش، عبدالمطلب به عهده گرفت. نخست وى را به ثويبه (آزاد شده ابولهب) سپرد تا وى را شير دهد و از او نگه‏دارى كند؛ اما پس از مدتى وى را به حليمه، دختر عبدالله بن حارث سعديه واگذار كرد. حليمه گرچه دايه آن حضرت بود، اما به مدت پنج سال براى وى مادرى كرد.

   

زندگی نامه حضرت محمد,زندگینامه حضرت محمد,بیوگرافی حضرت محمد,حضرت محمد

 

مدت رسالت و زمامدارى حضرت محمد (ص): از 27 رجب سال چهلم عام الفيل (610 ميلادى)، كه در سن چهل سالگى به رسالت مبعوث شده بود، تا 28 صفر سال يازدهم هجرى، كه رحلت فرمود، به مدت 23 سال عهده‏دار امر رسالت و نبوت بود. حضرت محمد (ص)  علاوه بر رسالت، به مدت ده سال امر زعامت و زمامدارى مسلمانان را پس از مهاجرت به مدينه طيبه بر عهده داشت.

 
همسران حضرت محمد (ص):

 
1. خديجه بنت خويلد.


2. سوده بنت زمعه.


3. عايشه بنت ابى بكر.


4. امّ شريك بنت دودان.


5. حفصه بنت عمر.


6. ام حبيبه بنت ابى سفيان.


7. امّ سلمه بنت عاتكه.


8. زينب بنت جحش.


9. زينب بنت خزيمه.


10. ميمونه بنت حارث.


11. جويريه بنت حارث.


12. صفيّه بنت حىّ بن اخطب.

 
نخستين زنى كه افتخار همسرى حضرت محمد (ص) را يافت، خديجه بنت خويلد بود. حضرت محمّد(ص) پيش از رسيدن به مقام رسالت، در سن 25 سالگى با اين بانوى بزرگوار ازدواج نمود.

 خديجه كبرى (س) با موقعيت و اموال خويش، خدمات شايانى به پيامبر اكرم(ص) در اظهار رسالتش كرد. اين بانوى بزرگ، از افتخارات زنان عالم است و در رديف بانوان قدسى، همانند مريم و آسيه، قرار دارد. حضرت محمد (ص) به احترام خديجه كبرى (س) تا هنگامى كه وى زنده بود، با هيچ زن ديگرى ازدواج نكرد. همو بود كه دردها و رنج‏هاى پيامبر(ص) را، كه سران شرك و كفر متوجه آن حضرت مى‏كردند، تسلّى داده و او را در رسالت و نبوتش يارى می‏داد.

 
خديجه كبرى(س) به خاطر مقام و منزلتى كه در اسلام به دست آورده بود، مورد لطف و عنايت مخصوص پروردگار جهانيان قرار گرفت. به همين جهت روزى جبرئيل امين به محضر پيامبر اكرم(ص) شرفياب شد و گفت: اى محمد! سلام خدا را به همسرت خديجه برسان. پيامبر اكرم(ص) به همسرش فرمود: اى خديجه! جبرئيل امين از جانب خداوند متعال به تو سلام مى‏رساند. خديجه گفت: «اللّه السّلام و منه السّلام و على جبرئيل السّلام».

 
حضرت خديجه (س) در ايام همسرى با حضرت محمد (ص) از احترام ويژه رسول‏ خدا(ص) برخوردار بود و پيامبر(ص) نيز همسرى مهربان و وفادار براى او بود. آن حضرت پس از وفات خديجه (در رمضان سال دهم بعثت) همواره از او به نيكى ياد می‏كرد.

 
از عايشه، سومين حضرت محمد (ص)، روايت شده است:

 
«كانَ رَسُولُ اللّهِ(ص) لايَكادُ يَخْرُجُ مِنَ الْبَيْتِ حَتّى يَذْكُرَ خَديجَةَ فَيَحْسَنُ الثَّناءِ عَلَيْها، فَذَكَرها يَوْماً مِنَ الْاَيّامِ فَادْرَكَتْني الْغَيْرةَ، فَقُلْتُ: هَلْ كانَتْ اِلاّ عَجُوزاً وَقَدْ اَبْدَلَكَ اللّهُ خَيْراً مِنْها، فَغَضَبَ حَتّى‏ اهْتَزَّ مَقْدَمُ شَعْرِهِ مِنَ الغَضَبِ‏. (1)

  حضرت محمد (ص) هيچ‏گاه از خانه بيرون نمی‏رفت مگر اين كه يادى از خديجه مى‏كرد و از او به نيكى نام مى‏برد. يك روز كه حضرت محمد (ص) از خديجه (س) ياد كرده و خوبى‏هاى او را بيان میكرد، غيرت زنانگى بر من غالب شد و به پيامبر(ص) گفتم: آيا او يك پيرزن بيشتر بود و حال آن كه خداوند بهتر از آن (يعنى عايشه) را به تو داده است؟ پيامبر اكرم(ص) از اين گفتار من، خشمگين شد، به طورى كه موهاى جلوى سرش از شدت خشم به حركت درآمد.

 
فرزندان حضرت محمد (ص):



الف) پسران ان حضرت محمد (ص):

 


1. قاسم. او پيش از بعثت پيامبر اكرم(ص) تولد يافت. از اين رو پيامبر(ص) را ابوالقاسم ناميدند.

 


2. عبدالله. اين كودك چون پس از بعثت به دنيا آمده بود، وى را «طيّب» و «طاهر» مى‏گفتند.

 


3. ابراهيم. او در اواخر سال هشتم هجرى متولد شد و در رجب سال دهم هجرى وفات يافت.

 


عبدالله و قاسم از خديجه كبرى (س) و ابراهيم از ماريه قبطيه متولد شدند. وهرسه آنان در سنين كودكى از دنيا رفتند.

 

 

 

ب) دختران حضرت محمد (ص):

  1. زينب (س). 2. رقيه (س). 3. ام كلثوم (س). 4. فاطمه زهرا (س).


دختران حضرت محمد (ص) همگى از حضرت خديجه(س) متولد شدند و تمام فرزندان رسول خدا(ص) جز فاطمه زهرا (س) پيش از رحلت آن حضرت، از دنيا رفته بودند. تنها فرزندى كه از آن حضرت در زمان رحلتش باقى مانده بود، فاطمه زهرا(س)، آخرين دختر وى بود. اين بانوى مكرّمه، افتخار بانوان عالم، بلكه همه انسان‏ها و مورد تقديس و تكريم فرشتگان عرشى است. همو است كه مادر سبطين و امّ الأئمة المعصومين(ع) است.

 
گرچه پيامبر اسلام(ص) به تمام خاندان مؤمن خويش علاقه‏مند بود، اما در ميان همسرانش بيش از همه، به خديجه كبرى (س) و در ميان فرزندانش بيش از همه، به فاطمه زهرا (س) علاقه‏مند بوده و اظهار محبت و لطف میفرمود.


آغاز بعثت حضرت محمد (ص):

  
محمد امين ( ص ) قبل از شب 27 رجب در غار حرا به عبادت خدا و راز و نياز با آفريننده جهان مي پرداخت و در عالم خواب رؤياهايی مي ديد راستين و برابر با عالم واقع . روح بزرگش برای پذيرش وحی - کم کم - آماده مي شد .

 

درآن شب بزرگ جبرئيل فرشته وحی مأمور شد آياتی از قرآن را بر محمد ( ص ) بخواند و او را به مقام پيامبری مفتخر سازد . سن محمد ( ص ) در اين هنگام چهل سال بود . در سکوت و تنهايی و توجه خاص به خالق يگانه جهان جبرئيل از محمد ( ص ) خواست اين آيات را بخواند : " اقرأ باسم ربک الذی خلق . خلق الانسان من علق . اقرأ وربک الاکرم . الذی  علم بالقلم . علم الانسان ما لم يعلم " . يعنی : بخوان به نام پروردگارت که آفريد . او انسان را از خون بسته آفريد . بخوان به نام پروردگارت که گرامي تر و بزرگتر است . خدايی که نوشتن با قلم را به بندگان آموخت . به انسان آموخت آنچه را که نمي دانست .

  

زندگی نامه حضرت محمد,زندگینامه حضرت محمد,بیوگرافی حضرت محمد,حضرت محمد

  حضرت محمد (ص) - از آنجا که امی و درس ناخوانده بود - گفت : من توانايی  خواندن ندارم . فرشته او را سخت فشرد و از او خواست که " لوح " را بخواند . اما همان جواب را شنيد - در دفعه سوم - محمد ( ص ) احساس کرد مي تواند " لوحی " را که در دست جبرئيل است بخواند . اين آيات سرآغاز مأموريت بسيار توانفرسا و مشکلش بود .

 جبرئيل مأموريت خود را انجام داد و محمد ( ص ) نيز از کوه حرا پايين آمد و به سوی خانه خديجه رفت . سرگذشت خود را برای همسر مهربانش باز گفت . خديجه دانست که مأموريت بزرگ " محمد " آغاز شده است . او را دلداری و دلگرمی داد و گفت : " بدون شک خدای مهربان بر تو بد روا نمي دارد زيرا تو نسبت به خانواده و بستگانت مهربان هستی و به بينوايان کمک مي کنی و ستمديدگان را ياری مي نمايی " . سپس محمد ( ص ) گفت : " مرابپوشان " خديجه او را پوشاند .

 حضرت محمد (ص) اندکی به خواب رفت . خديجه نزد " ورقة بن نوفل " عمو زاده اش که از دانايان عرب بود رفت ، و سرگذشت محمد ( ص ) را به او گفت . ورقه در جواب دختر عموی خود چنين گفت : آنچه برای محمد ( ص ) پيش آمده است آغاز پيغمبری  است و " ناموس بزرگ " رسالت بر او فرود مي آيد . خديجه با دلگرمی به خانه برگشت .

  معراج حضرت محمد (ص):

 پيش از هجرت به مدينه که در ماه ربيع الاول سال سيزدهم بعثت اتفاق افتاد، دو واقعه در زندگی حضرت محمد (ص) پيش آمد که به ذکر مختصری از آن مي پردازيم : در سال دهم بعثت "معراج " پيغمبر اکرم (ص ) اتفاق افتاد و آن سفری بود که به امر خداوند متعال و بهمراه امين وحی (جبرئيل ) و بر مرکب فضا پيمايی به نام "براق " انجام شد.

 حضرت محمد (ص) اين سفر با شکوه را از خانه ام هانی خواهر امير المومنين علی (ع ) آغاز کرد و با همان مرکب به سوی بيت المقدس يا مسجد اقصی روانه شد، و از بيت اللحم که زادگاه حضرت مسيح است و منازل انبيا (ع ) ديدن فرمود.

 سپس سفر آسمانی خود را آغاز نمود و از مخلوقات آسمانی و بهشت و دوزخ بازديد به عمل آورد، و در نتيجه از رموز و اسرار هستی و وسعت عالم خلقت و آثار قدرت بی پايان حق تعالی آگاه شد و به "سدرة المنتهي " رفت و آنرا سراپا پوشيده از شکوه و جلال و عظمت ديد. سپس از همان راهی  که آمده بود به زادگاه خود "مکه " بازگشت و از مرکب فضا پيمای خود پيش از طلوع فجر در خانه "ام هاني " پائين آمد.

  به عقيده شيعه اين سفر جسمانی بوده است نه روحانی چنانکه بعضی  گفته اند. در قرآن کريم در سوره "اسرا" از اين سفر با شکوه بدين صورت ياد شده است : "منزه است خدايی که شبانگاه بنده خويش را از مسجد الحرام تا مسجد اقصی که اطراف آن را برکت داده است سير داد، تا آيتهای  خويش را به او نشان دهد و خدا شنوا و بيناست ". در همين سال و در شب معراج خداوند دستور داده است که امت پيامبر خاتم (ص ) هر شبانه روز پنج وعده نماز بخوانند و عبادت پروردگار جهان نمايند، که نماز معراج روحانی مومن است .

تعداد بازدید از این مطلب: 839
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : saeed
تاریخ : شنبه 28 دی 1392
نظرات 0

«بسم الله الرحمن الرحيم»

«السلام عليك ايها النبي ورحمة الله وبركاته»

«السلام علينا وعلي عباد الله الصالحين»

«السلام عليكم ورحمة الله وبركاته»

گرامي باد خجسته روز هفدهم از فرخنده ماه ربيع الاول، بهار ماه‌ها كه مصادف با سال روز ولادت با سعادت رسول خدا حضرت محمد بن عبداللّه (ص) كه تقارن مبارك آن با سال روز ميلاد ششمين اختر تابناك آسمان امامت صادق آل رسول، رييس مذهب جعفري (ع) بر شورانگيزي اين روز بزرگ افزوده است؛ سال روز ميلاد مسعود رسولي كه وجودش بشارت بارقه‌ي اميد بود در دل نااميد اسيران پايبند جهل زمانه و لحظه لحظه‌ي عمر با بركتش را عاشقانه در راه ابلاغ رحمت نازل از جانب مهر خالق بر هدايت خلق با مرحمت مصروف نمود. برگزيده ياسيني كه بشير و غياث هداي سراج صراط مستقيم بود تا گمراهان در جهل مانده را مذكري شود تا غير المغضوبين و الضالين را شامل شوند و حبيب الله اميني كه مهر و محبت را، چونان ارمغاني الهي به فصل ظلم و ستم در سرزمين بشريت عطيه داد، يتيم نظر كرده‌اي كه بر سر امتي، بي منت دست پدري را به مهرورزي و پرورندگي كشيد، بخشنده‌ي ايثارگري كه با نثار هر آنچه داشت دين مبين اسلام را از جانب رحمت للعالمين در كمال سلم و سلامت به عالميان ابلاغ كرد و «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ»؛ را در روزگار برتري قدرت بدني و مكنت مالي چون نسيمي روح انگيز بر جان خسته دلان و مظلومان جهان به خوش نوايي عدالت نواخت؛ كلامش از توحيد و يگانه پرستي بود و توصيه اش به وحدت بر سر اين كلام با شكوه، خدا را سپاس مي گزاريم كه فرصت تسليم در برابر دين مبين اسلام محمدي (ص) را روزي قسمتمان و نعمت پيروي از امامان راست گفتار و درست كرداري از خاندان صادق نبي مرسل (ع) را نصيبمان كرد. پس بر ماست نواي الهي جاري بر لبان امانتدار خاتم النبيين (ص) را كه "اعتصموا بحبل الله جميعا" را به گوش جان بشنويم و بر سر پيمانمان با معمار كبير انقلاب اسلامي و رهبر فرزانه و هوشمندمان (مدظله العالي) بمانيم كه بي شبهه امام راحل (ره) با اتكا به ايمان و به اعتبار وفاي بر عهدمان افتخار قبول آغاز گري اين تعهد بزرگ را بر دوشمان گذاشت و رهبري عزيز (دام عزه و بركاته) بر اساس قابليت وجودي مان با جديت و درايت، هدايتمان را در اين مسير روشن، دنبال مي نمايند؛ چرا كه اين عزيزان، به لطف الهي، نيك دريافتند؛ دين راستين رسول اميني كه در روز ميلادش كنگره‌ي به ظاهر راسخ ظلم، از هم شكافت و خواب امن ظالمان را برآشفت، مستكبران استثمارگر را با شدت و حدت بر آن مي دارد كه به منظور ترميم و مرمت آثار ناخوشايند اين رخنه‌ي موثر الهي در تاروپود بافته هاشان در راه اكتساب انتفاع از منافع ظالمانه شان پي‌گير مُصِّرِ رسوخ و شكافتن انسجام و وحدت پيروان دين بيدارگر و برحقي باشند كه همواره تهديدي مسلم براي باطل نمودن خدعه هايشان در ميان جمعيت خفته در جهالت بوده است. به راستي جمهوري اسلامي ايران علاوه بر حفظ وحدت ملي، با هم آهنگ و هم راه خواندن مسلمانان جهان زمينه‌ي بسياري از اين شيطنت ها و خدعه ها را خشكانيد و به ياري خدا امروز كه به بركت پيشوايي جمهوري اسلامي ايران، هفته‌ي وحدت در بيشتر سرزمين هاي اسلامي به فراخور شرايط و امكاناتشان گرامي داشته مي شود و بركاتش مصداق صدقه‌ي جاريه‌اي براي روح بلند روح الله (ره) بنيانگذار راحل جمهوري اسلامي است و ان شاء الله بر انوار منير روان پاك آن نفس مطمئنه‌ي راجع به سوي رب جليل همواره مي افزايد؛ بر ما و همه‌ي مسلمانان فريضه است با كسب بيش از پيش بصيرت از محضر مبارك ولي امر مسلمين جهان (مد ظله العالي) و هم افزايي قدرت بلا منازعه‌ي اسلام، با ايجاد وحدت ميان مسلمانان فارغ از مذهب و قوميت و نژاد و زبان، به زودي همه‌ي اين دست نيرنگ‌ها را بر ملا كرده تا آفت دشمنان اسلام از جهان دور و جهانيان از شرشان در امان بمانند.

امروز ملت هوشيار ما با راهنمايي ولي امر مسلمين امام خامنه‌اي (مد ظله العالي) "العالم بزمانه لاتهجم عليه اللوابس". از توطئه هاي روز دشمن در روزگار جنگ نرم آگاه است و در راستاي حفظ وحدت مسلمين با تمسك به آموزه هاي قرآن كريم و الگوگيري از رسول بر حق مسلمين (ص)، از هيچ تلاشي فروگذار نمي كند و در لواي ان شاالله بر بقاي ولايت ولي بصير (مدظله العالي) كه به يمن توجه ويژه و تدبير مدبرانه‌ي ايشان تاكنون از خرج ثروت و تهديد با قدرت و تطميع بر حظ شهوت در راستاي آتش افروزي در ميان مسلمانان ايران، عايدي حاصل سعي دشمنان نگشته است، به زودي زود شاهد وجد جهان اسلام از ايجاد وحدت جهاني و تحكيم قدرت بين المللي مسلمانان حقيقي و برائت از جريان هاي كفر تكفيري ملبس به لباس جعلي اسلام در سراسر عالم خواهيم بود و موجبات خشنودي حق و احقاق هدف رسالت مولود مبارك 17 ربيع الاول عام الفيل و آموختن راستين علم مفيد از مكتب صادق ديگر مولود مبارك اين روز، جعفر آل پيامبر (ع) و ديگر خاندان طيب نبوت (ع) خواهيم بود و پرچم واحد اسلام ناب محمدي (ص) جهان را تسخير و جهانيان را تسليم كاملترين دين الهي مُنزِل بر زمين در طول زمان خواهد نمود؛ آمين يا رب العالمين!

                                                                              دعاگو و ملتمس دعا

                                                                                 منصور واعظي

تعداد بازدید از این مطلب: 676
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : atamaleklib
تاریخ : پنج‌شنبه 26 دی 1392
نظرات 0

امروز 26 دی سالروز خارج شدن محمد رضا پهلوی شاه ایران است؛ که  باعث شد کمتر از یکماه انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسد.

محمدرضا پهلوی پس از خروج از کشور در ۲۶ دی ۱۳۵۷ به مصر رفت و در "اسوان" مورد استقبال رسمی انور سادات رئیس جمهور مصر قرار گرفت. سپس از ۲ بهمن مدتی را در مراکش مهمان ملک حسن دوم پادشاه این کشور بود تا اینکه با فشار دولت انقلابی ایران و ملاحظات سیاسی دولت مراکش، مجبور به ترک مراکش شد و در ۱۰ فروردین ۱۳۵۸ با ویزای گردشگری به باهاما رفت. پس از آنکه تلاش‌های او برای گرفتن پناهندگی سیاسی از انگلستان بی نتیجه ماند در ۲۰ خرداد مجبور به ترک باهاما و سفر به مکزیک شد. 
وی با شدت یافتن بیماری، در ۳۰ مهر به امریکا رفت و برای درمان پزشکی در بیمارستان نیویورک بستری شد.
محمدرضا پهلوی پس از خروج از بیمارستان و با اوج گیری بحران گروگانگیری در سفارت امریکا درتهران، امریکا را ترک کرد و به مصر رفت.
مدت کوتاهی پس از ورود وی به مصر بیماری وی اوج گرفت و پزشکان معالج طحال او را خارج کردند . وی سرانجام در روز ۵ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی، در سن ۶۱ سالگی، در قاهره درگذشت و جسد وی در مسجد الرفاعی، پس از یک مراسم رسمی، خاکسپاری شد.
تعداد بازدید از این مطلب: 834
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : atamaleklib
تاریخ : چهارشنبه 25 دی 1392
نظرات 0

عکس های خنده دار از سوژه ها و سوتی های ایرانی

منوی رستوران برج میلادبه مناسبت ماه مبارک رمضان 1392

تعداد بازدید از این مطلب: 1163
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : atamaleklib
تاریخ : سه‌شنبه 24 دی 1392
نظرات 0
نهاد كتابخانه هاي عمومي به منظور ارتقاء مطالعه مفيد، ترويج كتابخواني و معرفي منابع فاخر و ارزشمند در بهمن ماه اقدام به برگزاري مسابقات مكتوب كتابخواني به شرح زير نموده است:

· مسابقه خلاصه نويسي كتاب ويژه مادران و زنان خانه دار
· مسابقه خلاصه نويسي كتاب ويژه دانش آموزان دوره دبيرستان
· مسابقه خلاصه نويسي كتاب ويژه دوره راهنمايي
· مسابقه خلاصه نويسي ويژه اصناف
· مسابقه خلاصه نويسي ويژه مددجويان و زندانيان
· مسابقه جدول كلمات متقاطع كتابشناسي

علاقه مندان جهت شركت در مسابقات مي توانند فرم مسابقه و فرم مشخصات فردي را دانلود نموده و پس از تكميل به کتابخانه عطاملک جوینی یا نزدیکترین کتابخانه محل زندگی خود تحويل نمايند و يا تصوير آن را به پست الكترونيك match@mashadpl.ir ارسال نمايند.
مهلت ارسال فرم مسابقات تا تاريخ 20/11/1392 مي باشد.
 
 

فايلها


جدول بهمن.pdf 214.231 KB  
مسابقه جدول کتابشناسي بهمن.jpg 2.16 MB  
مسابقه خلاصه نويسي اصناف.jpg 2.3 MB  
مسابقه خلاصه نويسي اصناف2.jpg 1.25 MB  
مسابقه خلاصه نويسي دبيرستان.jpg 2.01 MB  
مسابقه خلاصه نويسي دبيرستان2.jpg 1.29 MB  
مسابقه خلاصه نويسي راهنمايي.jpg 1.96 MB  
مسابقه خلاصه نويسي راهنمايي2.jpg 1.26 MB  
مسابقه خلاصه نويسي زندانيان1.jpg 1.25 MB  
مسابقه خلاصه نويسي زندانيان2.jpg 1.94 MB  
مسابقه خلاصه نويسي کتابداران.jpg 1.92 MB  
مسابقه خلاصه نويسي کتابداران2.jpg 1.25 MB  
مسابقه خلاصه نويسي مادران1.jpg 1.28 MB  
مسابقه خلاصه نويسي مادران2.jpg 2.09 MB  
نقاشي.jpg 1.36 MB  

تعداد بازدید از این مطلب: 1043
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : atamaleklib
تاریخ : دوشنبه 23 دی 1392
نظرات 0



 
مردم ميل به كتاب خواني ندارند.

به نظر من، تدابير عمدتاً بايد متوجه
اين نكته باشد. اگرچه ممكن است
كتابخانه درست كردن همين فايده را
داشته باشد، اما اگر ما مي توانيم
دو نوع كتابخانه درست كنيم،
اگر مي توانيم تعداد انتشار را
به دو صورت بالا ببريم؛
يكي به نحوي كه اين ميل را ايجاد بكند،
يكي هم بدون توجه به اين نكته،
آن نوع اوّل لازم است؛ يعني ما
بايد فكر كنيم و اين را پيدا بكنيم.
واقعاً اين حرف درستي است كه:
آب كم جو تشنگي آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
اگر مردم كتاب خوان باشند و
دنبال كتاب بگردند، سراغ ناشر و
سراغ مولف مي آيند و ناشر خودش
را به آب و آتش خواهد زد
تا كتاب را پديد بياورد.
تعداد بازدید از این مطلب: 857
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


کتابخانه عمومی عطاملک جوینی در سال 1388 تاسیس شد واز تابستان سال 1391در ساختمان جدید به مساحت زمین950مترمربع و مخزن به مساحت208متر مربع به فعالیت خود ادامه داد.در حال حاضر زیر نظر اداره کل کتابخانه های عمومی استان خراسان رضوی مشغول به فعالیت می باشد.این کتابخانه دارای 14000نسخه کتاب و تعداد اعضا 1000نفر می باشد. آدرس: شهرستان جوین -شهرنقاب- خ امام خمینی(ره)-خ شهیداوینی- کتابخانه عمومی عطاملک جوینی شماره تلفن:05145223155 نمابر: 05145223155 کتابخانه شامل بخش های:مرجع-نشریات ادواری-کافی نت-بخش کودک و نوجوان و همچنین نرم افزار نمایه نشریات و بخش سمعی وبصری می باشد.


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران